
شاهرود زیباترین شهر استان سمنان است.تمام خیابان های این شهر پر است از درختان چنار تنومند.پاییز که به این شهر سفر کنید زیرپایتان پر است از برگهای رنگی.
اگر تاکنون به استان سمنان سفر نکردهاید، حتما در فرصتی مناسب سفر به شاهرود را در دستورکار خود قرار دهید. شاهرود زیبا که خیلی از طبیعت گردان همچون محمدعلی اینانلو عاشق آن هستند. این شهر که هم کوه دارد هم کویر و هم جنگل ، تنها حدود دو ساعت با دریا و سه ساعت با مشهد فاصله دارد و در پاییز زیباتر هم میشود چرا که در تمام کوچه پسکوچهها و خیابانهای این شهر درختان چنار تنومندی وجود دارند که در خزان برگهای رنگیشان زیر پاهایتان میریزد.

میتوانید روی آنها راه بروید و خش خش کردنشان را بشنوید. برگها آنقدر زیاد هستند که حتی شهرداری شاهرود هم قادر به جمعآوری آنها نیست.برگها هر لحظه و هر ثانیه میریزند. شهر شاهرود شهر بسیار تمیزی است که غیر از برگ درختان هیچ آشغالی را در خیابان رها نمیبینید. یکی از کارهای معمول محمد جیرانی، شهردار شاهرود قدم زدن در خیابانها و دیدن مشکلات شهر از نزدیک است.خلاصه اینکه همه چیز نظم و انضباط دارد در این شهر. از آلودگی صوتی، آلودگی نوری و آلودگی هوا خبری نیست.

شاهرودیها مردمانی بسیار مهربانند. شاید طبیعت سهگانه برایشان آمد داشته و ویژگیهای خوب مردمان کویر، کوهستان و سرسبزی و جنگل را یکجا در خود جمع کردهاند. اگر متوجه شوند که در شهر غریب هستید هر کمکی از دستشان بربیاد برایتان انجام میدهند. حتی ممکن است شما را تا مقصدی که مدنظر دارید همراهی کنند. شهر هم کوچک است و اگر حس و حال پیادهروی داشته باشید بیشتر مسیرها را میتوانید پیاده بروید. مهمترین میدانهای شهر هم میدان امام خمینی و میدان جمهوری است که مردم شهر میدان جمهوری را به نام «فلکه» بیشتر میشناسند.
خانه یغماییها در حقیقت تنها خانه شهر شاهرود است که بادگیر دارد شاید به خاطر اینکه در سال 1304 خورشیدی توسط یک معمار یزدی به نام استاد مهدی حیدریان ساخته شد.این خانه در حال حاضر محل اداره میراث فرهنگی و گردشگری شاهرود است.

موزه شاهرود در خیابان فردوسی قرار دارد.این ساختمان پیش از این بلدیه و فرمانداری شهر بوده و هم اکنون نیز در کنار ساختمان شهرداری قرار دارد که در سال 1306 ساخته شده و پس از مرمت و بازسازی از سال 1367 به عنوان موزه شهر تغییر کاربری داده و به شماره 1888 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.این بنا دو طبقه است و مساحتی معادل 450 مترمربع دارد و از دو بخش مردمشناسی و باستانشناسی تشکیل شده است.
معماری بازار شاهرود هم مانند بسیاری از بازارهای سنتی دیگر شهرهاست.این بازار حد فاصل میدان امام خمینی و فلکه قرار گرفته و جهت آن شرقی – غربی است. آثار معماری موجود در بازار معرف معماری دوره قاجاریه به بعد است. بازار شاهرود مهمترین مرکز تجاری شهر به شمار میآید و در کنار آن بناهای تاریخی دیگری چون مسجد شیخ علی اکبر ، آب انبار مدرسه قلعه ، مسجد آقا و تکیه بازار قرار گرفته است. بازار شاهرود در سالهای اخیر تعمیر و مرمت شده و به شماره 2285 به ثبت تاریخی رسیده است.

مسجد جامع شاهرود در مجاورت محلات قدیمی شهر مانند «قلعه ولوا» ، «بیدآباد» و «چهارسوق» شاهرود واقع شده و قدیمیترین مسجد شاهرود است که قدمت آن حداقل به دوره ایلخانی میرسد. در سال 1242 ،اهالی شاهرود این مسجد را مرمت کردهاند واین یک قسمت به طور مخالف پوشانده شده است. سقف بنا به صورت تاق و گنبد با قوسهایایرانی و عمدتا پنج و هفت روی جرزهای چند ضلعی اجرا شده است . در تعمیرات سال 1375 خورشیدی، به هنگام مرمت یکی از گنبدهای اصلی و استحکام بخش سه گنبد فرعی، بقایای کتیبهای گچبری کشف شد که شیوه گچبری آن به آثار دورهایلخانی شباهت دارد . این بنا در سال 1376به شماره 1856 به ثبت تاریخی رسیده است . هنوز هم میتوان آثار یادگاری نویسیهای دوره قاجاریه را روی دیوارهای این مسجد قدیمی دید.

