ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

شیراز دچار فاجعه نشست زمین می‌شود


عضو شورای شهر شیراز:

شیراز دچار فاجعه نشست زمین می‌شود

دروازه قرآن
شناسهٔ خبر: 2885852 -
   
شیراز – عضو شورای شهر شیراز گفت: با توجه به وضعیت موجود به‌زودی شیراز دچار فاجعه نشست زمین خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، محسن معین عصر دوشنبه در صحن علنی شورای شهر شیراز با اشاره به وضعیت آبی شیراز، گفت: حدود ۱۵ سال قبل و در سال‌های پرآبی شیراز پروژه‌ای توسط وزارت نیرو به نام طرح زه کش و جمع‌آوری آب‌های زیرزمینی شیراز از عمق ۳۰ متری زمین تهیه و در سالیان بعدی خط یک آن به مرحله اجرا درآمده و اینک آبی با دبی یک مترمکعب در ثانیه خارج شد.

وی ادامه داد: همزمان با اجرای طرح شبکه دفع فاضلاب، آب‌های زیرزمینی شیراز از تزریق قبلی پساب فاضلاب محروم شده و معادل یک مترمکعب در ثانیه دیگر هم از خروجی تصفیه‌خانه فاضلاب شیراز تخلیه گردیده و صرف سبزی‌کاری آلوده می‌شود.

عضو شورای شهر شیراز تصریح کرد: بعلاوه خشک‌سالی و حفر چاه‌های فراوان باغ شهرهای بالادست شیراز همه و همه موجب شده که نهایتاً ارتفاع سطح آب‌های زیرزمینی در مناطق غربی شیراز از ۴۰ متر به حدود ۱۴۰ متر و در مناطق جنوبی و غربی از پنج‌متر به حدود ۳۰ متر افزایش می‌یابد.

معین افزود: بسیار متأسفم، با این ترتیب شیراز به‌زودی دچار فاجعه نشست زمین و فرو چالگی خواهد شد و به زبان ساده زیر پای شیراز در حال خالی شدن است و ساختمان‌های موجود نابود خواهند شد و بدیهی است بروز این فاجعه، خطرات آن به‌مراتب بیشتر از یک زلزله مخرب خواهد بود.

عضو شورای شهر شیراز تأکید کرد: چنانچه این حادثه اتفاق بیفتد باید گفت که بروز یک زلزله مخرب امکان ساخت بناهای جدید موجود است ولی بروز پدیده فرو چالگی امکان بازسازی شهر بر روی زمین سست فراهم نخواهد شد و کلان‌شهر شیراز به یک شهر سوخته و غیرقابل سکنه تبدیل می‌گردد.

معین ادامه داد: تأسف‌بارتر اینکه به‌قرار اطلاع، اخیراً خط دوم زه کش آب‌های زیرزمینی شیراز نیز در حال شروع شدن است که بدون  شک این پدیده شوم را تسریع خواهد کرد.

وی افزود: بنابراین ضمن هشدار به‌تمامی مراجع دولتی و قضائی و رسانه‌های شیراز پیشنهاد می‌کنم، آمار روند پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی در سنوات اخیر از وزارت نیرو و سایر مراجع مطمئن اخذ شود و ضمن اخذ نظریات کارشناسان زمین‌شناسی و هیدرولوژی از طریق طرح موضوع در شورای تأمین شهر و استان اجرای خط دوم زه کش وزارت نیرو متوقف‌شده و از انتقال آب خط فعلی زه کش وزارت نیرو جلوگیری به عمل آید.

معین تصریح کرد: به هر طریق ممکن است کل آب‌های خروجی از تصفیه‌خانه فاضلاب  جهت برگشت به سیکل آب‌های زیرزمینی شهر مورداستفاده فضای سبز شیراز گردد و درنهایت مطمئن باشید چنانچه به تذکرات دقت نشود ظرف یک یا چند سال آینده نه از تاک‌نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان.

منبع : خبرگزاری مهر


پسماندهای ساختمانی، خطری خاموش برای محیط زیست


پسماندهای ساختمانی، خطری خاموش برای محیط زیست

» سرویس: استان ها - ایلام

یک کارشناس محیط‌زیست گفت: پسماند‌های ساختمانی خطری جدی برای نابودی محیط‌زیست محسوب می‌شوند و چاره کار پسماند نخاله‌های ساختمانی، بازیافت است.

«غلام‌رضا ابدالی» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی ایلام، در خصوص پسماندهای ساختمانی اظهار کرد: دفن بی‌رویه و روانه کردن نخاله‌ها و پسماندهای ساختمانی و عمرانی خطر‌آفرین است و خطرات زیست‌محیطی را افزایش می‌دهد.

وی با بیان این‌که اگرچه پسماند‌های ساختمانی و عمرانی خطرات کمتری را نسبت به پسماند شهری برای سلامت مردم و محیط‌زیست دارند اما رها کردن آن محیط‌زیست را به شدت به خطر می‌اندازد، تصریح کرد: با وجود این‌که سالانه هزاران تن نخاله ساختمانی تولید می‌شود، اگر مدیریت درستی در این حوزه نشود، ضربه‌ی جبران‌ناپذیری بر محیط‌زیست، گیاهان و درختان بلوط استان وارد می‌شود.

این کارشناس محیط‌زیست ایلام ادامه داد: برای ساماندهی نخاله‌های ساختمانی در ایلام سایت جدیدی بعد از تونل «گراب» در کارگروه مدیریت پسماندهای استان در نظر گرفته‌ شده است.

وی در پایان بار دیگر تاکید کرد: چاره‌ی کار نخاله‌های ساختمانی بازیافت است و هم‌اکنون دستگاه‌هایی وجود دارند که شن، ماسه، گچ و دیگر زباله‌های ساختمانی را از هم تفکیک و بازیافت می‌کنند.

