جنگلهای ابر استان سمنان از جمله جاذبههای زیبا و بی نظیر کشورمان است که در هر فصلی گردشگران زیادی را به خود فرا میخواند و میتواند یکی از مقاصد گردشگری طبیعت دوستان در ایام نوروز باشد.
به گزارش خبرنگار جامعه فارس، در سیزدهمین بخش از عیدانه خبرگزاری فارس به یکی از استانهای مرکزی کشور سفر میکنیم و با در نظر گرفتن شرایط و آب و هوای این استان میتواند یکی از مقاصد گردشگران نوروزی کشور باشیم.
این استان از شمال به استانهای خراسان شمالی، گلستان و مازندران، از جنوب به استانهای یزد و اصفهان، از مشرق به استان خراسان رضوی و جنوبی و از غرب به استانهای تهران و قم محدود است.
سمنان، شاهرود، دامغان، گرمسار، میامی، آرادان، مهدیشهر از جمله شهرهای مهم این استان است، بله، استان سمنان با داشتن آب و هوای گرم و خشک کویری تا آب و هوای کوهستانی در شمال آن در هر چهار فصل کشور میتواند یکی از مقاصد گردشگری در هر چهار فصل کشور باشد.
جاذبههای برتر طبیعی استان: جنگل ابر، جنگل رودبارک، پارک ملی کویر، منطقه حفاظت شده خارتوران، منطقه حفاظت شده پرور و خوش ییلاق، غار دربند مهدیشهر، کویر حاج علیقلی دامغان.
جاذبه برتر فرهنگی و تاریخی استان: مسجد جامع شهر سمنان، مجموعه تاریخی بسطام، مسجد تاریخانه دامغان، مسجد جامع روستای قرومد، تپه حصار دامغان، مجموع بافت و بازار سرپوشیده و مسجد سلطانی و موزه پهنه شهر سمنان، دروازه ارگ سمنان، قلعه گرد کوه
استان سمنان به واسطه موقعیت جغرافیایی خود دریاچهای دارد که آب این دریاچه خاصیت درمانی دارد و میتواند مقصد گردشگرانی باشد که به دنبال وجود آب درمانی هستند.
تلخ آب لاسجرد: در فاصله 70 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - تهران قرار دارد. مساحت آن 0.35 هکتار است. آب معدنی آن خاصیت درمانی دارد.
دریاچهها یکی از جاذبههای گردشگری این استان است و گردشگران نوروزی میتوانند در کنار خانوادههای خود لحظات خاطره انگیزی را داشته باشند.
دریاچه سد شهید شاهچراغی: در فاصله 12 کیلومتری شمال دامغان در مسیر دامغان - دیباج قرار دارد.
دریاچه سد خاکی فولاد محله: در فاصله 60 کیلومتری شمال مهدیشهر -در نزدیکی فولاد محله قرار دارد.
دریاچه سد خاکی بهورد: در فاصله 32 کیلومتری شمال غرب ایوانکی در مسیر سمنان - تهران در جادهای فرعی به سمت روستاهای گندآب و بهورد، قرار دارد.
دریاچه نمکی دلازیان: در فاصله 50 کیلومتری شهر سمنان در مسیر معدن گوگرد دلازیان قرار دارد. مساحت آن 40 هکتار است دریاچه نمکی است.
در کنار دریاچهها، چشمه ها نیز از جذابیتهای گردشگری استان سمنان است.
شیرین چشمه: در فاصله 120 کیلومتری میامی در مسیر میامی - جاجرم و فرعی کالپوش قرار دارد.
چشمه اروانه: در فاصله 42 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - فیروزکوه قرار دارد.
چشمه خنار: در فاصله 60 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - تهران قرار دارد.
چشمه روزبه چاشم: در غرب مهدیشهر و 5 کیلومتری روستای چاشم قرار دارد.
چشم ملارده: در روستای ملاده قرار دارد.
چشمه سیاه رودبار: در روستای کلیم قرار دارد.
چشمه هیکو: در روستای هیکو قرار دارد.
آبشارها در کنار چشمهها و دریاچهها میتواند یک بسته کاملی برای گردشگران نوروزی باشد.
آبشار آلوچال: در فاصله 48 کیلومتری شمال شاهرود در مسیر شاهرود - رامیان و مسیر فرعی روستای ابر قرار دارد این آبشار از محل سرتخت حمام دره 1 ساعت پیادهروی دارد.

آبشار نکارمن: در فاصله 25 کیلومتری شاهرود در مسیر شاهرود - مجن و در مسیر فرعی روستای نکارمن قرار دارد.
آبشار نسروا: در فاصله 25 کیلومتری شمال شهر دیباچ قرار دارد.
آبشار روستای هیکو: در فاصله 60 کیلومتری مهدیشهر قرار دارد.
آبشار نبی: در فاصله 55 کیلومتری شهر گرمسار در مسیر سمنان - گرمسار در نزدیکی روستای قالیباف قرار دارد. ارتفاع این آبشار 35 است. مسیر دسترسی به این آبشار مشکل بوده و حدود 3 ساعت پیادهروی دارد.
غارها از جمله جذابیتهایی هستند که همواره افرادی که به دنبال کشف جاذبههای بکر و زیر زمینی هستند غار گردی را در برنامههای خود قرار میدهند.
غار سم (خواجه قنبر): در فاصله 140 کیلومتری میامی در مسیر میامی - جاجرم، فرعی کالپوش و در فاصله 3 کیلومتری روستای نام نیک قرار دارد. جزء بزرگترین غارهای ایران میباشد.
غار ملهدو: در فاصله 18 کیلومتری بیارجمند در بدنه کوه قرار دارد.
غار شیربند: در فاصله 20 کیلومتری شمال شرقی دامغان قرار دارد. قندیل و ستونهای زیبای آهکی به رنگ و اندازههای مختلف از سقف غار آویزان است.
غار نمکی: در فاصله 22 کیلومتری شهرستان گرمسار در مسیر جاده گرمسار - قم قرار دارد.
غارهای اروانه: در فاصله 42 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - فیروزکوه قرار دارد. غاری طبیعی و گچی است که بر اثر حرکات تکنوتیکی ایجاد شده است. بخشی از مسیر دسترسی به آن جاده خاکی است.
غارهای افتر یا یخچال طبیعی: در فاصله 30 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - فیروزکوه قرار دارد. غاری طبیعی و گچی است که بر اثر حرکات تکنوتیکی ایجاد شده است بخشی از مسیر دسترسی به آن جاده خاکی است.
تنگه ها و دشتها از پیشنهادهای عیدانه خبرگزاری فارس به گردشگران نوروزی است که بتوانند لحظات خوب و خاطره انگیزی را برای خود و خانواده رقم بزنند.
تنگه شمشیر بر: در 15 کیلومتری شمال غرب شهر دیباج قرار دارد.
تنگه زندان: در 17 کیلومتری شمال شهر دیباج قرار دارد.
کوه سرخ: در فاصله 48 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - تهران قرار دارد.
دشت
دشت شقایقها: در فاصله 15 کیلومتری شمال شهر دیباج قرار دارد.
دشت گلهای سریشو: در فاصله 10 کیلومتری شمال شرقی دامغان قرار دارد.
دشت سمنان: در فاصله 20 کیلومتری شهر سمنان در مسیر جنوب سمنان قرار دارد.
استان مرکزی سمنان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود کویرهای زیاد و زیبایی دارد که با شبهای پرستاره خود تعداد زیادی از گردشگران و دوستداران تماشای آسمان در شبهای بهاری را ترغیب میکند تا به کویرها بیایند و به تماشای ستارهها در آسمان زیبای شب بنشینند.
کویر رضاآباد: در فاصله 230 کیلومتری جنوب شرق شاهرود قرار دارد.
کویر حاج علیقلی دامغان: در فاصله 45 کیلومتری جنوب شرقی دامغان در مسیر دامغان - جندق و در شرق این جاده قرار دارد.
کویر رمل: در فاصله 35 کیلومتری جنوب دامغان در نزدیکی روستای حسنآباد قرار دارد.
کویر دریاچه نمک: در فاصله 47 کیلومتری جنوب دامغان و در نزدیکی روستای دهخدا قرار دارد.
کویر جنوب سمنان: در فاصله 40 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - دامغان قرار دارد. دارای تپههای رمل و نمکی است. شامل پدیدههای ژئومورفولوژیک نیز میباشد.
کویر لاسجرد: در فاصله 48 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - تهران قرار دارد. دارای پدیدههای ژئومورفولوژیک است.