نمی شود به شاهرود بروید و سری به جنگل ابر نزنید. جنگل ابر یکى از دست نخوردهترین جنگلهاى ایران است که در 35 کیلومترى شمال شرق سمنان، 50 کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستای ابر قرار دارد. این جنگل با 35 هزار هکتار وسعت در ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور است و از آنجا که فضای این جنگل را پوششی از ابر فرا گرفته به همین دلیل این جنگل را جنگل ابر مینامند.
ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت در فصل گرما و وجود چشمهسارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع از شاخصههای این جنگل است.
این جنگل در استان سمنان و در نزدیکى روستاى ابر واقع شده و تقریباً مرز استان سمنان و استان گلستان است. جایى که از ضخامت کوههاى البرز کاسته مىشود و ابرهاى گرفتار در پشت این دیواره از لابهلاى درهها به سمت جنوب سرازیر مىشوند؛ به همین خاطر تقریباً از بعدازظهر تا نیمههاى شب با سرد شدن هوا چنان مىنماید که جنگل به روى ابرها سوار شده است. این اتفاق منطقه ابر را دگرگون کرده و آب و هوایى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. در قسمتهاى جنوبى جنگل، یعنى قسمتى که به تمدن نزدیکتر است پوشش گیاهى تنک دیده مىشود. در عمق جنگلٰ تپههاى پرشیبی وجود دارد که سراسر پوشیده از درختان بلند است. مشهورترین درخت منطقه اورس است. درختى با ریشههاى بلند که روى زمین مىخزد.

شاهرود فرودگاه دارد اما از آنجا که بلیت هواپیما این روزها خیلی گران شده بهتر است زمینی یا ریلی به این شهر سفر کنید.اگر با خودروی شخصی بروید که باید از طریق جاده سمنان و دامغان عازم این شهر شوید و بدانید که این شهر تا تهران 404 کیلومتر فاصله دارد. اگر بخواهید با اتوبوس بروید ترمینال جنوب یا آرژانتین شما را به شاهرود میرسانند و صبح ، ظهر و شب سرویس دارند . بلیت اتوبوس عالی 13 هزار تومان و وی آی پی 15 هزار و 500 تومان است. اگر خواستید با قطار بروید از تهران تا شاهرود یک قطار محلی وجود دارد که از تهران صبح ساعت 9 و 11 راه میافتد و از شاهرود ساعت 16 برمیگردد.قیمت بلیتش هم 4 هزار و 500 تومان است.
هتل گرانقیمت و پنج ستاره پارمیدا یکی از بهترین هتلهای شهر است.در شاهرود دو مهمانپذیر آزادی و نادر هم وجود دارد اما اگر میخواهید جایی اقامت داشته باشید که هم قیمتش مناسب باشد و خدماتش خوب بهتر است در مهمانسرای جهانگردی که دو ستاره هم هست اقامت کنید. این مهمانسرا 14 اتاق و یک سوئیت چهار نفره و در مجموع 42 تخت دارد و در دهه 50 خورشیدی ساخته شده است.نرخ اتاق دو تخته 59 هزار تومان، اتاق سه تخته 71 هزار تومان، سوئیت چهار تخته 126 هزار تومان و تخت اضافه 12 هزار تومان است.

شاهرود است و برگههای زردآلو و هلویش.محلیها به برگه زردآلو «کِشته» میگویند.همچنین در این شهر سنجدهای خوب با قیمتی مناسب میتوانید پیدا کنید.از نانهای محلی هم میتوانید کاک را با قیمت 3300 تومان، نان قندی را کیلویی 3100 تومان و نان خرمایی را کیلویی 4 هزار تومان بخرید.شکر پنیر و خرماهای این شهر هم خوب است.خرما از نخلستانهای طرود از توابع شاهرود به این شهر میآید.
فراوری: الهام مرادی
بخش گردشگری تبیان
منبع : تبیان