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا


تونل زمان در قنات قصبه گناباد...


تونل زمان در قنات قصبه گناباد...

» سرویس: استان ها - خراسان رضوی

‌اگر به دور و بر خودمان نگاهی بیندازیم، تونل‌های بی‌شماری برای سفر به دل تاریخ می‌بینیم؛ یکی از این تونل‌های زمان، قنات قصبه گناباد است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه خراسان، گاهی یک قنات می‌تواند بهترین سازه ساخت بشر باشد. به عمر بشر، آثار پیدا و پنهانی از نبوغ او بر تارک این عالم به یادگار مانده است. آثاری که نشان از پشتوانه عظیم هنری، فرهنگی و اجتماعی دوران ثبتش را دارد.

قنات قصبه عظیم‌ترین قنات گناباد و شاید یکی از عجایب تمدن تاریخ بشر است که از گذشته‌های دور توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

ناصرخسرو عمق چاه قنات را هفتصد گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده است. از میان اراضی کوی شرقی گناباد (قصبه شهر سابق) در سمت جنوب غربی از محلی معروف به برج علی ضامن، از داخل رسوب‌های ریز دانه آغاز شده و بطول کلی 331 هزار و 33 متر در یک رشته اصلی به نام قصبه و چهار رشته منشعب به نام دولاب کهنه، دولاب نو، رشته فرعی اول و رشته فرعی دوم قصبه جریان دارد. رشته اصلی قصبه که 131هزار و 35 متر طول دارد و در امتداد دره پرآب خانیک حفر شده و عمق مادر چاه آن نیز بیش از 200 متر است.

در این خصوص، مدیر موزه بزرگ استان خراسان در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه خراسان گفت: قنات قصبه گناباد از نظر بنده، جزء بهترین سازه‌های بشری برای ثبت در فهرست آثار جهانی است.

دکتر رجبعلی لباف خانیکی بیان کرد: 15 سال پیش، پیشنهاد ثبت قنات قصبه گناباد در سازمان یونسکو مطرح شد که پیگیری‌هایی هم انجام گرفت، اما در 3 سال اخیر بحث جدی‌تر شد.

وی اضافه کرد: هم اکنون موضوع در مرحله نهایی قرار دارد که بزودی کارهای ثبت آن به پایان خواهد رسید.

مدیرکل سابق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی ادامه داد: متأسفانه با وجود پیگیری‌های مستمر مسئولان میراث فرهنگی، عده‌ای در شهرستان با صحبت‌های نابجا و فضاسازی‌های غیر منطقی، به خاطر اینکه منافع شخصی آن‌ها در معرض آسیب است، جلوی ثبت جهانی قنات ایستاده‌اند و مسائلی مثل ساخت دانشگاه در حریم قنات را پیش کشیده‌اند که واقعاً در مقابل عظمت ثبت جهانی قنات مایه تأسف است.

وی در مورد حریم قنات با اشاره به اینکه یونسکو قواعد خاص خودش را دارد، گفت: یک مساله مهم در این قواعد، بحث حریم‌ها است که به دو بخش حریم استحفاظی و حریم منظر تقسیم می‌شود.

لباف خانیکی اظهار کرد: در مورد حریم استحفاظی کارهایی مانند خاکبرداری، کار با لودر و غیره که باعث فرسوده شدن پایه‌ها و شالوده بنا می‌شود، باید جلوگیری شود و در مورد حریم منظر نیز محتویات علمی، فرهنگی و هنری و چشم‌انداز یک اثر تاریخی باید حفظ شود تا اصالت آن درک شود.

مدیر موزه بزرگ استان خراسان خاطرنشان کرد: چرا که از این نظر قنات قصبه ترکیبی است از کانال‌ها، چاه‌ها و زمینی که قنات در آن حفر شده و شخصیت قنات از این‌ها تشکیل شده است و اگر قرار باشد ساخت‌وسازی روی آن صورت بگیرد، باعث گسستگی منظر اصلی قنات خواهد شد.

وی تصریح کرد: برای ساخت‌وساز بر روی حریم قنات احتیاج به حفر چاه‌های فاضلاب خواهد بود که باعث به هم ریختن انسجام خاک و سقوط چاه‌ها می‌شود و علاوه‌بر آن هویت اصلی قنات به خطر می‌افتد.

این باستان‌شناس افزود: قنات گناباد به خاطر وسعت و عظمتی که دارد و شگفت‌انگیز بودنش همواره با داستان‌ها و افسانه‌های قدیمی عجین بوده است.

وی بیان کرد: بنده در سال 1369 کار بررسی قنات را با وسایل ساده و اولیه آغاز کردم و متوجه این واقعیت شدم که قنات گناباد یک رشته اصلی است با 6 رشته فرعی که به سمت زیبد، کاخک و کلات در طول 17 کیلومتر از محل انشعاب امتداد دارد.

کسانی که قنات را حفر کرده‌اند، به شدت آدم‌های عالمی بود‌ه‌اند

لباف خانیکی افزود: کسانی که قنات را حفر کردند، به شدت آدم‌های عالمی بودند و در زمین‌شناسی، آب‌شناسی و غیره مهارت زیادی داشتند، به طوری که هر یک از رشته‌های منتهی به رشته اصلی قنات در امتداد یک دره کشیده شده که دره‌های کلات و دیسفان و خانیک عمیق‌ترین و پر آب‌ترین این دره‌ها است.

این باستان‌شناس با اشاره به سفرنامه ناصر خسرو ادامه داد: مسیری که ناصرخسرو برای رفتن به تون طی کرده از مسیر دولاب نو یعنی از طریق کاخک بوده است و از روی این شواهد و بررسی‌هایی که در سطح انجام دادیم، به این نتیجه رسیدم که 470 چاه در طول قنات قرار دارد.