جنگل سردار بیک: در فاصله 140 کیلومتری شهر میامی و حوزه آبریز شمالی کشور قرار دارد و بهترین راه دسترسی مسیر میامی به کالپوش (در مسیر میامی - جاجرم) میباشد.
جنگل دشت شاد: در فاصله 160 کیلومتری شهر میامی و حوزه آبریز شمالی کشور قرار دارد. بهترین راه دسترسی مسیر میامی به کالپوش (در مسیر میامی - جاجرم) میباشد.
جنگل ابر: در فاصله 45 کیلومتری شاهرود در مسیر شاهرود - آزادشهر و مسیر فرعی علیآباد قرار دارد.
جنگل رودبارک: در منطقه نمونه گردشگری رودبارک قرار دارد.
جنگل اسپیرو: در فاصله 12 کیلومتری شهر کلاته رودبار قرار دارد.
پارک جنگلی دست کاشت سوکان و کومش: در فاصله 5 کیلومتری شهر سمنان در مسیر سمنان - دامغان قرار دارد. دارای درختان سوزنی برگ است. در این پارک باغ پرندگان و تأسیساتی شامل سوئیت و کلبه چوبی جهت اقامت وجود دارد.
استان سمنان با داشتن مناطق حفاظت شده فرصتهای خوبی برای تماشای پرندگان دارد و قایق سواری نیز از دیگر جاذبههای طبیعی این استان است.
منطقه حفاظت شده پرور: منطقه پروربخشی در شرق البرز مرکزی و حدود 35 کیلومتری شمال شهر سمنان است. پرندگان شاخص آن شامل کبک دری، سینه سرخ ایرانی و طرلان میباشند.
پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق: خوش ییلاق در شرق جاده اصلی شاهرود به گرگان و حدود 70 کیلومتری شمال شرقی شهرستان شاهرود قرار دارد و شامل بخشهایی از کوهستان البرز شرقی از حدود جنگلهای مرطوب خزر در شمال تا استپهای نیمه خشک و پوشیده از درمنه فلات مرکزی ایران در جنوب است. از پرندگان شاخص این منطقه میتوان به کبک دری، سینه سرخ ایرانی، هما و عقاب طلایی اشاره کرد.
ذخیره گاز زیستکره توران: منطقه توران در حدود 120 کیلومتر جنوب شرق شهرستان شاهرود واقع شده است و از کوههای خشک، دشتهای کم آب و علف و پوشش گیاهی استپی، بیابانی و نیمه بیابانی تشکیل شده است از پرندگان، شاخص این منطقه میتوان به زاغ بور، هوبره، دودوک، چکاوک بیابانی، سهره خاکی و تیهو اشاره کرد.
پارک پردیس شهمیرزاد نیز منطقه مناسبی برای قایق سواری گردشگران نوروزی است.
گردشگران و مسافران نوروزی میتوانند مسیر سفرهای خود را به گونهای انتخاب کنند که از مناظر زیبای جادههای این استانها استفاده کنند. از جمله جادههای زیبای این استان میتوان به جاده دامغان - دیباج - گلوگاه، دیباج - لارکوه، جاده تاریخی سنگ فرش پارک ملی کویر، جاده منطقه حفاظت شده پرور تا روستای هیکو، جاده منطقه نمونه گردشگری رودبارک واقع در جاده شهمیرزاد - فولاد محله و جاده معدن گوگرد که مسیری کویری و بکر است اشاره کرد که در چهار فصل سال زیبا است.
در لابهلای ساعتهایی را که گردشگران به طبیعت گردی میپردازند باید فرصت را مغتنم بدانند و از محصولات و صنایع دستی این استان که ساخته دست هنرمندان این استان است تماشا و خرید کنند از جمله محصولاتی که میتواند به عنوان رهآورد سفر همراه مسافران نوروزی شود نمد مالی، چاپ قلمکار، سفالگری و سرامیک، دستبافها، سیاه چادر عشایری، کرباس بافی (وشینه)، کئوکه و انواع شیرینیهای سنتی مانند شیرمال و کماچ شیرینی این سفر به یادماندنی را برایتان چند برابر میکند.
انتهای پیام/
منبع : خبرگزاری فارس
خلیج فارس نام پیشرفتگی آب دریای عمان است که بین جنوب ایران و شبهجزیرهی عربستان جای دارد. این خلیج 990 کیلومتر درازا و در پهنترین جای خود، نزدیک 340 کیلومتر پهنا دارد که در تنگهی هرمز به کمتر از 55 کیلومتر کاهش مییابد. میانگین ژرفای آن 35 متر است و ژرفای 90 تا 100 متر در جاهایی از آن وجود دارد. یونانیها این خلیج را پرسیکوس مینامیدند و عربها از گذشتههای دور آن را با نام بحرالفارس میشناختند. امروزه خلیج فارس به خاطر سرچشمههای نفت جهان، که در پیرامون آن یا در بستر آن جای دارند، اهمیت پیدا کرده است.
نامگذاری خلیج فارس
کهنترین نام خلیج فارس، که در کتیبههای آشوری آمده است، نارمرتو (Nar-Merratu) به معنای دریای تلخ است که به شوری بسیار زیاد آب این دریا اشاره دارد. در تنگهی هرمز کتیبهای از داریوش اول (داریوش بزرگ) به دست آمده است که در آن به زبان پارسی باستان چنین مفهومی نوشته شده است:"دریایی که از پارس میرود." این خلیج را از زمان ساسانیان دریای پارس میگفتند. فلاویوس آریانوس، تاریخنگار یونانی که در سدهی دوم پس از میلاد زندگی میکرده است، در آثار خود از این خلیج با نام پرسیکوس (persikon Karitas) یاد کرده که به معنای خلیج پارس است. استرابن، جغرافیدان یونانی، که در سدهی اول پس از میلاد میزیست، همین نام را به کار برده است. در کتابهای لاتین سدههای میانه(قرون وسطی)، نام پرسیکوس سینوس (persicus sinus) یا پرسیکوم ماره (persicus mare) به کار رفته است. در دیگر زبانها زندهی دنیا نیز واژهی پرسیکوس با دگرگونی اندک به کار رفته است.
دانشمندان مسلمان، چه عربتبار و چه ایرانیتبار، در همهی کتابهای جغرافیایی و تاریخی، از خلیج فارس با نام بحرفارس، البحرالفارسی یا خلیجفارس یاد کردهاند. مسعودی، تاریخنگار و جغرافیدان عرب که در سدهی چهارم هجری میزیسته و طی سفری از بغداد به خلیج فارس و سپس کرمان، ورارود(ماوراءالنهر) و چین رفته است، میگوید که: "دریای عمان دنبالهی بحر فارس است". اصطخری، جغرافیدان ایرانی سدهی چهارم هجری و ابنحوقل بغدادی نیز چنین نظری داشتهاند و در آثار خود همواره ا ز " بحرفارس" یاد کردهاند. از دیگر دانشمندان و پژوهشگران مسلمان، که در آثار خود به نام خلیج فارس اشاره کردهاند، برپایهی پژوهش محمد جواد شکور، میتوان نمونههای زیر را نام برد :
• ابنفقیه در کتاب البلدان (تالیف 279 قمری )؛ با نام بحر فارس
• ابنرسته در کتاب الاعلام النفیسه(تالیف 290 قمری)؛ خلیج الفارسی
• ابنخردادبه در کتاب المسالک و الممالک(سدهی سوم هجری)؛ بحر فارس
• سهراب در کتاب عجایبالاقالیمالسبعه(سدهی سوم هجری)؛ بحر فارس
• بزرگبنشهریار در کتاب عجایب الهند(تالیف 342 قمری)؛ بحر فارس
• اصطخری در کتاب المسالک الممالک و در کتاب الاقالیم(سدهی چهارم هجری)؛ بحر فارس
• ابنمطهر در کتاب البدء و التاریخ(تالیف 355 قمری)؛ خلیج الفارس
• ابنحوقل در کتاب صورهالارض(تالیف 367 قمری)؛ بحر فارس
• مسعودی در کتاب مروجالذهب و در کتاب التنبیه و الاشراف(سدهی چهارم هجری)؛ بحر فارس
• ابوریحان بیرونی(درگذشته به 440 قمری) در کتاب التفهیم ،خلیج پارس و دریای پارس؛ در کتاب قانون مسعودی، دریای فارس و در کتاب تحدید نهایات الامانی، بحر فارس
• نویسندهی ناشناخته در حدود العالم من المشرق الی المغرب(تالیف 372 قمری)؛ خلیج فارس و دریای پارس
• مقدسی در کتاب احسنالتقاسیم فی معرفه ال ا قالیم(تالیف 375 قمری)؛ بحر فارس
• محمدبننجیب در کتاب جهاننامه(سدهی چهارم هجری)؛ بحر پارس
• ابنبلخی در کتاب فارسنامه(تالیف 500 قمری)؛ بحر فارس
• طاهر مروزی در کتاب طبایعالحیوان(تالیف 514 قمری)؛ الخلیجالفارس
• شریف ادریسی در کتاب نزههالمشتاق(سدهی ششم هجری)؛ بحر فارس
• یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان(سدهی ششم هجری)؛ بحر فارس
• زکریای قزوینی در کتاب آثار البلاد(سدهی ششم هجری)؛ بحر فارس
• انصاریالدمشقی در کتاب نخبهالدهر(سدهی هشتم هجری)؛ بحر فارس
• ابوالفداء در کتاب تقویم البلدان(سدهی هشتم هجری)؛ بحر فارس
• شهابالدین احمد نویری در کتاب نهایهالادب(سدهی هشتم هجری)؛ خلیج فارس
• حمدالله مستوفی قزوینی در کتاب نزههالقلوب(سدهی هشتم هجری)؛ بحر فارس
• ابوحفضابنالوردی در کتاب خریده العجایب(سدهی هشتم هجری)؛ بحر فارس
• ابنبطوطه در کتاب رحله(سدهی هشتم هجری)؛ بحر فارس
• قلقشندی در کتاب صبحالاعشی(سدهی نهم هجری)؛ بحر فارس
• حاجیخلیفه در کتاب جهاننما(سدهی یازدهم هجری )
• شمسالدین محمد سامی در کتاب قاموس الاعلام(سدهی سیزدهم هجری)؛ خلیج بصره
• البستانی در دایرهالمعارف البستانی(سدهی نوزدهم میلادی)؛ الخلیج العجمی
پیشینهی دریانوردی
پیشینهی دریانوردی در خلیج فارس به گذشتههای بسیار دور، دستکم دو هزار سال پیش از میلاد، می رسد. مردمان تمدنهای سومر، آکاد، عیلام، همواره بین میانرودان(بینالنهرین) و موهنجودارو در درهی سند، از این راه دریایی در رفت و آمد بودند. کاوشها و پژوهشهای چند دههی کنونی نشان داده است که فینیقیها، مردمانی آریایینژاد که در سرزمینهای ساحلی دریای مدیترانه(لبنان، بخشهایی از سوریه و فلسطین) زندگی میکردند، نخست در جزیرهها و سرزمینهای پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی میکردند. پس از روی کار آمدن هخامنشیان در ایران، داریوش اول برای کشف سرزمینهای تازه از دریانوردانی برجستهی ایرانی، فینیقی و ساترابهای یونانینشین امپراتوری پارس خواست که برای شناخت بیشتر آسیا و دیگر سرزمینها به دریانوردی بپردازند. به نظر میرسد در زمان همین پادشاه بود که شناخت ایرانیان از خلیج فارس بیشتر شد.
با این همه، کهنترین سند پیرامون دریانوردی در خلیج فارس به سدهی چهارم پیش از میلاد باز میگردد . در آن زمان، دریانوردی به نام نیارخوس به فرمان اسکندر مقدونی برای کاوش در سرزمینهای نه چندان شناخته به سفر دریایی پرداخت. او سفر خود را در یازدهمین سال فرمانروایی اسکندر آغاز کرد و از مصب رود سند به دهانهی تنگ هرمز و از آنجا به آبهای خلیج فارس رفت و سرانجام در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او در این سفر از راهنمایی چند دریانورد ایرانی، از جمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی بهرهمند بود و ماجرای سفر دریایی 146 روزهی خود را در سفرنامهای نوشت که اصل آن از بین رفته، اما چکیدهای از آن در کتاب یکی از تاریخنگاران سدهی نخست پیش از میلاد به عنوان لشکرکشی اسکندر، برجای مانده است. او هنگام دریانوردی در خلیج فارس با فانوسهای دریایی بزرگی روبهرو شده بودکه تا آن زمان مانند آن را ندیده بود و در سفرنامهی خود از آنها به عنوان یکی از شگفتیهای سفرش یاد کرده است.
در زمان ساسانیان، شاپور دوم(ذوالاکتاف) پس از تصرف همهی جزیرههای خلیجفارس برای جلوگیری از یورش عربهای بادیهنشین، جزیرههای بحرین را به صورت ساخلو ( پادگان نظامی) درآورد. پس از ورود عربهای مسلمان به ایران و شکست ساسانیان، سراسر خلیج جولانگاه بازرگانان مسلمان شد. اما پس از کاهش نفوذ خلیفههای عباسی، فرمانروایان آلبویه(سدهی چهارم هجری/دهم میلادی) بار دیگر عمان و بحرین را بخشی از ایران کردند. از آن پس، عمان و بحرین و جزیرههای پیرامون آن، تا نزدیک یک سده بخشی از ولایت فارس به شمار میآمد و دولت آلبویه فرمانروایانی را برای ادارهی این منطقهی دریایی به سیراف و کیش میفرستاد. این دو بندر از نظر بازرگانی به چنان اهمیتی رسیدند که کشتیهای چینی بری خرید و فروش کالا در آنجا پهلو میگرفتند .