موزه شاهرود یکی از اماکن تاریخی این شهر است که بیشک ما را به راحتی به تاریخ پیوند میدهد. موزه ای که در خیابان فردوسی شاهرود قرار گرفته و در سالهای 1307ـ1306 به عنوان بلدیه (شهرداری) به سبک معماری اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی ساخته شده است.
زیربنای موزه شاهرود 468 مترمربع است و در این موزه تلاش شده است اشیا و آثار بخشهای باستانشناسی و مردمشناسی از سطح استان تهیه و در معرض دید بازدیدکنندگان قرار بگیرند. آثار موزه به قبل از میلاد مسیح(ع)، آثار دوره قبل از اسلام و آثار دوره اسلامی تقسیم میشود. در بخش باستان شناسی موزه شاهرود آثار ارزشمندی مربوط به دوره های پیش از اسلام و اسلامی نگهداری می شود و در بخش مردم شناسی نیز مجموعه ای از ابزار و ادوات تولید پوشاک، زیورآلات و دست بافته ها، اسناد و قباله ها و نیز تصاویری از فعالیت های گوناگون زندگی مردم به نمایش گذاشته شده است. از جالب توجه ترین آثار موجود در این موزه، ابزار کار استخوانی و سنگی مربوط به هزاره ششم قبل از میلاد، سفال های خاکستری و نیز درب امامزاده قطری است.

سقفهای طبقه همکف موزه دارای طاقهای هلالی و ترکی با خشت و مصالح آجری است و نمای بیرونی آجرنما و محوطه اطراف ساختمان سنگ و آجرفرش است. این بنا سال 67 بهعنوان نخستین موزه استان سمنان مورد بهرهبرداری قرار گرفت. این ساختمان دو طبقه دارای دو بخش باستانشناسی و مردمشناسی است. ساختمان این هرچند با ساختمان شهرداری سالهای دور تفاوت بسیاری دارد اما وقتی وارد موزه میشوید میتوانید به راحتی آن را به یاد آورید.
در بدو ورود در طبقه همکف و در مقابل در ورودی موزه دری چوبی که درون ویترینی شیشهای قرار گرفته با آن نقوش برجستهاش خودنمایی میکند. بر روی این در دو، لت منبتکاری شده نقوش برجسته مختلفی از جمله نام سازندگان آن، آیتالکرسی، اسامی چهارده معصوم(ع)، نقوش اسلیمی، اشعار محتشم کاشانی، نوشتهها و روایتهای قرآنی به چشم میخورد.
این در زمان مظفرالدین شاه قاجار و به عنوان در آرامگاه امامزاده محمد سرامین قطری(ع) که معروف به امامزاده قطری است ساخته شده است. این در پیش از انتقال به موزه باتوجه به نقوش برجسته و به نوعی منحصر به فردش دوبار به سرقت رفته است.
نوشتههای منبتکاری شده و نقوش برجسته بر روی این در به راحتی هنر آن زمان را به رخ میکشد. بخشی از آن مانند نقوش برجسته که خارج از در منبت کاری شده و به وسیله میخ و سنگ یشم به بدنه اصلی در نصب شده نقوش اسلیمی یا گل بوتهای است که چرخه زندگی و چهارفصل سال را به نحو هنرمندانهای نشان میدهد. گلهای نیلوفری که پیشینه تاریخی دارد و در تخت جمشید هم به چشم میخورد بیانگر همان چرخه زندگی و فعالیت است.
اما شاید جالبترین قسمت این در، سیر تکاملی جنین باشد. طراحی ومنبت کاری مراحل تشکیل ورشد این جنین با توجه با علم آن زمان خود یکی از شگفتیهای این در است. کربلایی میرزا گرمنی، رمضان علی میقانی و نصرالله بن مرحوم ملاعلی نام سازندگان وبانیان آن است که در روی در دیده میشود