وی با بیان اینکه فاصله بین 2 چاه با طول قنات متناسب است، گفت: هرچه عمق قنات زیادتر می‌شده، فاصله چاه‌ها بیشتر است؛ برای مثال فاصله چاه‌ها در نزدیک مظهر بین 10 تا 15 متر است اما در نزدیک مادرچاه، این فاصله نزدیک به 100 متر است.

مدیر موزه بزرگ خراسان افزود: زمان حفر چاه‌های قنات با توجه به مدارک موجود با توجه به امکانات محدودی که در آن زمان وجود داشته بسیار طولانی بوده، بطوری که مجبور به ساخت سازه‌های معماری برای اقامت در نزدیک چاه‌ها بوده‌اند.

قدمت قنات قصبه گناباد‌

وی در مورد قدمت قنات قصبه گناباد نیز گفت: با سفال‌هایی که از دهانه چاه پیدا کردیم، آزمایشگاه قدمت آن‌ها را مربوط به زمان هخامنش نشان داده است و 15 نمونه آزمایشی در مورد قنات گناباد به ما می‌گوید که این قنات از نظر قدمت، عمق و طول جزء اولین‌ها در جهان است.

این محقق تصریح کرد: شاخصه مهم دیگری که در مورد قنات با توجه به تحقیقاتمان حاصل شد، نشان می‌دهد که این قنات در کنار یک زیستگاه انسانی ایجاد نشده، بلکه در یک بیابان حفر شده و بعد از حفر آن مردم به آن‌جا مهاجرت کرده‌اند.

لباف خانیکی اضافه کرد: به طوری که مردم گناباد قبل از حفر قنات در 35 کیلومتری شمال گناباد فعلی، یعنی در حاشیه رودخانه کال شور که در آن زمان رودخانه پر آب شیرین بوده، زندگی می‌کردند که با وجود خشکسالی و شور شدن آب رودخانه و از آن‌جا که به خاطر مسطح بودن زمین دشت گناباد، امکان جوشش چشمه نیز در این منطقه وجود ندارد، به فکر حفر قنات به این شکل افتاده‌اند.

وی در مورد میزان آب قنات نیز اظهار کرد: در گذشته آب تا یک و نیم متر حرکت می‌کرده اما در حال حاضر با توجه به بندش رشته‌ها حداکثر به نیم‌متر رسیده است. به طوری که سطح آب بیش از یک متر پایین آمده است.

مدیر موزه بزرگ استان خراسان خاطرنشان کرد: آب بندهایی که در مسیر قنات ایجاد شده، یکی دیگر از کارهای علمی و حساب شده‌ای است که توسط نیاکان ما در گذشته انجام گرفته است، به طوری که با انداختن آب در زمستان به داخل این آب‌بندها، آب را جذب سفره‌های زیرزمینی می‌کردند تا ذخیره شود.

لزوم مرمت و بازسازی قنات

قنات قصبه شهر گناباد به لحاظ موقعیت و قدمت آن که بر دو هزار و 500 سال و هم اکنون یکی از بهترین مکان‌های گردشگری محسوب می‌شود و هر ساله بازدید کنندگان بسیاری را به خود جذب می‌کند، نیاز به بازسازی و مرمت و فضاسازی دارد که در جذب گردشگران داخلی و خارجی گامی‌ مؤثر برداشته خواهد شد. این قنات که در قسمت اولیه آن به طول 500 متر کانال‌های آن جهت مسیر بازدید کنندگان از داخل قنات بازگشایی شده است، اما به لحاظ استحکام بخشی آن و ایجاد اماکن رفاهی در مسیر و خارج آن نیاز به اعتباری از سوی ارگان‌ها و سازماندهی دولتی دارد.

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا


قدیمی‎ترین جنگل بلوط دنیا در آتش


قدیمی‎ترین جنگل بلوط دنیا در آتش

» سرویس: استان ها - لرستان

سطح جنگل‎های ایران 14 میلیون هکتار است که 6 میلیون هکتار آن مساحت جنگل‎های زاگرس است و با قدمت 5500 سال قدیمی‎ترین جنگل‎های بلوط دنیا را در خود جا داده است.

علاوه‌بر بلوط 180 گونه درخت و درختچه، گونه‎های دیگری مانند بنه، بادامک، ارژن، گلابی وحشی و... در این منطقه یافت می‎شود که نشان از ارزش ژنتیکی جنگل است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی لرستان، اما چندوقتی به‎جای شنیدن خبرهای خوش از این جنگل بلوط خبرهای آتش‎سوزی و خشکسالی از آن به گوش می‎رسد و روز به روز از وجود آنها کمتر می‎شود.

در حالی‎که وسیع‎ترین رویشگاه بلوط ایران جنگل‎های زاگرس است آتش‎سوزی در این جنگل جان ساکنان روستاهای هم‌جوار و گونه‎های جانوری آن را تهدید می‎کند.

با توجه به این‌که در چندسال اخیر پدیده زوال بلوط و خشکیدگی را شاهد بوده این آتش‎سوزی باعث افزایش آفات و امراض گیاهی، آلودگی هوا، انواع بیماری‎های تنفسی شده و زمینه‌ی اشتغال مستقیم و غیرمستقیم مردم از میان می‎رود.

90 درصد تیپ جنگل‎های لرستان، بلوط است

عضو جامعه جنگل‏‌بانی ایران در این‌باره به خبرنگار ایسنا گفت: استان لرستان در جنوب‎غربی کشور و در منطقه رویشی میانی دارای یک‎میلیون و 226 هزار و 446 هکتار جنگل است به‎طوری‎که 43 درصد وسعت استان لرستان را جنگل تشکیل می‎دهد.