خلیج فارس در زمان سلجوقیان نیز اهمیت زیادی داشت. البته، تورانشاه سلجوقی، از سلجوقیان کرمان، مرکز بازرگانی دریایی را از سیراف به کیش جابهجا کرد و آرام آرام از اهمیت سیراف کاسته و بر اهمیت کیش افزوده شد. اتابکان فارس(قرن هفتم هجری/سیزدهم میلادی) به فرمانروایی امیران کیش پایان دادند و جزیرهی هرمز را مرکز بازرگانی دریایی کردند. در آن دوران، اهمیت بازرگانی خلیج فارس به اندازهای بود که پیش از کشف دماغهی امیدنیک به کوشش واسکو دیگاما (Vasco de Gama) ، دریانورد پرتغالی، خرید و فروش ادویه و ابریشم و دیگر کالاهایی که برای بازارهای اروپایی اهمیت بسیاری داشت، از راه خلیجفارس به دجله و سپس از میانرودان و بادیه شام به بندرهای سوریه در ساحل شرقی مدیترانه، انجام میگرفت و بازرگانان ونیزی کالاها را از این بندرها به اروپا میبردند .
بیگانگان در خلیج فارس
شکلگیری دولت عثمانی و کشورگشاییهای عثمانیها به کاهش ارتباط اروپاییها با شرق انجامید، چرا که آنها با سیطره بر ساحل دریای سیاه، مدیترانه و تسلط بر مصر و حجاز، نفوذ زیادی بر این راه بازرگانی پیدا کردند و از این رو، اروپائیان از دسترسی آسان به کالاهای چینی و ایرانی محروم شدند و باید هزینهی زیادی میپرداختند. کشمکشهای بین ایرانیان و عثمانیها نیز بر ناامنی راهها افزوده بود. از این رو، پرتغالیها به فکر افتادند که با دور زدن آفریقا به خلیج فارس بیایند و کالاهای ایرانی و مروارید خلیجفارس را بخرند و آنها را برای فروش به هند ببرند. سپس، ادویه و کالاهای هندی را از راه بندر گوا در ساحل هند، خریداری کنند و با دور زدن دوبارهی آفریقا به اروپا ببرند. بنابراین، دریانورد پرتغالی به نام آلبوکرک (Albuquerque)در سال 1507 میلادی برای رسیدن به این هدف به جزیره ی هرمز وارد شد و آن جزیره از سال 1515 تا 1622 به اشغال پرتغالیها درآمد.
پرتغالیها طی سدههای 16 میلادی توانسته بودند سراسر خلیجفارس را زیر نفوذ خود درآورند و رفت و آمد کشتیها با اجازهی آنها و پرداخت حق گذر انجام میشد . در سالهای پایانی این سده، انگلیسیها و هلندیها نیز کوشیدند در این منطقه نفوذ پیدا کنند. با این همه، پرتغالیها همچنان نفوذ خود را داشتند و میکوشیدند بندر بصره را نیز در فرمان خود بگیرند. اما هنگامی که در سال 1587 میلادی شاه عباس صفوی در ایران به قدرت رسید، بر آن شد که پرتغالیها را از منطقهی خلیجفارس بیرون کند. از این رو، پس از آن که در 1621 میلادی خیالش از سوی عثمانیها تا اندازهی آسوده شد، برادران شرلی انگلیسی (سر رابرت شرلی و سر آنتونی شرلی) را به ایران دعوت کرد تا به کمک آنها پرتغالیها را شکست دهد. سرانجام، امامقلیخان، سردار ایرانی، توانست پرتغالیها را به کمک کشتیهای انگلیسی در 23 آوریل 1622، شکست دهد و پرچم پرتغال را، که بر فراز قلعه هرمز در اهتزاز بود، پایین آوردند .
با این همه، بیرون رفتن پرتغالیها راه را برای نفوذ انگلیس و هلند در خلیجفارس هموار کرد. هلندیها چند بنگاه بازرگانی در برخی بندرها و جزیرههای خلیجفارس برپا کردند و حتی رقیب بازرگانی انگلیسیها شدند. در آن زمان شرکت هند شرقی هلند نفوذ زیادی در جزیرههای اندونزی داشت و داد و ست ادویه را در انحصار خود گرفته بود. هلندیها در زمان شاه عباس دوم توانستند در صادر کردن ابریشم ایران حق مساوی با انگلیس دریافت کنند و در کشمکش با شاه سلیمان صفوی برای دریافت امتیازهای بیشتر، برخی جزیرهها و بندرهای ساحلی را تا 11 ماه در فرمان خود گرفتند.
در سالهای پایانی دوره صفوی، به سبب هرج و مرج پس از یورش افغانها به ایران، انگلیسیها از فرصت به وجود آمده بهره گرفتند و نمایندگان کمپانی هند شرقی بیش از پیش در منطقهی خلیج فارس نفوذ پیدا کردند. آنها آرامآرام برخی از شیخهای عرب را در جزیرهها و سرزمینهای ایران در منطقهی خلیج فارس به قدرت رساندند و از آنها در برابر ایران پشتیبانی کردن د. مهمترین آنها گروهی به نام خوارج عمان بود که بحرین را گرفتند و هرمز، کیش و قشم را بخشی از عمان کردند. شاه سلطان حسین صفوی از انگلیسیها، هلندیها و فرانسویها برای سرکوبی خوارج کمک خواست، اما نتیجه نگرفت و بهناچار از پرتغالیها کمک خواست. پرتغالیها در سال 1719 میلادی به خوارج یورش آوردند و آنها را شکست دادند. پس از آن، عمان به درگیریهای درونی دچار شد و قبیلهای از عربهای ایران به نام آلهوله، بحرین را که نزدیک 10 سال زیر فرمان خوارج بود، گرفتند.
با روی کار آمدن نادرشاه افشار و فروکش کردن هرج و مرجهای سالهای پایانی حکومت صفویان، فرصتی دیگر فراهم آمد که ایرانیان نفوذ خود را بر خلیج فارس بازیابند. سردار محمدتقیخان توانست بحرین و مسقط را تصرف کند و نادر با به آب انداختن 30 فروند کشتی در خلیجفارس تا اندازهای در ایجاد نیروی دریایی در آبهای جنوب ایران کوشید. اما آن نیرو نتوانست در برابر نیروی دریایی انگلیس چندان پیروز باشد. پس از کشته شدن نادر و هرج و مرج دوباره در ایران، استعمارگران توانستند فعالیتهای ضدایرانی خود را از سر گیرند. از جمله، در سال 1167 هجری نیپهوزن ( Kniphavsen ) نمایندهی کمپانی هلندی، جزیرهی خارک را اشغال کرد.
فرمانروایی کریمخان زند با اوج کشمکشهای فرانسه و انگلیس بر سر هندوستان همراه بود. فرانسویها در سال 1759 میلادی به بندر عباس یورش آوردند و مرکز بازرگانی انگلیسیها را در آن شهر نابود کردند. انگلیسیها مرکز بازرگانی خود را به بصره، که در فرمان عثمانیها بود، جابهجا کردند و چون هلندیها نیز مرکز بازرگانی خود را در بوشهر بسته بودند، زیان بسیاری به بازرگانی ایران وارد شد. در همان زمان، شیخ بندر ریگ به نام میرمهدا، که دیر زمانی خود را رعیت و فرمانب ر دار دولت ایران میدانست، از هرج و مرج در ایران و رقابت هلند و انگلیس بهربرداری کرد و علیه صادقخان، والی فارس و برادر کریمخان شورش کرد. اما صادقخان توانست آشوب میرمهدا را سرکوب کند. میرمهدا پیش از از آن که به بیرون فرار کند، همهی سپاهیان و بازرگانان هلندی را کشت و به این ترتیب به تسلط هلندیها بر خلیجفارس پایان داد. کریمخان زند، میرمهدا را که به دریازنی روی آورده بود، توسط زکیخان تعقیب کرد و سرانجام میرمهدا در بصره کشته شد. با تصرف بصره توسط صادقخان ، برادر کریمخان ، تسلط ایران بر دهانهی خلیج کامل شد.
شیخنشینهای خلیج فارس
با مرگ کریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران که با درگیریهای آقامحمدخان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر کرد. انگلستان به بهانهی مبارزه با بردهفروشی و دریازنی امیران شارجه و رأسالخیمه را، که به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگهایی(1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام، جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را برافراشتند و خود را تحتالحمایه(در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند. در آن زمان، فتحعلیشاه پادشاه ایران بود و بیلیاقتی او سبب شد که استعمار بریتانیا بتواند به همه هدفهای استعماری خود برسد.
با آنکه حاکمان بحرین و دیگر شیوخ خود را خراجگزار ایران میدانستند و حاکمان فارس علاوه بر فرمانروایی بر ایالت فارس خود را حاکم همهی جزیرههای خلیجفارس میدانستند، دولت انگلیس با بستن قرارداد با حاکمان ساحل جنوبی، آنها را متعهد کرد که بدون اجازهی انگلستان با هیچ دولتی ارتباط سیاسی برقرار نکنند. با بستن قرارداد سری 1903 بین روس و انگلیس و کشف نفت در مسجد سلیمان و دیگر جاهای خلیجفارس انگلستان یک نیروی دریایی نیرومند در آبهای خلیجفارس و دریای عمان مستقر کرد.
با آغاز جنگ اول جهانی کشتیهای نفتکش انگلیسی همواره حامل نفت به اروپا و آمریکا بودند. پس از پایان جنگ اول و دوم جهانی به علت آن که ملتهای آسیایی و آفریقایی از خواب بیدار شده و نهضتهای ضد استعماری خود را آغاز کرده بودند، انگلستان بر آن شد که خطمشی استعماری به شیوهی گذشته و اشغال خلیجفارس را رها سازد و پس از انعقاد قراردادهای دو جانبه با هر یک از شیخهای منطقه، آنجا را ترک کند. انگلستان در سال 1930 کوشید حکومت یکپارچهای از کویت، عدن و دیگر شیخنشینها تشکیل دهد، ولی وجود اختلاف بین رهبران این سرزمینها از یک سو و مخالفت جدی رهبران سعودی با تشکیل این فدراسیون، برنامهریزی انگلستان را به دشواری انداخت.
پس از قیام مردم ایران و ملی شدن صنعت نفت، انگلستان برای جلوگیری از تکرار چنین نهضتی در سواحل نفتخیز جنوبی، تصمیم گرفت که در 1925 میلادی، فدراسیونی از امارات عربی تشکیل داده وحتی در نظر داشت که امیرعبدال، ولیعهد عراق، را به ریاست این فدراسیون منصوب کند. ولی دشمنی خاندان صعودی با خاندان هاشمی عراق سبب شد که بار دیگر بریتانیا از این کار منصرف شود. در 16 ژانویه 1968 میلادی، هارولد ویلسن، نخستوزیر آن زمان انگلیس، اعلام کرد که انگلستان تصمیم دارد که تا سال 1971 همهی نیروهای خود را از شرق سوئز بیرون ببرد. در پی این تصمیم بود که انگلستان ضمن تماس با شیوخ ابوظبی، دبی، شارجه، عمان، امالقوین، فجیره و رأسالخیمه، زمینه را برای زمان پس از بیرون رفتن خود از این منطقه فراهم ساخت و آنها را ترغیب به اتحاد با یکدیگر کرد.
سرانجام، در 19 ژانویه 1968 میلادی امارات دبی و ابوظبی اعلام کردند که برای مشارکت در بنیان سیاست خارجی و دفاع و امنیت و آموزش و بهداشت و تابعیت واحد با یکدیگر متحد خواهند شد. به دنبال این اعلامیه شیوخ دیگر نیز علاقه خود را به شرکت در این اتحادیه اعلام کردند. در دوم دسامبر 1971 حکمرانان شش امیرنشین به شرح زیر در امارات دبی گردهم آمدند و با امضای پیماننامهای امارات متحده عربی را تشکیل دادند:
1. شیخ زایدبن سلطان آل نهیان، امیر ابوظبی
2. شیخ راشدبن سعید آل مکتوم، امیر دوبی
3. شیخ خالدبن محمدالقاسمی، امیر شارجه
4. شیخ احمدبن حمیدالنعیمی، حاکم عجمان
5. شیخ احمدبن راشدالمعلا، حاکم امالقوین
6. شیخ محمدبن محمدالشرقی، حاکم فجیره
پس از زمان اندکی، با پیوستن شیخ صفربنمحمدالقاسمی، حاکم رأسالخیمه، به آن پیمان، شمار امیرنشینهای این اتحادیه به هفت امیرنشین افزایش یافت. اما امیر قطر که در نظر داشت پس از بیرون رفتن نیروهای انگلیس از آن سرزمین به اتحادیهی امارات متحدهی عربی بپیوندد، از نظر خود برگشت و این سرزمین از سال 1971 به صورت کشوری مستقل درآمد. در همین سال، بحرین، که از دوران باستان بخشی از خاک ایران به شمار میآمد، با پشتیبانی دولت انگلستان از ایران جدا شد و به صوت کشوری مستقل در آمد.
منبع : میهن جدید
بقاع امامزادگان شهرستانهای قائمشهر، سیمرغ و جویبار خود را برای پذیرایی از مسافران نوروزی آماده کردند. | |
سخن نیوز: به گزارش روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان مازندران، شهرستان قائمشهر فعلی، که در عهد قاجاریه علیآباد نامیده میشد، در سال 1314 هجری شمسی همزمان با تاسیس فرمانداری و شهرستان شدن، به «شاهی» تغییر نام داد و پس از انقلاب اسلامی بنا به درخواست مردم به قائمشهر که برگرفته از نام قائم آل محمد(ص) است، تغییر نام داد.