در بخش دیگر این موزه، قدیمیترین اشیا مربوط به تپه سنگ چقماق بسطام و دوره تاریخی هزاره ششم پیش از میلاد مسیح(ع) خودنمایی میکند. این تپه پیش از انقلاب توسط پروفسور ماسودا ژاپنی و هیأت همراه وی مورد کاوش قرار گرفت و اشیای به دست آمده از آن شامل ابزار سنگی و استخوانی از جمله سوزن، سنجاق سر، قبضه داس وکارد یا تیغهای سنگی است که برای کارهای روزمره از آنها استفاده میشده است.
در ویترین شیشهای دیگرظروفی به دست آمده از تپه حصار دامغان دیده میشود. تپه حصاردامغان به عنوان تپه کلیدی شهرتی جهانی داردکه در آن سه لایه تمدن حصار 1 تا 3 وجود دارد. از این تپه اشیای بسیاری به دست آمده است که میتوان آنها را در موزههای ایران و جهان دید، از آن جمله ظروف سفالی منقوش نخودی رنگ از هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح(ع) است که در دور آنها نقوشی از حیوانات و گیاهان به چشم میخورد. با نگاهی به ظروف سفالی هزاره سوم پیش از میلاد مسیح(ع) که خاکستری رنگ است میتوان فهمید که هر دوره چه تغییراتی در نگاه هنرمندان روی داده است.
در کناری دیگر ابزاری از جنس مفرغ، استخوانی وسفالی مربوط به هزاره اول پیش از میلاد مسیح (3000 سال قبل) دیده میشود که بیشتر اشیای تزیینی وآرایشی زنان آن دوره مانند دستبند، حلقه، گیره سر، سنجاق مو است و بیشک مقایسه آنها با لوازم فعلی بانوان لبخندی را بر لب هر بیننده خواهد نشاند.

ظروف تدفین در قسمتی دیگر از موزه روایت ویژه خود را دارد. این ظروف مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است که در گورستان پارک موزه شاهرود کشف شد. با حفاری در این منطقه اشیای زیادی از گورهای مکشوفه به دست آمده است که به ظروف خاکستری یا تدفین معروفند. سفالهای خاکستری در آیین تدفین با مرده دفن میشد چرا که آنان اعتقاد داشتند مردگان در دنیای دیگر زنده میشوند و به این وسایل نیاز دارند.
شنیدن نحوه دفن مردگان در این گورستان بسیار جالب است. در آن دوره مردگان را به حالت جنینی دفن میکردند یعنی اینکه صورت به سمت شرق (محل طلوع خورشید) که پیامآور زندگی و حرکت است، دستها به سمت ظرفها و پاها در قفسه سینه جمع شده و به پهلو میخوابانیدند.
در همین بخش باستانشناسی میتوان آجرهای نقش دار یا نقوش آجری را دیدکه از کنار هم چیدن آنها نقوش هندسی به دست میآید، سنگ قبرهای مربوط به دوره صفویه و قاجار که از مجن، تاش و شاهکوه به موزه منتقل شده است، انواع پیه سوزها از جنس فلز و مفرغ که برای روشنایی از آن استفاده میشده است از دیگر اشیای موجود در این موزه است.

بخش سکه با سکههایی از دورانهایی مانند صفویه، اشکانی و سلوکی، از دیگر قسمتهای دیدنی این موزه است.
طبقه دوم بخش مردمشناسی است. این بخش شامل ابزارکار دامداری، کشاورزی، پوشاک، پخت نان، دست بافتهها و اسناد و قبالهها، ابزار و وسایل تعزیه خوانی و وسایل تدفین، کارگاه پارچه بافی و انواع چرخهای ریسندگی سنتی، ابزار تدخین، وسایل روشنایی سنتی، دم آهنگری، قرآن خطی در ابعاد مختلف و دست خط مبارک امام خمینی(ره) که به مناسبت شهادت آیتالله مطهری به آیتالله توحیدی ارسال شده و نیز تصاویری از فعالیتهای گوناگون مردمشناسی است. از جمله تصاویر بسیار زیبا در این غرفه پرده درویشی با 32 قصه به روایت تصویر و400 صورت انسان و حیوان با هنر نقاشی رنگ و روغن است که در سال1340 هجری قمری در کاشمر خلق و در سال 69 مرمت شده است.
در غرفه پوشاک موزه شاهرود، انواع لباسهای زنانه شامل کت زنان (کلیجه) شلیته، کلاه سوزندوزی شده، چارقد ریال، جورابهای پشمی و پیراهن سوزندوزی شده دیده میشود. در بخش مردمشناسی تلاش شده است تا بازدیدکنندگان از نزدیک با نحوه زندگی مردم در دورههای گذشته آشنا شوند.
فراوری: الهام مرادی
بخش گردشگری تبیان
منبع : تبیان