«علی‎حسین بیرانوند» افزود: حدود 25 درصد رویش سالانه جنگل‎های لرستان بهره‎برداری صنعتی از چوب جنگل‎ها به روش مستقیم صورت نمی‎گیرد، از این‌رو جنگل‎های زاگرس لرستان از نظر حفظ آب و خاک و تأثیر آب و هوای و محصولات فرعی جنگلی(غذایی، دارویی و صنعتی) دارای اهمیت هستند.

وی اظهار کرد: در واقع جنگل‎ها در لرستان به‌عنوان پشتوانه‎ای برای استمرار و بقای دیگر بخش‎های تولیدی استان محسوب می‌‏شوند.

مسئول امور جنگل‎کاری اداره‌ی منابع طبیعی و آبخیزداری بروجرد تصریح کرد: بلوط مهم‌ترین گونه‌ی جنگلی جنگل‎های لرستان بوده که 90 درصد تیپ جنگل‎های استان را در بر می‎گیرند.

بیرانوند خاطرنشان کرد: گونه‎های بلوط در گویش لری به آن داربلوط یا مازو یا بلوط غرب با نام علمی Qurcus Persica معروف است میوه‎های بلوط به رنگ قهوه‎ای مایل به سبز که در اصطلاح کلی به میوه بلوط نامیده شده و در پیاله‎ای به‏‎نام کوپول جا می‎گیرد.

وی با اشاره به ترکیبات شیمیایی پوست و برگ، خاطرنشان کرد: در آنها تانن ویژه‎ای به‎نام کوئرسیتانیک اسید وجود دارد و سایر ترکیبات شامل نشاسته 44.5 درصد، پروتئین 6.65 درصد، ماده روغنی 5 درصد، کوئرسیت 7 درصد، نوعی تانن یا مازو 7 درصد پوست میوه دارای ماده‎ای به‎نام جفت است که تانن زیادی دارد.

عضو جامعه جنگل‏بانی ایران خاطرنشان کرد: چوب بلوط فشرده و محکم بوده و نماد قدرت و استقامت است که به‌عنوان مصالح ساختمانی، در ساختن کشتی‎های بازرگانی و جنگلی در برخی کشور استفاده می‎شود.

سالانه 2600 هکتار از اراضی لرستان در آتش می‎سوزد

استاندار لرستان نیز در این‌باره گفت: از ابتدای سال تاکنون 1714 هکتار جنگل استان دچار حریق شده است.

«هوشنگ بازوند» افزود: وسعت آتش‎سوزی‎های رخ داده در اراضی، جنگل و مرتع‎های استان در سال‎گذشته، 588 هکتار بوده است.

وی اظهار کرد: بنا بر آمار ارائه شده وسعت آتش‎سوزی‎های رخ داده استان در سال‎های 90 تا 92 به ترتیب 6847، 1256 و 2619 هکتار بوده است.

استاندار تصریح کرد: به‎طور متوسط سالانه 2600 هکتار از اراضی استان از جمله جنگل و مرتع در آتش می‎سوزد.

بازوند افزود: این در حالی است که حدود 70 درصد توپوگرافی استان کوهستانی و سخت‎گذر بوده و امکانات کامل برای اطفا حریق وجود ندارد.

بقای زاگرس‎نشینان در گرو جنگل‎های زاگرس است

سرپرست اداره‌ی محیط‌زیست دورود نیز با بیان این‌که بقای زاگرس‎نشینان در گرو جنگل‎های زاگرس است، گفت: زاگرس با وسعت 6 میلیون هکتار از منتهی‎الیه شمال‎غربی ایران تا جنوب غرب با گستردگی در 11 استان کشور تا حدود 40 درصد جنگل‎های کشور را به خود اختصاص می‎دهد.

ذلفی اظهار کرد: گونه غالب جنگل‎های زاگرس درخت بلوط است و استان لرستان پس از استان فارس بیشترین مساحت جنگل‎های زاگرس را به خود اختصاص داده است.

این مقام مسئول تصریح کرد: جنگل‎های زاگرس سیستم‎های حیات‎بخشی هستند که بقای زاگرس‎نشینان وابسته به بقای آنها است و در صورت حذف این حلقه از زنجیر، حیات منطقه به خطر می‌افتد.

ذلفی افزود: از مهم‌ترین کارکردهای جنگل به‎صورت اختصار می‎توان به افزایش تنوع ژنتیکی و گونه‎ای، جذب آب و افزایش منابع آب زیرزمینی، جلوگیری از فرسایش خاک، زیستگاهی برای حیات وحش، محلی برای تفرج انسان‎ها، تولید و غنی کردن خاک، تعدیل آب و هوا، ارزش‎های بی‎شمار اقتصادی، تولید دارو و صمغ، جذب مواد آلاینده هوا و گرد و غبار، جلوگیری از سیل و بیابانی شدن، کنترل بیولوژیک آفات، تولید اکسیژن و... اشاره کرد.

وی گفت: اهمیت جنگل‎ها به‎حدی است که بقای آن تضمینی برای بقای سایر زیستمندان از جمله انسان است، در چند دهه اخیر شاهد نابودی جنگل‎های زاگرس و کاهش چشمگیر وسعت آنها هستیم.

سرپرست اداره‌ی محیط‌زیست دورود گفت: بیماری زوال بلوط که حدوداً 50 درصد جنگل‎های استان را نابود کرده و ورود ریزگردها و اثرات نامطلوب آنها بر جنگل‎ها تغییر کاربری اراضی جنگلی، تصرفات غیرقانونی، تهیه سوخت و زغال‎گیری، چرای بیشتر از ظرفیت برد جنگل‎ها و آتش‎سوزی از عواملی هستند که جنگل‎های زاگرس را به ورطه نابودی می‎کشاند.

ذلفی خاطرنشان کرد: جلوگیری از این روند تخریب رو به تزاید نیاز به عزم و اراده‌ی ملی در مردم و مخصوصاً مسئولان است.