از مناطق دیدنی و گردشگری شهرستان قائمشهر میتوان به تپه امامزاده کتی، پارک جنگلی«تلار»، دریاچهگلپل، تکیه کردکلا و چنار امامزاده یوسفرضا(ع) اشاره کرد.
اماکن مذهبی و متبرکه قائمشهر همانند یک برند اصیل، گویای اهمیت علمی، دینی و تاریخی این نقطه از مازندران هستند.
به گفته رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستانهای جویبار، قائمشهر و سیمرغ، 128 بقعه متبرکه از این سه شهرستان در سامانه جامع موقوفات کشور به ثبت رسیده است.

این مسئول از در دست اقدام بودن توسعه و بازسازی امامزادگان درویشمزار «چمازکتی»، مهدیآباد ارطه، زینالعابدین دیزآباد، سید ذکریا واسکت، سید ابوصالح مله(خانه عالم) و زینالعابدین جویبار در سال آینده خبر داد.
حجتالاسلام زارعی با اشاره به برگزاری طرح آرامش بهاری و تقارن آن با ایام فاطمیه، اظهار داشت: با اعضا و رابطان طرح آرامش بهاری در 21 بقعه متبرکه، جلسهای برگزار شد تا این طرح را با توجه به تقارن ایام فاطمیه به بهترین شکل ممکن انجام دهند که خوشبختانه تا امروز عملکرد رابطانِ ما قابل قبول است.