مردان نمکی نامی است که به شش مومیایی کشفشده در زمستان سال 1372 خورشیدی در معدن نمک چهرآباد استان زنجان داده شدهاست. داستان مردان نمکی داستانی است شنیدنی از آنهایی که به ناگاه از اعصار تاریک تاریخ به عصر جدید پرتاپ شده اند.
در زمستان سال 1372، معدنکاران بههنگام خاکبرداری و استخراج نمک از معدن زیر تپههای این منطقه، با نیمتنه یک جسد روبهرو شدند. این جسد دارای ریش و موی بلند و حلقه گوشوارهای از جنس طلا در گوش چپ بود. جسد مزبور در اواسط یکی از تونلهای معدن، که حدود 45 متر طول داشت، بهدست آمد.
از تاریخ 6 اسفند 1372، کاوشها در این منطقه آغاز شد. درپی کاوشها؛ یک ساق پا درون چکمهء چرمی، سه قبضه چاقو، شلوارک، شی نقرهای، قلاب سنگ، قطعات طناب چرمی، سنگ ساب، یک عدد گردو، قطعات سفال و چند تکه پارچه منقوش و قطعات خردشده استخوان نیز پیدا شد. باستان شناسان در مورد ظاهر این پیکر گفتهاند احتمالا مرد نمکی از طبقه اشراف و شاهزادهها بودهاست، زیرا بر روی لباس او جواهرات و زیورآلاتی پیدا شده که مخصوص این طبقه بوده، و همچنین آنها چنین فرضیه دارند که او یا درحال فرار به غار پناه برده یا در جنگی از میدان گریخته و به غار پناه آورده و آنجا فوت کرده و موریانهها پیکرش را، که از نمک پوشیده بوده، خوردهاند.
این داستان کشف نخستین مرد نمکی در ایران است. مردان نمکی نامی است که به شش مومیایی کشفشده در زمستان سال 1372 خورشیدی در معدن نمک چهرآباد استان زنجان داده شدهاست. داستان مردان نمکی داستانی است شنیدنی از آنهایی که به ناگاه از اعصار تاریک تاریخ به عصر جدید پرتاپ شده اند.
از جمله اشیایی که همراه این مرد نمکی یافت شد میتوان به تکه سبد و میخهای چوبی، طنابهای گیاهی و منسوجات اشاره کرد
با وجود کشف استثنایی مرد نمکی شماره یک در سال 1372 تلاش چندانی برای تعطیل کردن استخراج مکانیکی و لغو بهره برداری از معدن صورت نگرفت. پاییز 1383 معدنکاران در حین کار با بولدوزر دوباره با بقایای اسکلت انسانی برخورد کردند که بدلیل کار با بولدوزر تا حد زیادی متلاشی شده بود و با جستجوی معدنکاران در میان خاکهای آشفته علاوه بر جمعآوری قسمتهایی از بقایای انسانی تکه تکه شده، شماری اشیا به دست آمد که توسط بهره بردار به اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان منتقل شد. بررسیهای نخستین بر روی بقایای انسانی که پس از انتقال به میراث فرهنگی، مرد نمکی شماره 2 نامگذاری شد، نشان داد که این بقایا متعلق به مردی میانسال با میانگین قد حدود 180 سانتیمتر بوده که در جریان ریزش دیوارهها و سقف تونل کشته شده است.
از جمله اشیایی که همراه این مرد نمکی یافت شد میتوان به تکه سبد و میخهای چوبی، طنابهای گیاهی و منسوجات اشاره کرد.

کشف اتفاقی مرد نمکی شماره 2 و مجموعهای از اشیا موجب از سرگیری پژوهشهای باستان شناسی در معدن نمک چهرآباد پس از گذشت 11 سال شد. بنابراین کاوش در معدن با وجود شرایط آب و هوایی نامناسب و دشوار در دیماه 1383 به منظور نجات بخشی آثار و بقایای باقی مانده آغاز شد.
مرد نمکی شماره 3 همچون مرد نمکی 2 به صورت اتفاقی و طی کار باطلهبرداری بولدوزر توسط معدنکاران در سال 1383 کشف شد. بدلیل سقوط یک صخره بسیار بزرگ نمک بر روی مرد نمکی شماره 3 و همچنین کشف آن توسط بولدوزر، این جسد نیز به صورت متلاشی شده و تکه تکه به دست آمد. آنچه که مرد نمکی شماره 3 نامیده شد در واقع بقایای استخوان، لباس و قسمتهایی از بافت نرم فردی بود که همچون معدنچیان دیگر بر اثر ریزش تونل و سقوط یک سنگ چند تنی روی او کشته شده بود.