وی اظهار کرد: انجام کارهای مطالعاتی و اعمال نتایج آن در برنامه‎های مدیریت کلان جنگل‎ها، آموزش و توانمندسازی جوامع محلی، اسکان عشایر، تغییر معیشت جنگل‎نشینان، تقویت و توسعه اکوتوریسم مدیریت شده، تغییر نوع کاربری از مصرفی به غیرمصرفی، مشارکت جوامع محلی و جنگل‎نشینان در مدیریت و در نهایت تقویت سازمان‎های جنگل‎ها و مراتع و محیط‌زیست به لحاظ امکانات و نیرو برای رفع تصرفات و برخورد قاطع با متخلفان می‎تواند جان تازه‎ای به این جنگل‎های در حال نابودی دهد.

گزارش از «زهره گودرزی» خبرنگار ایسنا منطقه‌ی لرستان

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا


آخرین وضعیت تالاب هامون درگفت‌وگو بامدیرکل محیط زیست سیستان


آخرین وضعیت تالاب هامون درگفت‌وگو بامدیرکل محیط زیست سیستان‌

هامون به سختی نفس می کشد

» سرویس: استان ها - سیستان و بلوچستان

مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان در گفت‌وگوی تفصیلی با ایسنا ضمن رد خبر ورود سیلابِ بی‌سابقه به تالاب هامون، آخرین وضعیت این تالاب بین‌المللی را تشریح کرد و گفت: در چند روز اخیر یک آب کوچک ولی با اهمیت به سمت تالاب روانه شده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان، خبر غیرواقعی ورود سیلاب به تالاب هامون که حتی بی‌سابقه نیز خوانده شد، سبب بروز انتقاداتی از سوی مردم ساکن در اطراف تالاب هامون و برخی مسئولان محلی شده است، انتقادها از این خبر به حدی بالا گرفته که واکنش امام جمعه زابل در خطبه‌های نماز جمعه این هفته را نیز در پی داشته است.

حجت‌الاسلام کیخا با انتقاد از اخبار غیرواقعی در مورد تالاب هامون، از مسئولان خواسته که اطلاعات درست و واقعی به مردم ارائه شود.

مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان درست وقتی شدت طوفان‌های شمال استان فروکش کرد، در 21 مرداد اعلام کرد که سیلاب بی سابقه‌ای از یک هفته قبل وارد تالاب هامون شده و برخی مراکز تولید ریزگرد را کنترل کرده است، بر اساس گفته‌های سعید محمودی، سیلاب از 14 مردادماه به تالاب هامون رسیده است.

اما بر اساس گزارش‌ها، چهار روز بعد از ادعای ورود سیلاب به تالاب هامون، وزش طوفان 90 کیلومتری در سیستان سبب شد تا غلظت ذرات معلق در هوای زابل (مرکز سیستان) به 40 برابر حد مجاز برسد و ادارات، بانک‌ها و بازارهای پنج شهرستان شمالی تعطیل شوند.

علاوه بر این ادامه و شدت ریگزدها در روزهای 19 و 20 مرداد نیز سبب شد تا دوباره ادارات دو شهرستان شمالی استان (در 19 مرداد) تعطیل و حدود یکهزار نفر هم روانه بیمارستان‌ها شوند.

در همین راستا مدیرعامل آب منطقه سیستان و بلوچستان با رد خبر ورود سیلاب به تالاب هامون، به خبرنگار ما گفت که سیلابی در کار نبوده و فقط افغانستانی‌ها دو- سه روز آب مازاد نهرهای‌شان را به دلیل لایروبی رودها به سمت ایران رها کرده‌اند و حالا هم این آب قطع شده است.

وی هم‌چنین تاکید کرد که ورود 20 مترمکعب آب در ثانیه را نمی‌توان سیلاب نامید، زیرا سیلاب تعریف دارد، وقتی می‌توان گفت سیلاب که میزان ورود آب در هر ثانیه 500 یا هزار مترمکعب باشد.

محمدحسن دهمرده فرماندار شهرستان نیمروز -از شهرستان‌های حاشیه تالاب هامون- نیز با اظهار تاسف از مواضع مدیرکل محیط زیست، ورود هرگونه سیلاب به تالاب هامون را غیر واقعی دانسته است.

اما سعید محمودی، مدیرکل محیط زیست سیستان و بلوچستان حالا در گفت‌وگوی تفصیلی با ایسنا اندکی از مواضع چند روز اخیر خود عقب‌نشینی کرده و گفته که منظورش از بی‌سابقه بودن سیلاب، «فصل» ورود سیلاب به تالاب بوده است، و هیچ گاه به حجم آبگیری اشاره نکرده است.

او البته هم‌چنان اصرار دارد که آب خوبی وارد تالاب شده و این آب نجات‌بخش است.

این عضو کارگروه استانی احیای تالاب هامون در بخش دیگری از این گفت‌وگو، گفت که امسال هیچ اعتباری برای احیای تالاب هامون پرداخت نشده و تنها پارسال 800 میلیون تومان برای این منظور داده شده است.

محمودی از سوی دیگر مقایسه پرداخت اعتبار دریاچه ارومیه و تالاب هامون را خطای بزرگ توصیف کرده و می‌گوید در مساله دریاچه ارومیه سه استانداری اعتبار دریافت می‌کنند ولی اینجا مساله فرق می‌کند.