وی در پایان گفت: این اماکن متبرکه به دلیل قرار گرفتن در مسیر مسافران و گردشگران، از اهمیت گردشگریِ زیارتی برخوردارند و سالانه میزبان گردشگران زیادی از اقصی نقاط کشور هستند.
گفتنی است، آرامگاه عالم جلیلالقدر «شیخ طبرسی»، امامزاده عباسرضا(ع) در روستای کوتنا، امامزاده موسی(ع) در روستای وسطیکلا، امامزاده سید نظامالدین(ع) و بقاع متبرکه «درویش داوود» در روستای آهنگرکلای بیشه از دیگر اماکن دیدنی و متبرکه شهرستان قائمشهر هستند.
منبع : سخن نیوز
دیلم شهرستانی است که آوازهاش با شرجی و گرما، تجارت و دریانوردی، صید ماهی و میگو و غذاهای بومی و محلی همچون قلیه ماهی، مچبوس ماهی، لِلَک عجین شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از دیلم، نام دیلم یادآور تاریخی کهن و مردانی دلیر و سلحشور همچون سردارخان واحمدخان قنواتی، نجات نیکرو، محمد صحتپور، نجف جسمی و بزرگانی چون حاج رئیسالتجار،حاج یوسف دیلمی پور، مرحوم نیکپور و حاج عبدالرسول بشیری است.
این شهرستان 74 شهید گلگون کفن تقدیم اسلام و انقلاب کرده و جایگاه 5 لاله گمنام دوران دفاع مقدس در یادمان شهدای گمنام است و نامش یادآور رشادتها و پشتیبانی لنجدارانش از رزمندگان اسلام در حماسه هشت سال دفاع مقدس است.
آری دیلم شهرستانی است با آوازهای خوش که حدود 2735 کیلومتر مربع مساحت و قریب 35 هزار نفر جمعیت دارد و شمالیترین شهرستان استان بوشهر و در 200 کیلومتری مرکز استان واقع شده است.
شهرستان دیلم با سه استان خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و بخشی از استان فارس همجوار است و از سمت جنوب به شهرستان گناوه و از شمال با شهرستانهای گچساران، هندیجان و بهبهان همجوار است و 65 کیلومتر هم با ساحل نیلگون خلیج همیشه فارس همجواری دارد.