مرد نمکی شماره 4 سالمترین و کاملترین جسد نمکی به دست آمده از معدن چهرآباد است و به رغم آسیب دیدگی به هنگام مرگ تقریبا بیشتر قسمتهای بدن این مومیایی سالم باقی مانده است. این جسد شامل مجموعهای از استخوانها و بافت نرمی است که بر اثر از دست دادن آب بدن کاملا خشک شده است.
براساس پژوهشهای انجام گرفته مشخص شد این مومیایی طبیعی، پسر جوانی بوده که به هنگام مرگ حدود 16 سال داشته است. قد این مومیایی 170 تا 175 سانتیمتر و بر گوشهایش حلقه فلزی دیده میشود، موهای سر وی کوتاه، به رنگ خرمایی و همراه این مومیایی اشیای جالب توجهی نیز کشف شد. یکی از این اشیا چاقوی فلزی با دسته استخوانی است که در غلافی چرمی به کمربند پارچهای این مومیایی بسته شده است و از اشیای دیگر میتوان به دو کوزه کوچک سفالی سالم اشاره کرد.

از ویژگی های بسیار مهم این مومیایی طبیعی، لباس کامل است که برتن او دیده میشود، این لباس از بالاپوشی بلند، یک شلوار و کفش چرمی تشکیل شده است.
پنجمین مومیایی طبیعی نیز در کاوش فصل دوم در حالی یافت شد که به جز سر بقیه قسمتهای بدن زیر صخره و سنگهای آواری بزرگ قرار گرفته بود. شکل جسد نشان میداد که این شخص نیز همچون نمونههای پیشین بر اثر حادثهای که منجر به تخریب و ریزش تونل گردیده، کشته و مدفون شده است.
بر خلاف مومیایی نمکی شماره 4 بیشتر بافت بدن مرد نمکی شماره 5 پوسیده و از بین رفته بود و بافت نرم فقط در قسمتهایی کوچک از دو دست، پاها بخشهایی از صورت، سینه و لگن باقی مانده بود. موی سر جسد به شرایط محیطی که مرد نمکی در آن قرار گرفته بر میگردد، کم بودن میزان نمک در این محیط نفوذ آب از بالای کوه به این بخش از معدن از دلایل اصلی پوسیده شدن زیاد مرد نمکی شماره 5 است.

ششمین مرد نمکی با آغاز فصل سوم کاوش در خرداد 1386 براثر بارندگیها و شستشوی نمک، پش از حدود 40 سانتیمتر حفاری در نزدیکی محل کشف مرد نمکی شماره 2 پیدا شد، اما به علت نبود مجوز حفاری و مشکل در نگهداری، این جسد تاکنون درون نمک باقی مانده است. جمجمه ششمین مرد نمکی مـربوط به دوره ساسانی است.
پیکر نخستین مومیایی در معدن نمک چهرآباد واقع در یککیلومتری جنوب روستای حمزهلو در ناحیهء غرب شهرستان زنجان پیدا شدهاست. سر و پای چپ یکی از این مردان در موزهء ایران باستان تهران قابل بازدید است. جسد سه تن دیگر از مردان نمکی در عمارت ذوالفقاری در شهر زنجان نگهداری میشود.
با انجام آزمایشهای سالیابی به روش کربن 14، که بر روی نمونه استخوانها و پارچههای مجموعه صورت گرفت، قدمتی حدود 1700 سال (اواخر اشکانی – اوایل ساسانی) برای مرد نمکی تعیین گردید. آزمایشهای دیانای نشان داد که سن مرد نمکی هنگام مرگ حدود 37 سال و قد وی حدود 175 سانتی متر بودهاست.
عمارت ذوالفقاری در یکی از محلات قدیمی شهر زنجان موسوم به محلة «دالان آلتی» در ضلع شمالی سبزه میدان و مسجد جامع قرار دارد. این بنا ساختمان مسکونی و اداری حکمران زنجان بوده و از مجموعه بناهای اندرونی و بیرونی و بخشهای مختلفی تشکیل یافته بود. از این مجموعه در حال حاضر فقط عمارت بیرونی باقی مانده که به نام «عمارت محمود خان ذوالفقاری» معروف است.