متن این گفت‌وگو به این شرح است:

خبرهای خوشی از ورود سیلاب به هامون اعلام شده است، اکنون وضعیت آبگیری تالاب به چه نحوی است و مشخصاً تا چه حدودی از تالاب آبگیری شده است؟

آب خوبی آمده است، این سیلاب که از کشور افغانستان وارد هامون شده، به لحاظ فصلی بی‌سابقه است، برخی در مورد بی‌سابقه بودن سیلاب انتقاد کردند، ولی منظورم این بوده که به لحاظ زمانی و فصلی بی‌سابقه بوده است، این آب در شرایطی وارد شده که خشکی هم کشور افغانستان و هم کشور ما را فرا گرفته است، ورود آب یک اتفاق خوبی برای تالاب است. این آب از رودخانه هیرمند وارد کشور شده و ما آن را از یک قسمت به سمت هامون صابوری هدایت و از یک قسمت دیگر به سمت «لورگ‌باغ» -از کانون‌های گردوغبار- هدایت کرده‌ایم، اطراف کوه خواجه هم آب خوبی جمع شده است.

برخی معتقدند که ورود این آب به تالاب هامون با بزرگنمایی اعلام شده، در واقع گفته می‌شود که 20 مترمکعب آب در ثانیه هم‌چنین آب قابل توجهی نیست که این قدر به آن پرداخته شده است؟

نه، البته قابل توجه که نیست، ما نمی‌گوییم که به لحاظ حجم ورود، آبِ قابل توجهی آمده است، آنچه که اهمیت دارد، زمان ورود این آب است، دوستان ما به این موضوع توجه نمی‌کنند، یک وقتی آب زیاد و یک موقع هم این آب کم است، مگر یک انسان چقدر آب می‌خورد، یک موقع آب زیاد است و انسان با نوشیدن پنج لیوان آب سیراب می‌شود، یک وقتی هم آب نیست و زندگی انسان‌ها به خطر می‌افتد که یک لیوان آب نیز نجات بخش خواهد بود، این یک لیوان را نمی توانیم به نسبت آن پنج لیوان بی‌ارزش بدانیم، زمانش خیلی مهم است، ورود آب فروردین‌ ماه با مردادماه خیلی تفاوت دارد، از نظر هیدرولوژیکی یا نیاز آبی تالاب‌ها، ورود این آب در این فصل کار مثبت و بزرگی است.

به گفته شما اکنون مقدار 20 مترمکعب آب در هر ثانیه وارد می‌شود، علاوه بر این معتقدید که ورود این آب به لحاظ زمانی نیز فصل خوب و مناسبی است، این ورود 20 مترمکعب آب در ثانیه در مبداء ورود به کشور اندازه گیری شده یا در ورودی خود تالاب، چون فاصله زیادی از مبداء ورود آب از افغانستان تا خود تالاب هامون وجود دارد که با توجه به فصل وزش بادهای 120 روزه و شدت تابش خورشید در مردادماه، میزان تبخیر آب در این فاصله چند ده کیلومتری چند برابر می‌شود؟

میزان ورود آب را ما نگفتیم و آب منطقه‌ای اعلام کرده است، ولی فرقی نمی‌کند چون خوشبختانه آب منطقه‌ای اجازه داده که این آب بیاید و در مسیر تالاب قرار بگیرد، یعنی این شرکت بر خلاف گذشته از هدایت آب به سمت چاه‌نیمه‌ها جلوگیری کرده است و همه آب به سمت تالاب آمده است.

به طور مشخص، منظورم میزان تلف شدن آبِ ناشی از تبخیر است.

اتلافی در کار نیست، شما ببینید آن چیزی که امروز برای ما مهم است، وضعیت ریزگردهاست. خود همان رودهایی که در قسمت ورودی کشور خشک بودند، کانون‌های اصلی گرد و غبار هستند، بیشترین ریزگردهایی که حتی با وزش نسیم هم جابجا می‌شوند، در کف همین رودخانه‌ها انباشته هستند، بنابراین اگر آب از نقطه صفر مرزی تا هر جایی که به تالاب برسد، جاری باشد، یک اتفاق مهم در یک زمان مهم برای کنترل ریزگردهاست، پس صرف نظر از تالاب و صرف نظر از هر اتفاق دیگر، آبی که در رودخانه‌های «خشکه‌رود» جاری شده، به کنترل ریزگردها کمک کرده است.

با این حساب نمی‌توان گفت که بخش قابل توجهی از تالاب آبگیری شده است؟

ما فقط گفتیم که قسمت‌هایی از تالاب آبگیری شده و اصلاً اشاره‌ای به کیفیت آبگیری و حجم آبگیری نکرده‌ایم، قطعاً حجم کوچکی است که قابل توجه نیست.

ولی شما گفته‌اید که آب در بخش‌هایی از تالاب تا عمق یک متر هم رسیده و سبب کنترل برخی کانون‌های ریزگرد شده‌ است.

بله، حتی بیشتر از یک متر، خودتان بروید و ببینید، در اطراف کوه خواجه، 40 تا 50 سانتی متر آب جمع شده، حتی یک متر و برخی نقاط که عمیق‌تر است بیشتر از یک متر آب جمع شده است.

شما گفتید که آب را به کانون‌های بحرانی تالاب هدایت کرده‌اید، این کانون‌های بحران به طور مشخص کجاها را شامل می‌شود؟

یک قسمت «لورگ‌باغ»، یک قسمت هم هست که آب به آنجا نرسیده است و هیچ وقت هم نمی‌رسد، بین هامون «پوزک» و هامون «صابری» که به سبب فعالیت‌های انسانی نسبت به سطح واقعی تالاب ارتفاع گرفته و مرتفع شده است، آب نمی‌رود، در مجموع اختلاف ارتفاع کلی تالاب بین صفر تا 1.5 (یک و نیم) متر است، وقتی برخی نقاط را تپه درست کردیم، و ارتفاع آن از سطح معمولی تالاب بالاتر رفته است، رساندن آب به آنجا سخت و دشوار است، برخی از مشکل ریزگردهای تالاب هم همین نقاط هستند.