بندر حماد- دیلم
این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و امام حسن و دو شهر بندری دیلم و امام حسن بوده و دارای 37 روستا از عامری در شمالیترین نقطه آن تا شیرونک در جنوبیترین نقطه آن است.
بیدو، کنارکوه، بنهخاطر، بنه اسماعیل، سیامکان بزرگ و کوچک، گزلوری، مظفری شمالی و جنوبی، گاوزرد، والفجر، بوالفتح، حصار، لیلتین، بنه احمد شیخ زنگی، بویرات، باباحسنی شمالی و جنوبی، مال سنان، گاودار، بنه اجمدون، چاه تلخ، شهر ویران، بازستین و اسفندیاری از دیگر روستاهای این نقطه زرخیر ایران اسلامی است.
شهرستان دیلم قابلیتها و پتانسیلهای بسیار مناسبی را در خودش جای داده و به دلیل میزبانی صنایع مختلف نفت و گاز و پتروشیمی از جمله منطقه نفت فلات قاره بهرگان و چاههای امام حسن و نوروز و سروش و شرکتها و خطوط متعدد انتقال نفت و گاز در نزدیکی روستای سیامکان یکی از شهرستانهای بسیار مهم و استراتژیک استان است.
نخستین آوازه این شهرستان تجارت و بازرگانی و گمرک است که از قدیم الایام مردم این دیار به کار و فعالیت مشغول بودهاند و امروز آوازه ماندگاری از قدیم الایام دارد.
سواحل زیبا و شنی دیلم در استان بوشهر بی نظیر است و در بحث گردشگری قابلیتهای زیادی در شهر دیلم و بندر امام حسن و روستاهای منطقه وجود دارد.

قلعه حصار - بندر دیلم
اماکن تاریخی و مذهبی
بندر مهروبان: خرابههای بندرتاریخی مهروبان از اوایل دوره اسلام در دل تپههای روستای شاه عبداله در 18 کیلومتری شمال بندردیلم قرار دارد.
شهر سینیز: تل و تپههای بجا مانده از شهر تاریخی سینیز مربوط به دوره ساسانیان در میانه روستاهای حصار و گاودار و بنه احمدون و بندر امام حسن قرار دارد.
بندر تاریخی حماد مربوط به دوره صفویه در شمال دیلم، قلعه آقاخان لیراوی معروف به قلعه حصار از آثار تاریخی دوره قاجاریه در روستای حصار
بقعه متبرکه سید محمد جبل عاملی در دیلم، عمارت تاریخی حاج رییس التجار در عمارت قلعه دیلم، عمارت دیلمی پور در خیابان ساحلی دیلم، تپه تل کم مربوط به دوره ساسانیان در روستای عامری، امامزاده امام حسن در شهر امام حسن، امامزاده بی بی حلیمه در روستای گاودار از جمله اماکن تاریخی و مذهبی این شهرستان است.
کاروانسرای حاج حسن خان لیراوی بین روستای باستین و بی بی حکیمه مربوط به عصر قاجار، قلعه چاه تلخ در روستای چاه تلخ مربوط به عصر قاجار، قلعه آقاخان مسیح خان در روستای باستین، آب انبارهای سنگ و ساروج در محوطه تاریخی اسلجان در روستای شهرویران، چاه سنگی در محوطه باستانی سینیز(بندرامام حسن) و تو پیرو مربوط به دوره زندیه در گره، از دیگر آثار تاریخی در شهرستان دیلم است.

پارک زیبای سینیز - بندر امام حسن
پلاژ و ساحل ماسهای دیلم:
یکی از زیباترین جاذبههای گردشگری این شهرستان که همه ساله مسافران و میهمانان زیادی را از سراسر کشور به این خطه میکشاند پلاژ فوق العاده زیبا و ماسهای بندر دیلم است که دارای ماسههای نرم و یک دست بوده و از خور یُفره(آبراه اصلی دیلم) تا خور جِن(یکی از خورهای معروف دیلم) کشیده شده و بدون اغراق میتوان گفت که یکی از بی نظیرترین سواحل استان و حتی کشور بحساب میآید.
وسعت ساحل زییای دیلم و ماسههای نرم آن موجب شده تا مسافران نوروزی همه ساله با خودروهای خود تا کنار آب رفته و از نزدیک از دریا و هوای مطبوع بهاری لذت ببرند و به شنا در دریا، قایق سواری، اسب سواری، موتورسواری و ماشین سواری بر روی ماسههای نرم ساحلی بپردازند و با پرواز بادبادکها بر فراز آسمان نیلگون خلیج فارس لحظات خوشی را در کنار خانواده خود سپری کنند.

ساحل ماسهای بندر دیلم
بازار کویتیها و بازارچه ساحلی:
بازار کویتیها در مرکز شهر و بازارچه ساحلی در انتهای خیابان ساحلی جنوبی از دیگر جاذبههای گردشگری و قابل سرمایه گذاری این شهرستان است و یکی دیگر از عوامل حضور میهمانان و گردشگران نوروزی در این منطقه وجود همین دو بازار مهم و معروف دیلم است.
بازارچه دستفروشان:
برپایی بازارچه فصلی دستفروشان در ایام نوروز در کنار ساحل دیلم از دیگر جاذبههای این شهر توریستی است که عرضه انواع اجناس ایرانی و خارجی در غرفههای کوچک و بزرگ به قیمت مناسب و هیاهوی بازارچه و شلوغی آن علاوه بر مسافرین نورزی، دیلمیها را هم در ایام نوروز به این بازارچه میکشاند.
اسکله صیادی و تجاری دیلم و بازار ماهی فروشان:
اسکله صیادی و تجاری دیلم و همچنین بازار ماهی فروشان از دیگر جاذبههای گردشگری این شهرستان بوده که موجب شده تا گردشگران با حضور در کنار لنجهای صیادی و باری و تماشای خور و لنجها و قایقها و خرید ماهی و میگوی تازه از این بندر زیبای جنوبی لذت ببرند.
کمپینگ ساحلی:
وجود سه کمپینگ اقامتی در خیابان ساحلی، کنار بازارچه ساحلی و گلزار شهدای گمنام شهرستان که دارای پارکینگ، آلاچیق، آبخوروی، تانکرهای مخصوص و شستشو، اقامتگاه مناسب و امن، مساجد قلعه و اشرف و نور، رستوارنها و کبابیها و امکان فروش مواد غذایی، سرویسهای بهداشتی و حمام عمومی فضای مناسب و امنی را برای اقامت و حضور طولانی مدت گردشگران و میهمانان در ایام نوروز و سایر ماههای سال فراهم کرده است.

جنگل عامری - بندر دیلم
پارک آبی خاکی دیلم:
پارک ساحلی و آبی خاکی دیلم در کنار ساحل از دیگر جاذبههای این بندر بوده که با دارا بودن آلاچیقهای زیبا، فضای سبز مناسب، استخر آبی برای قایق سواری، سرویسهای بهداشتی و حمام عمومی مکان خوبی برای اقامت و چادر زدن مسافران فراهم میکند و یکی از شلوغترین مکانهای اسکان مسافرین نوروزی است.
پارک جنگلی عامری:
پارک جنگلی عامری که در 15 کیلومتری شمال دیلم واقع شده از دیگر جاذبههای تفریحی و گردشگری این شهرستان بوده که این روزها پذیرای گردشگرانی از شهرستان دیلم و شهرستانهای همجوار از جمله گچساران، امیدیه،گناوه، هندیجان و ماهشهر است.
طبیعت سرسبز و بهاری، وجود درختان فراوان و سایه گستر کهور، امکانات رفاهی و خدماتی متعددی نظیر آلاچیق، نمازخانه، سکوهای متعدد، روشنایی، آبخوریها، پارک بازی کودکان، سرویس بهداشتی، نمازخانه و سوپرمارکت محل مناسبی برای استراحت مهمانان و گردشگران فراهم آورده است
بندر تاریخی حماد:
بندرحماد در شمال بندر دیلم از دیگر جاذبههای گردشگری این شهرستان است که با طبیعت زیبا و بِکر،سایه سار درختان کهور، آرامش و سکوت جزیره، نرمی ماسههای دست نخورده و غروب زیبای خورشید جلوهای وصف ناپذیریی از خلقت خالق یکتا را برای هر دوستدار طبیعت و گردشگری ترسیم کرده است.
وجود انواع گَبگابهای(خرچنگ)کوچک و بزرگ،گُچ(صدف)، گوش ماهی، حلزون و «شِلَمبو»(نوعی ماهی دوزیست) از دیگر زیباییهای این بندر تاریخی و قدیمی است.
جنگل بیدو:
جنگل بیدو در 17 کیلومتری شمال شرقی دیلم و در کنار روستای بیدو با وجود درختان سایه گستر کهور، تپههای سرسبز ماهوری و آرامش و طبیعت جنگلی دیگر جلوهها و جاذبههای گردشگری شهرستان دیلم به شمار میرود.

کوه بیکس
کوه بیکس:
کوه بیکس در 10 کیلومتری دیلم و در جنوب شرقی دیلم چون نمادی استوار و پرصلابت یادآور شکوه و عظمت تاریخ بلندآوازه این شهرستان است که درفصل زمستان و بهار با دشتهای پرازگل و سرسبز و آرامش وصف ناپذیر در کنار دره منتهی به دریا به نام «دره بویرات» واقع شده و یکی دیگراز تفرجگاههای این دیار به حساب میآید.
جنگل دره امیری:
جنگل دره امیری در کنار دره امیری و در نزدیکی روستای مظفری شمالی که پوشیده از درختان کهور و تپههای سرسبز ماهوری است از دیگر نقاط دیدینی این شهرستان است.
جاذبههای گردشگری شهر امام حسن:
بندر امام حسن در 30 کیلومتری بندر دیلم با وجود تفرجگاهها و جاذبههای گردشگری مکان مناسبی برای اقامت مسافران نوروزی است، پارک ساحلی خلیج فارس، پارک سینیز، نخلستان امام حسن، بقعه امامزاده امام حسن(ع) از مکانهای دیدنی این شهر زیباست.
چشم اندازی زیبا و منحصر به فرد از خلیج فارس در کنار پارک ساحلی خلیج فارس و پارک سینیز و همچنین چشم انداز غروب زیبای خورشید از کنار نخلستان امام حسن در کنار تاسیسات عظیم نفت فلات قاره جلوه زیبایی به این بندر داده و آنرا جزو یکی از سواحل زیبای استان بوشهر و از مناطق دیدنی شهرستان دیلم کرده است.
-------------------------------
گزارش اسماعیل طاهرینیا
-----------------------------
انتهای پیام/66006/خ40/پو3002
منبع : خبرگزاری فارس
هنر عبابافی یکی از صنایع دستی دیرینه و زیبا در شهرستان دشتی استان بوشهر است؛ هنری که پنج نسل قدمت دارد امروز این هنر زیبا رو به فراموشی است.
به گزارش خبرگزاری فارس از دشتی، عبابافی با استفاده از تکنیکهای کَند ساخته میشود که هر ریسنده روزانه چهار ساعت مشغول ریسندگی است که البته مهارت ریسنده نیز اهمیت زیادی در بافت عبا دارد.
معمولا هر عبای معمولی هفت متر نخ میبرد و وزن هر عبای معمولی 900 تا 950 گرم است و هر عبا یک هفته به طول میانجامد و هر چند امروزه عبا بافی که هنری زیبا است اما رو به فراموشی است.
از آن جا که شتر سفید و سیاه کمیابتر است قیمت عباهای سفید و سیاه گرانتر است و در حال حاضر قیمت تمام شده یک عبای سفید و سیاه بیش از 850 هزار تومان و عبای قهوهای و کرم و طلایی 650 هزار تومان است به فروش میرسد.