در سال 1379 میراث فرهنگی استان زنجان تصمیم به حفاظت و مرمت عمارت ذوالفقاری گرفت و در این راستا بنای مذکور در چندین مرحله مرمت و باز سازی گردید. با انتقال مجموعه آثار بدست آمده از معدن نمک چهر آباد در سال 1386 موزه موقت مومیایی ها در این مکان بوجود آمد و در سال 1388 اولین موزه باستانشناسی استان زنجان در عمارت ذوالفقاری افتتاح گردید.
این بنا در سال 1375 خورشیدی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
در حال حاضر به استثنای مومیایی نمکی شماره 1 که در موزه ملی کشور نگهداشته می شود بقیه اجساد و اشیای بدست آمده از معدن چهرآباد در موزه ذوالفقاری زنجان در شرایط مطلوب، تحت نظارت کارشناسان مربوط نگهداری می شوند.
منبع : تبیان
به گزارش خبرنگار مهر، اگرچه شکارچیان غیرمجاز در فصول مختلف با وسایل گوناگون مانند اسپیکر و ضبط صوت از جمله گاوبانکی با تقلید صدای گونه های حیات وحش از جمله، مرال، شوکا، گوزن و ... می پردازند اما اینجا و در پناهگاه حیات وحش، محیط بانان همانند دایه های مهربان تر از مادر به مراقبت و پرورش گوزن زرد ایران مشغول هستند.
تا سالهای نه چندان دور تصور می شد که نسل گونه گوزن زرد ایرانی به شماره افتاده است اما با دیدن چند گونه در استان فارس و انتقال آن به دشت ناز ساری، فصل جدیدی در ندگی این گونه های منحصر بفرد باز شد.
اکنون پناهگاه حیات وحش دشت ناز ساری، مامن گوزن زرد ایرانی است که پس از زادآوری و تکثیر به مناطق مختلف ایران منتقل و پراکنش می شوند تا جلوی انقراض یکی دیگر از گونه ای زیبا و انحصاری حیات وحش در ایران گرفته شود.
زادآوری گوزن زرد ایرانی در دشت ناز
در حال حاضر حدود 38 راس گوزن زرد ایرانی در پناهگاه حیات وحش دشت ناز زیست و زادآوری می کنند که از این تعداد سه راس گوزن چند روز اخیر و چهار راس نیز سال قبل متولد شده اند.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست ساری در گفتگو با خبرنگار مهر، با بیان اینکه در حال حاضر بطور تقریبی حدود 38 راس گوزن در پناهگاه حیات وحش ساری زیست می کنند، عنوان کرد: وضعیت این گونه حیات وحش در منطقه خوب است.
مهرداد فغانی با اشاره به اینکه اکنون این گونه در مناطق دیگر نیز پرورش داده می شوند، یادآور شد: در پناهگاه حیات وحش ساری فقط گونه گوزن زرد زیست می کنند و در دیگر پناهگاههای کشور، گوزن قرمز پرورش داده می شود.

وی با عنوان اینکه گوزن زرد جزو گونه های حمایت شده و در معرض خطر انقراض است، بیان داشت: پناهگاه حیات وحش ساری در واقع محل تکثیر است و پناهگاه حیات وحش است.
وی با اشاره به اینکه پناهگاه حیات وحش دشت ناز محصور بوده و بازدید از آن برای عموم آزاد نیست، گفت: در این منطقه گوزن زرد نگهداری می شود و در مواردی نیز به جاههای دیگر منتقل می شود.
کاهش تلفات گوزن زرد
فغانی افزود: میزان تلفات این گونه در سالهای اخیر کاهش چشمگیری یافته است و امسال وضعیت این گونه بسیار خوب است.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست ساری با بیان اینکه تاکنون چند راس گوزن در سالهای مختلف به دیگر مناطق کشور منتقل شده است، گفت: تاکنون چندین راس به پناهگاههای مختلف از جمله، یزد، خوزستان، کردستان، آذربایجان و ... منتقل شده است.
فغانی درباره نیازمندیها در پناهگاه حیات وحش دشت ناز گفت: همیشه از کمبود نیرو، کمبود امکانات رنج می بریم و همواره با حداقل ها سپری می کنیم.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست سازی همچنین عنوان کرد: اعتبارات ما برای تامین علوفه و جو پاسخگو نیست و به سختی آن را تهیه می کنیم و امسال برای رفع مشکلات، نسبت به علوفه کاری اقدام کرده ایم.
وی با اشاره به تولد سه راس گوزن زرد ایرانی در ماه فروردین در پناهگاه دشت ناز ساری گفت: احتمالا در ماههای آتی نیز شاهد تولد چهار تا پنج راس گوزن دیگر خواهیم بود.
تولد چهار راس گوزن سال قبل در دشت ناز
فغانی در پایان ضمن تقدیر از تلاش شبانه روزی محیط بانان این اداره افزود: سال گذشته نیز چهار راس گوساله گوزن زرد ایرانی در پناهگاه حیات وحش دشت ناز متولد شدند.
زیستگاهها بعنوان بستر حیات و گونه های گیاهی و جانوری آن بعنوان گیاهی ذخائر ژنتیکی و منابع تامین نیازهای بشر به شمار رفته تخریب و نابودی آنها ادامه حیات و بقا انسان را مورد تهدید قرار خواهد داد و از اینرو مناطق منتخب زیربه منظورحفظ تنوع زیستی و طبیعت برای نسل آینده اختصاص و مـورد حفاظت قرار می گیرند و پناهگاه حیات وحش دشت ناز در 28 کیلومتری شهر ساری استان مازندران با مساحتی حدود 56 هکتار واقع شده است.
مدیرکل محیط زیست مازندران نیز در زمینه این پناهگاه حیات وحش می گوید :در منطقه کوهستانی دشت ناز بیش از 447 گونه گیاهی وجود دارد،گونه هایی چون توسکا ،راش،ممرز ،لیلکی وانجیلی ، اما گونه های جانوری آن بیشتر مورد توجه دوستداران محیط زیست هستند، ازجمله ،شوکا، مرال قرقاول و گربه جنگلی. دشت ناز، از حدود 40 سال پیش تا کنون به محل تکثیر و رشد گوزن زرد خالدار ایرانی که یکی از گونه های نادر گوزن دنیاست درآمده است.
ناصر مهردادی بیان داشت: گوزن زرد یکی از نادرترین و از گونه های معروف جهان است که زیستگاه اصلی این حیوان کناره رودخانه های دز و کارون و جزیره اشک واقع در ساحل دریاچه ارومیه است که تعدادی از گوزن ها را هر از گاه به آنجا نیز می برند.
وی یادآور شد: پناهگاه حیات وحش دشت ناز ساری در حدود ۵۵ هکتار وسعت دارد و از سال ۱۳۴۶ به صورت محل تکثیر گوزن زرد ایرانى درآمده است که در این پناهگاه ضمن حفاظت و نگهدارى گوزن زرد ایرانى که تعلیف آنها دستى صورت مىگیرد.
وی افزود: همه ساله تعدادى از گوزنهاى تولید شده را به زیستگاههاى اصلى، یعنى حواشى رودخانهٔ دز و کارون منتقل مىکنند، انتقال این گونه نادر به زیستگاه های دیگر کشور از سال 1368آغاز شد و هم اکنون 10 منطقه شناسایی شده با شرایط مناسب زیستگاهی میزبان گوزن زرد ایرانی است.
معرفی گوزن زرد ایرانی
گوزن زرد ایرانی با نام علمی Dama mesopotamica پستانداری از خانوادهٔ گوزن است. گمان میرفت که نسل این حیوان منقرض شدهباشد تا این که در دههٔ 1950 گلّهای از آن در خوزستان کشف شد. اینک گلههایی از گوزن زرد ایرانی در دشت ناز ساری در استان مازندران در محوطهٔ محصوری مراقبت میشوند. در برخی از باغ وحشهای جهان نیز نمونههایی از آن وجود دارد.
این حیوان جثهاش از مرال کوچکتر است. نرها شاخهای بلند و نسبتاً پهنی دارند. رشد شاخها از یک سالگی به بعد شروع میشود، ولی شاخکها از دو سالگی ظاهر میگردد. در اواخر فصل زمستان شاخها میافتند و شاخهای جدید بلافاصله شروع به رشد میکنند و در تابستان تکمیل میشوند. موها در فصل تابستان کوتاه است. رنگ پشت و پهلوها در این فصل زرد متمایل به قرمز و زیر بدن و کفلها و دم سفید است. در قسمت پشت و پهلوها خالهای سفید مشخصی دارد. در زمستان موها بلندتر و به رنگ خاکستری با خالهای نامشخص است.
گوزن زرد ایرانی دارای طول سر و تنه میان 150 تا 200 سانتی متر، دم 16 تا 20 سانتی متر و ارتفاع 85 تا 110 سانتی متر است. این پستاندار وزنی برابر با 50 تا 130 کیلوگرم دارد.
پناهگاه حیات وحش دشت ناز که یکی از جاذبه های گردشگری مازندران به شمار می رود با حدود 55 هکتار وسعت و پوششی از جنگل های جلگه ای ، در شمال شرقی شهر ساری واقع است.
منبع : خبرگزاری مهر
دادگاه فدرال شیگاگو حکم حراج الواح هخامنشی رارد کرد
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، معاون میراث فرهنگی کشور در واکنش به رای دادگاه فدرال امریکا در خصوص الواح گلی هخامنشی به نفع ایران گفت:دفاع ایران و همین طور کارشناسان و پژوهشگران موسسه شرق شناسی شیکاگو باعث شد تا رای نهایی دادگاه فدرال به نفع ایران صادر شود.منبع : باشگاه خبرنگاران