امسال برای احیای تالاب هامون چقدر اعتبار دریافت کرده اید؟ اصلاً آیا امسال اعتباری داشته‌اید؟

بله، حدود 800 تا 900 میلیون تومان اعتبار ملی داشته‌ایم.

پس سال 94 یعنی امسال 800 میلیون تومان برای احیای هامون دریافت کرده‌اید؟

نه، کلاً در سال آبی جاری حدود یک میلیارد تومان هزینه کرده‌ایم، نتیجه خوبی هم گرفته‌ایم، شما امروز در تالاب هامون صابری می‌بینید که خیلی از کانون‌های گرد و غبار را کنترل کرده‌ایم چون آب خوبی از افغانستان آمد، ولی در هامون «پوزک» ما این‌قدر موفق نبودیم چون از پوزک یک سوم آب آمده است.

اگر بخواهید به سال شمسی اشاره کنید، به ترتیب در سال 93 و 94 برای احیای تالاب هامون چقدر اعتبار دریافت کرده‌اید؟

سال 93 حدود یک میلیارد تومان اعتبار داشتیم و سال 94 هم فعلاً ابلاغ اعتبار نشده است

در مورد لایروبی مسیر اصلی ورود آب به تالاب هامون بفرمائید، چه اقداماتی کرده‌اید؟

همه مسیرهای اصلی ورود آب به تالاب را لایروبی کردیم، ضمن این‌که یک کیلومتر از خاکریز طولانی مرز را که در داخل تالاب کشیده شده و مانع از ورود آب به بخش داخلی تالاب می‌شود را به کمک دوستان مرزبانی - که جای تشکر هم از آنها دارد - را بازگشایی کردیم، قبلاً تنها 80 متر از این خاکریز باز بود، ولی الان یک کیلومتر باز است.

صرف‌نظر از مسیرهای ورود آب از بخش خارجی تالاب هامون در افغانستان که با آبگیری به ترتیب بخش‌های داخلی آن در ایران هم آبگیری می‌شود، یک مسیر اصلی برای ورود آب از رودخانه هیرمند به تالاب هامون وجود دارد، این رود اصلی با نام «نهراب» امسال لایروبی نشده است، آیا شما برنامه‌ای برای لایروبی این رود دارید؟

ببینید، اگر داخل تالاب است که وظیفه ماست، ولی اگر بیرون تالاب است لایروبی آن وظیفه آب منطقه‌ای است چون ما محدوده کاری مشخص داریم.

صحبت از مسیر ورود آب به تالاب است، ببینید آب از دو مسیر وارد تالاب می‌شود، یکی از سریزهای داخل خود تالاب است، و دیگری از طریق رودخانه‌ هیرمند است، اساساً بخش قابل توجهی از آبگیری تالاب از طریق رودخانه هیرمند انجام می‌شود، مثل همین آبی که این روزها به سمت تالاب می‌رود، این رود اصلی که آورد قابل توجهی هم دارد لایروبی نشده است، آیا برای این برنامه‌ای دارید؟

چرا، لایروبی شده است، مگر آب منطقه‌ای لایروبی نکرده است؟

آب منطقه‌ای می‌گوید به دلیل نبود اعتبار نتوانسته رود «نهراب» را لایروبی کند.

بیرون از تالاب که ما نمی‌توانیم لایروبی کنیم، اصلاً بیرون از تالاب که به ما اعتباری نمی‌دهند، وظیفه ما بر اساس آنچه تعیین تکلیف شده، فعالیت داخل تالاب است که ما استارت کار را در هامون‌های هیرمند و پوزک زده‌ایم، یعنی با همین اعتبار اندک آنچه که در محدوده کاری ما بوده را انجام داده‌ایم.

به نظر شما نمی‌توان گفت که لایروبی نشدن مسیر اصلی ورود آب به هامون‌ها، می‌تواند مانعی برای روند احیای تالاب هامون باشد، مگر هدف همه احیای تالاب هامون نیست، آیا این مرز بندی برای یک هدف قابل توجیه است؟

ما با شما موافقیم، ما در طرحی که با عنوان «طرح جامع مدیریت زیست بومی تالاب» آماده کرده‌ایم، همه مسائل درباره مدیریت تالاب را دیده‌ایم، یعنی دیگر این طور نخواهد بود که آب منطقه‌ای بگوید وظیفه ما نیست یا ما بگوییم بیرون از تالاب مربوط به ما نیست، احیای تالاب با این روند اتفاق نمی‌افتد چون قبلا هم همین طور بوده و نتیجه‌ای نگرفته‌ایم، تلاش برای مدیریت یکپارچه در تالاب است، در واقع همه اینها مسیری را باز می‌کنند تا آب در کمترین زمان ممکن به حساس‌ترین نقاط تالاب برسد، این امر به یک مدیریت واحد بین تمام دستگاه‌های دخیل در امور تالاب نیاز دارد، البته در طرحی که محیط زیست تهیه کرده، الزاماً نظر خودش نیست بلکه نظر همه دستگاه‌هایی است که همه آن را بررسی کرده‌اند تا اعتبارات در جهت احیای تالاب هزینه شود.

مدیریت جامع تالاب بخشی از حوزه مدیریت و اداره تالاب است، مسلماً برای احیای تالاب هامون نیاز به استفاده از کارشناسان خبره ملی و بین‌المللی است، شما تا امروز برای احیای تالاب هامون از توان چند کارشناس داخلی یا خارجی بهره ‌بردید؟

کارشناسان بین‌المللی خودمان که در سازمان محیط زیست هستند، با اسم طرح حفاظت از تالاب‌ها که زیر نظر سازمان‌های بین‌المللی و دفتر عمران سازمان ملل (undp) کار می‌کنند، این طرح مدیریت زیست بومی، طرحی جامع است که چارچوب آن بین‌المللی بوده و برای همه تالاب‌های بین‌المللی دنیا در نظر گرفته می‌شود، تالاب هامون هم یک تالاب بین‌المللی است، در واقع یک سطح بالاتر از تالاب‌های ملی. بنابراین، صد درصدِ چارچوب کار را دارند پیش‌ می‌برند، محیط زیست هم با سطح همکاری بسیار بالا در کنارشان هست، البته دستگاه‌های دیگر نظیر آب منطقه ای را نمی دانم که چقدر از نظرات بین‌المللی استفاده کرده‌اند ولی خیلی از کارهای ما در سطح بین‌الملی پیش ‌می‌رود.