در گذشته روستاهای مختلفی از جمله بردخون، درازی، زیارت و کردوان از مراکز مهم عبابافی در منطقه محسوب میشدند اما در حال حاضر روستای کردوان تنها روستایی است که هنر عبابافی هنوز در آن رونق دارد هر چند نسبت به گذشته تعداد کارگاههای عبابافی کمتر شده است.
در حال حاضر در روستای کردوان تنها 2 کارگاه فعال وجود دارد این در حالی است که تا سال 1375 تعداد 9 کارگاه متعلق به آقایان احمد زارعی، حاج علی کشاورز، حاج عبدالله زارعی، حاج محمد عبدیزاده، حاج محمد کشاورز، محمود یوسفی، علی یوسفی و محمد کشاورز و ماندنی کشاورز فعالیت میکردند اما امروز عبدالمجید و غلامرضا زارعی دو برادری هستند که سنت عبا بافی را در شهرستان دشتی زنده نگاه داشتهاند.
عبدالمجید زارعی موفق شده است تا نشان درجه دو هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز دریافت کند.
وی که 41 ساله، متاهل و دارای چهار فرزند است از 18 سالگی در کنار پدر خود این حرفه را آموخته است و معتقد است که 5 نسل قبل از او عبابافی میکردهاند و از زمان پدر پدربزرگش که ساکن کردوان شدهاند نیز به عبابافی مشغول بودهاند.
با وجود اینکه عبدالمجید شش برادر دیگر هم داشته اما سایر برادران اشتیاقی برای یادگیری این رشته نشان نمیدهند ولی 3 خواهرش کار ریسندگی را انجام میدهند.
عبدالمجید زارعی در گفتوگو با خبرنگار فارس در دشتی گفت: بهخاطر علاقه و استعدادی که داشتهام یک سال استاد کار شدم و سالانه حدود 80 عبا را میبافم که مشتری غالب عباها عربهای حوزه خلیج فارس و بویژه قطر و کویت هستند.

وی از سال 1374 تاکنون در نمایشگاههای مختلف داخلی شرکت کرده و برای معرفی هنر عبابافی استان بوشهر نقش مهمی ایفا کرده است.
زارعی با وجود اینکه از استانهای قم، سمنان و همدان پیشنهادات خوبی با مزایا و امکانات مناسب داشته ولی پیشنهادات را رد کرده تا این هنر زیبا در استان بوشهر حفظ شود.
زارعی سابقه چهار سال حضور در مناطق مختلف عملیاتی جنوب کشور را در کارنامه خود دارد و درحال حاضر به عنوان عضو شورای پایگاه مقاومت شهید مطهری روستا با بسیج همکاری دارد.
عبابافی در حقیقت دو بخش ریسنده و بافنده دارد که کار ریسندگی را خانمها انجام میدهند و بافندگی را آقایان به عهده دارند و این سنت هنوز حفظ شده است، هر کارگاه نیز یک یا دو نفر بافنده دارد که اگر دو نفر باشند نفر اول نخها را برای بافت آماده میکند و نفر دوم میبافد.
در گذشته کارگاههای عبابافی ساکن بود و چالهای ایجاد میکردند و کارگاه را پیرامون آن قرار میدادند و به گودی که میکندند «پاشلی » میگفتند و پای بافنده تا زانو در آن قرار داشت ولی کارگاهها هم اکنون قابل جابجایی است و از دستگاههای احرام بافی که در خوزستان وجود دارد نمونه برداری شده است.
مراحل مختلف عبابافی
نخستین مرحله عبابافی پشم چینی است که از پشم بچه شتر بدست میآید فصل پشم چینی فروردین ماه است و هر چه بچه شتر بزرگتر باشد پشم آن ضخیمتر و نامرغوبتر است و از هر بچه شتر یک کیلو پشم بیشتر بدست نمیآید ولی اگر خشکسالی نباشد و تغذیه خوبی داشته باشد دو کیلو پشم میتواند تولید کند.
مرحله بعد تمیز کردن و پاکسازی پشم و جدا کردن مو از پشم است و سپس مرحله ریسندگی آغاز میشود که توسط بانوان انجام میگیرد و سه ماه دوره ریسندگی طول میکشد.
هر ریسنده روزانه 4 تا 5 ساعت مشغول ریسندگی است که البته مهارت ریسنده نیز اهمیت زیادی دارد.
ویژگی پشم شتر نیز خودرنگی و طبیعی بودن رنگ آن است و در آفتاب هم رنگش نه تنها از دست نمیدهد که بهتر هم میشود ولی سایر استانها مرغوبیت پشم استان بوشهر را ندارند و برخی از اعراب حاضرند به هر قیمتی این پشم را خریداری کنند که عبابافان حاضر به فروش پشم به آنها نبوده و نیستند.
با تمام شدن ریسندگی نخها جمع آوری شده و پیش استاد کار میآورند و استاد کار یا بافنده 10 دوک و 60 دور نخها را دور میله به فاصله 8 متری دوانده و ضایعات آن از بین برده و نخها را حلقه حلقه کرده تا گره نخورد.
اندازه و رنگ هر عبا بستگی به سفارش دهنده عبا دارد اما معمولا هر عبای معمولی 7 متر نخ میبرد و وزن هر عبای معمولی 900 تا 950 گرم است.

با تبدیل کردن نخها به تار و پود بافندگی آغاز میشود و یک استاد کار ماهر در صورتی که روزانه پنج تا هفت ساعت وقت بگذارد یک عبا را هفت روزه تمام میکند.
نخها روی هشت عدد قرقره روی ابزاری که شانه نام دارد قرار میگیرد و سابق از نی مخصوصی که از هند میآوردند شانهها ساخته میشد ولی الان از فلزی ساخته میشود که به رطوبت و گرما حساسیت ندارد.
عبا دو بار نیز شسته میشود که یک بار بعد از ریسندگی و یک بار هم در حین بافت است و تا زدن عبا هم فن مخصوصی دارد و چهار تا شده و سه متر بافت اول رو میافتد و راست و وارونه آن هم توسط استاد کار تشخیص داده میشود وسط عبا نیز دو تخته صاف گذاشته میشود که حکم اتو کردن پیدا میکند و تا همیشه این حالت حفظ میشود.
ترمیم عبا نیز در نوع خود کاری دشوار و ظریف محسوب میشود و باید با دقت زیاد تارها را بسته و گرههای مخفی بزند.
عبابافان کردوانی با این دستگاههای عبا بافی قادرند احرام، شال، چادرشب، ملحفه و ... را نیز در طرحها و شکلهای مختلف ببافند.

توسعه و احیا عبابافی نیازمند حمایت دولت
هر چند سنتی عبابافی و دستگاه بافندگی آن نیز به شکل قدیمیاش حفظ شده است اما امکان به روز شدن، سادهتر شدن و تغییر آن وجود دارد و بویژه اگر دستگاههای ریسندگی ساخته شود و به نحوی امروزی شود زمان ریسندگی از سه ماه به 15 روز تقلیل پیدا میکند.
از سوی اگر دولت سرمایهگذاری و حمایت بیشتری برای نشر و توسعه این هنر انجام دهد و این صنعت توسعه یابد میتوان امیدوار بود که افراد زیادی جذب این رشته شوند.
زارعی از حمایت فنی و حرفهای دشتی در زمینه برگزاری کلاسهای آموزشی عبابافی که به 30 نفر آموزش داده شد تقدیر کرد و ادامه داد: معتقد هستم برخی از آن آموزش دیدگان در صورتی که کنار یک استاد کار باشند میتوانند بافنده خوبی برای جامعه خود باشند هر چند اگر این هنر اصیل بوشهری مورد حمایت قرار نگیرد در آیندهای نزدیک از بین خواهد رفت و برای احیا و توسعه آن نیاز به عزم و توجهی جدی است.
---------------------------------
گزارش از: اسماعیل حاجیانی
---------------------------------
انتهای پیام/66001/خ40/ظ1004
منبع : خبرگزاری فارس