در سطح بین‌المللی؟

بله، حتی یک کار دیگری هم داریم انجام می‌دهیم با نام طرح «ذخیره‌گاه زیست کره مرزی هامون»، این طرح به صورت صددرصد زیر نظر سازمان ملل انجام می‌شود، قرار است سپتامبر (شهریور) امسال پروپوزال نهایی آن را تحویل بدهیم که تا پایان سال مطرح و مجوزهای اصلی آن دریافت شود، اگر این طرح به تصویب برسد، نگاه‌ها و اعتبارات بین‌المللی برای تالاب هامون خواهیم داشت، همه این اتفاقات در کمتر از یکسال که بنده در خدمت دوستان بودم اتفاق افتاده است، البته نمی‌گویم که بهتر از دوستان قبلی کار کردیم، اما با برنامه‌تر از آنها بودیم و برای این هم دلیل و مدرک کافی داریم، این‌که همه همدیگر را متهم کنیم فایده‌ای ندارد.

به صورت مشخص اعلام شده که برای احیای دریاچه ارومیه در شمال غرب کشور از 500 کارشناس ملی و بین‌المللی استفاده می‌شود، آیا شما هم‌چنین آماری دارید که به ما بگوید همین حالا چند کارشناس برای احیای تالاب هامون تلاش می‌کنند؟

این را پیدا می‌کنیم، اکنون این را به صورت عددی نداریم، ولی آمار دقیق‌شان را با اسم و تعداد افراد به شما می‌دهیم، ضمن این‌که مقایسه تالاب هامون و دریاچه ارومیه اشتباه بزرگی است، هر تالابی شرایط خاص خودش را دارد، آنجا هم یک شرایطی دارد که بین سه استانداری قرار گرفته است، انتقاد می‌شود که یک بودجه‌ای به ارومیه داده شده ولی به هامون اعتبار نداده‌اند، خب آنجا سه تا استانداری دارند.

اگر ملاک پرداخت اعتبار وجود سه استاندار باشد، درباره تالاب بین‌المللی هامون مساله دو ملت و دو کشور مطرح است، یعنی فراتر از استانداری.

همین را می‌خواستم بگویم، اصلاً اینها با هم تفاوت دارند، این‌که خودمان را با استانداری‌های آنها محدود کنیم که آن‌قدر پول گرفته‌اند، خودمان را کوچک کرده‌ایم، ما باید بگذاریم که به تالاب هامون در سطح بین‌المللی پرداخته شود، نه در سطح دو استانداری، ما اصلا دنبال این‌که بگوییم چون به آنجا این‌قدر پول داده‌اند باید به ما هم بدهند، نیستیم، ما به دنبال جایگاه اصلی تالاب هامون به عنوان زینت دو مرز ایران و افغانستان هستیم که باید به صورت بین‌المللی بررسی شود، به دنبال «ذخیره‌گاه زیست کره مرزی» و «پارک صلح بین‌المللی» هستیم، در همین راستا قسمتی از تالاب که در افغانستان است، بین‌المللی نیست و تنها بخش داخلی آن بین‌المللی است.

آیا شما به این موج اعتراضی مردم شمال استان در قبال محیط زیست، حق می‌دهید؟

‌بله، چرا حق نمی‌دهیم، همه این اتفاقات در راستای رضایت مردم است، اصلاً محیط زیست برنامه‌ای در کل دنیا و کشور ما جز مشارکت مردم ندارد، خود مردم هم باید کمک کنند، همه‌اش که نمی‌شود مردم بایستند و فقط از محیط زیست انتظار داشته باشند.

یعنی تا حالا مردم با شما همکاری نداشتند و این خلاء بوده است؟

من احساس می‌کنم که بوده، ببینید، مردم همین آب کوچکی که آمده را به وسیله پمپ‌های آب از مسیر واقعی خودش منحرف کرده و به سمت مزارع خود می‌برند، هر چند که آنها هم مقصر نیستند چون زندگی‌شان در خطر است. اما اگر قرار باشد آبی برای تالاب هامون بیاید باید آب‌ منطقه‌ای، جهادکشاورزی و منابع طبیعی با ما همکاری کنند و واقعاً اعتقاد داشته باشند که آب به بخش‌های ضروری تالاب برود.

الان که فصل کشاورزی نیست، چرا مردم آب را به سمت مزارع‌شان می‌برند؟

می‌دانم، ولی همه آب را مردم برده‌اند، شما می‌توانید بروید و ببینید که چقدر پمپ در رودها هست، همکاران ما رفتند و تصویربرداری کرده‌اند، می‌دانم که فصل کشاورزی نیست، ولی دارند به هر دلیلی آب را به زمین‌های کشاورزی می‌برند، مقصر هم آنها نیستند، آنها احساس می‌کنند که باید از این آب در جهت منافع خودشان استفاده درستی کنند، تالاب هم منافع‌اش از مردم است، حتی طرحی که تهیه کردیم اساس کارش مبتنی بر نظریات مردم بوده و چیزی غیر از این نبوده است. سیاست ما شفاف‌سازی است، امروز نمی‌شود چیزی را کتمان کرد، باید حقایق را به مردم انتقال داد.

گفت‌وگو از: محمد فرتوت عنایت خبرنگار ایسنا منطقه سیستان و بلوچستان

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا