ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

استان گلستان مقصد گردشگران + تصاویر


تاریخ: ۰۱/فروردین/۱۳۹۴ - ۰۱:۰۰ ، شناسه خبر: ۶۹۱۵۳۰

            

گلستان
                               
تسنیم گزارش می‌دهد 
                                                        

استان گلستان مقصد گردشگران نوروزی + تصاویر 

                           

خبرگزاری تسنیم: استان گلستان با توانمندی‌ و پتانسیل‌های فراوان از مسافران نوروزی استقبال می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، استان گلستان یکی از مناطق سرسبز و دینی در شمال ایران با مساحت بیش از 20 هزار کیلومتر مربع که در جنوب شرقی دریای خزر واقع شده و از شمال به جمهوری ترکمنستان، از جنوب به استان سمنان، از شرق به استان خراسان شمالی و از غرب به استان مازندران محدود می‌شود.

جمعیت استان گلستان براساس آمارگیری سال 85 برابر با  یک میلیون و 617 هزار و 87 نفر است که در 14 شهرستان ، 29شهر، 27 بخش و60 دهستان ساکن هستند.

جای‌جای گلستان و به ویژه گرگان مرکز آن به عنوان یکی از مراکز مهم تمدن ایران زمین با قدمت و سابقه تاریخی7000 ساله است، که بیش از 2 هزار و 500 اثر تاریخی، طبیعی، ابنیه‌های تاریخی و فرهنگی دارد که از این تعداد 720 اثر در فهرست آثار ملی کشور و یک اثر در آثار جهانی به ثبت رسیده است.

از سوی دیگر استان گلستان را می‌توان مهد قومیت‌های مختلف اعم از ترک، ترکمن، قزاق، بلوچ، فارس، سیستانی، مازندرانی دانست.

استان گلستان به علت تنوع جغرافیایی و قدمت تاریخی دارای توانمندی‌های گردشگری متعددی مانند بلندترین برج آجری دنیا در گنبد قابوس، دیوار دفاعی گرگان، دیوار تاریخی تمیشه، غار 7 هزار ساله کیارام، آبشار تمام خزه‌ایی کبودوال، مدارس قدیمی، امامزاده‌ها، مقبره مشاهیر، تپه‌های باستانی، غارها، ذخیره‌گاه‌های جنگلی، پارک‌های طبیعی و ملی، دهکده‌های ییلاقی، تالاب‌های بین‌المللی، خلیج، آبشارها و چشمه‌ها و گل فشان‌ها است.

اصلی‌ترین توانمندهای استان گلستان را نیز می‌توان در موقعیت مناسب جغرافیایی در زمینه دسترسی به کریدورهای بین‌المللی حمل‌و‌نقل شمال و جنوب بازارهای آسیای میانه و ارتباط با استان های خراسان، مازندران، سمنان و هم مرز با کشور ترکمنستان، وجود تنوع اقلیمی، اکولوژیکی و خاک جهت توسعه فعالیت های کشاورزی و تنوع محصولات آن به ویژه گندم، گیاهان دارویی، پنبه، دانه های روغنی، باغی، دام و طیور، نوغانداری، وجود توان توسعه صنایع تبدیلی و بسته بندی بخش کشاورزی ،زراعی و باغی، شیلات، دام و طیور و سلولزی دانست.

استان گلستان دارای توانمندی‌هایی مانند بزرگترین مرکز استحصال خاویار و صید ماهیان خاویاری کشور، برخورداری از اکوسیستم‌های منحصر به فرد خلیج گرگان، تالاب‌های بین المللی، پارک ملی گلستان،امکان استفاده از ظرفیت های خاک و آب برای توسعه آبزی پروری، امکان توسعه فعالیت های بازرگانی، فرهنگی، هنری و ورزشی با کشورهای آسیای میانه است.

برخورداری از اراضی مستعد و حاصلخیز جنگل‌های صنعتی، تجاری و زراعت چوب، برخورداری از مراکز عمده تحقیقاتی و تخصصی علوم کشاورزی و استقرار مرکز تحقیقات پنبه کشور در استان- مرکز تحقیقات شیلات، مرکز پرورش و تولید نژادهای اصیل اسب و توان صادرات آن ها از دیگر قابلیت های گلستان است.

برخورداری از تنوع اقلیمی و قابلیت‌های برجسته و متعدد طبیعی و گردشگری، نظیر پارک ملی گلستان، جزیره آشوراده، تالاب های بین المللی، آبشارها، پارک جنگلی، منطقه جهان‌نما و مرکزیت ورزش های سوارکاری و کبدی در کشور، برخورداری از آثار تاریخی، فرهنگی و مذهبی نظیر برج قابوس، دیوار دفاعی گرگان، امامزاده یحیی ابن زید و خالد ابن سنان،خالدنبی و جود مفاخر فرهنگی مانند میرداماد، میرفندرسکی، فخرالدین اسدگرگانی و مختومقلی‌فراغی نیز از دیگر ویژگی‌های برجسته استان گلستان است.

وجود ذخایر فراوان معدنی ذغال سنگ آزادشهر، رامیان و مینودشت، سنگ آهک کلاله، مارن چناران و صدف کوهی روباز گنبدکاووس و کلاله، وجود سنت دیرپای بافت فرش و صنایع دستی ترکمن، گلیم بافی، جاجیم و ابریشم بافی در سطح روستاهای استان، توان تبادل انرژی با کشورهای آسیای میانه، برخورداری از شبکه‌ای حمل و نقل جاده‌ای، ریلی و دریایی و هوایی، امکان توسعه و بهره‌برداری از منابع آب، وجود زمینه‌های مناسب علمی و فنی‌و‌حرفه‌ای در بخش‌های دولتی و غیردولتی در سطوح مختلف آموزشی و نوع ارائه وجود زمینه‌های مساعد آموزش عالی علوم اسلامی برای کشورهای اسلامی و آسیایی میانه از دیگر توانمندی‌های استان گلستان است.

ترکیب قومی، زبانی و مذهبی گلستان:

استان گلستان دارای قومیت‌های مختلف اعم از فارس، ترک، کرد، ترکمن، بلوچ ، قزاق، سیستانی و دیگر قومیت‌های است و افزون بر 20 قوم در این استان زندگی می کنند. اما در یک تقسیم بندی کلی مردم ساکن در این استان به سه گروه عمده فارس، ترکمن و مهاجر تقسیم می شوند.

نخستین گروه، فارس‌ها هستند که  در نواحی مرکزی وجنوبی منطقه سکنی دارند و اکثریت جمعیت استان را تشکیل می‌دهند و به دوگروه فارس‌های بومی و مهاجر تقسیم می‌شوند.

فارس‌های بومی استان گلستان بیشتر به گویش‌های گرگانی، کتولی و مازندرانی تکلم دارند. این گروه از مردم استان شیعه مذهب می باشند. گروه دوم، ترکمن ها هستند که به دو تیره یموت و گوکلان تعلق دارند. آن ها سنی مذهب هستند و در نواحی شمالی منطقه درجلگه گرگان سکونت دارند و به زبان ترکمنی تکلم می‌کنند. سومین گروه، مهاجرین به این استان می‌باشند که اغلب سیستانی، بلوچ، سمنانی و خراسانی هستند.

آیین‌های قومی:


آیین عزاداری امام حسین(ع) در استان گلستان شامل فرهنگ و آداب و آیین مردم استان گلستان در مناسبت ها، باورها و مراسم مختلف سوگواری همگی سینه به سینه از زبان مردم قدیم منتقل شده اند و بیانگر آداب و رسوم مردم این استان هستند. از جمله این مراسم، آیین ها و آداب و رسوم مردم استان در ایام محرم است.

در استان گلستان اقوام متعددی در ایام محرم با عادات و آداب خود به عزاداری می‌پردازند که در ادامه، مراسم مشترک و عمده آن ها بیان می‌شود: روضه خوانی، نذورات ماه محرم، تعزیه خوانی و شبیه خوانی، مراسم علم بندان، مراسم‌های روز تاسوعا و عاشورا مانند پامنبری، پختنی ویژه روز تاسوعا قورمه سبزی، پخت حلیم نیز در عصر تاسوعا، مراسم صبح روسیاه، پخت شیربرنج برای عزاداران در صبح عاشورا، آیین‌های سورانی رایج در بین قوم ترکمن عبارت از  آیین آق آش(آق قوین)، جشن 63 سالگی، آیین تولد کودکان، آیین های ماه مبارک رمضان، آیین های عید سعید قربان، آیین خرمن و برداشت محصول، آیین پشم چینی گوسفندان، آیین نزول باران بعد از انجام آیین طلب باران، آیین عروس آوران و عروس گردان، آیین تشرف به خانه خدا و برگشت از زیارت خانه خدا، آیین برافراشته شدن آلاچیق جدید برای فرزندان متاهل، آیین آخوند شدن و پایان تحصیلات دینی جوانان، آیین قالی‌بافی برای تهیه جهیزیه عروس است.

ذِکرِ خَنجَر نیز یک نوع نمایش هنری رایج در بین ترکمن‏‌هاست. این رقص که به صورت دسته‏‌جمعی و با لباس سنتی و خنجر بر کمر صورت می‏‌گیرد، حالتی ذکر گونه دارد و برداشتی عارفانه از حالت و جذبه صوفیان است.

صنایع‌دستی گلستان:

عمده‌ترین صنایع دستی استان گلستان فرش بافی است که بیشتر در بین زنان ترکمن رایج است. در حال حاضر استان گلستان یکی از قطب های مهم تولید کننده فرش ترکمنی، قالیچه، قارچین، گلیم، نمدبافی، گلدوزی، سوزن دوزی، ابریشم دوزی برپارچه، زیورآلات ترکمنی، ساختن آلات موسیقی، سبد بافی، ریسندگی و بافندگی الیاف، پارچه بافی و تولید وسایل چوبی است. مارکوپولو، سیاح معروف هنگام دیدار از ترکمن صحرا در قرن سیزده میلادی در سفرنامه خود از اسب و فرش ترکمن نام برده و به تعریف و تمجید از آن‌ها پرداخته است.

از دیگر صنایع دستی عمده استان گلستان می‌توان از جاجیم‌چه، چادر شب، دستمال، رومیزی، سفره، لباس های زیبای محلی، قالی، قالیچه، قارچین، پلاس، پشتی، سوزن دوزی و زیورآلات مانند گوشواره، دستبند، سینه‌ریز، پابند، بازوبند نام برد.

شهدای استان گلستان:

درحفظ نظام جمهوری اسلامی ایران شهدای زیادی را نثار کرده ایم که تکلیف سنگین امروز ما را در حفظ ارزش‌ها و آرمان‌های نظام مشخص می‌کند، در این راستا 4 هزار و 500 شهید از خطه گلستان با تحمل رنج و سختی‌ها، کشور اسلامی ایران را از گزند دشمن حفظ کردند.

انتهای پیام/ج



تاریخ: ۲۹/اسفند/۱۳۹۳ - ۰۱:۳۶ ، شناسه خبر: ۶۹۱۲۷۴ 

                            

پارک جنگلی گلستان
                               
تسنیم گزارش می‌دهد 
                                                        

پارک‌های جنگلی گلستان، تفرجگاهی زیبا برای مسافران نوروزی + تصاویر 

                           

خبرگزاری تسنیم: پارک‌های جنگلی و سرسبز استان گلستان با دارا بودن جاذبه‌های طبیعی و تفریحی

 به عنوان نگین گردشگری منطقه، مقصد مناسبی برای گردشگران ایرانی و خارجی به شمار می‌رود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، استان گلستان از جمله استان‌های سرشار از منابع جنگلی است و وسعت جنگل‌های این استان 380 هزار هکتار است.

وجود پارک‌های جنگلی النگدره، امام رضا(ع)، قرق، دلند، کبودوال ،پارک ملی گلستان و پارک طبیعی ناهارخوران از جمله قدیمی ترین تفرجگاه‌های استان گلستان به شمار می‌رود که با وجود امکانات مناسب شرایط خوبی را برای اقامت موقت گردشگران فراهم کرده است.

جنگل‌هاى گلستان با مناظر و چشم‌اندازهاى بسیار زیباى دره‌ها و کوه‌هاى جنگلى، رودخانه‌ها، چشمه‌سارها، فضاهاى روستائى ویژه و منحصر بفرد ، قابلیت‌هاى مهم توریستى - جنگلى استان گلستان را به نمایش گذاشته است.

جنگل‌هاى استان گلستان در هر فصلى از سال چهره مى‌‌آرایند و رنگى دگر مى‌‌‌یابند، بهار سرسبز و با طراوت است و عطر گل‌هاى وحشى آن سراسر مناطق جنگلى را فرا مى‌گیرد، تابستان خنک و آرام با سایه‌هاى درختان بلند به تمدد اعصاب و آرامش درونى یارى مى‌رساند، پاییز الوان و رنگارنگ که در هر منظرى تابلوى بدیعى را به نمایش مى‌گذارد و زمستان پوشیده از برف که زیبایى‌هایى جذاب دارد.

پارک ملی گلستان

وجود پارک ملی گلستان با اقلیم‌های متفاوت و مناطق زیستی متنوع جنگلی، استپی و چشم اندازهای طبیعی به لحاظ دست نخوردگی جوامع زیستی، گیاهی و جانوری و اکوتوریسم های طبیعی به عنوان میراث طبیعی و تنوع ژنتیکی از اهمیت زیادی از نظر محققان و دانش‌پژوهان محسوب می‌شود.

پارک ملی گلستان با حدود 92 هزار هکتار مساحت در 30 کیلومتری شرق شهر گالیکش از توابع شهرستان مینودشت قرار دارد.

پارک ملی گلستان در سال 1977 میلادی به عنوان ذخیره گاه زیست کره انتخاب شد و در شبکه ذخیره‌گاه‌های زیست کره جهان به دلیل شرایط و موقعیت خاص این گونه مناطق منحصر به فرد به شمار می‌آید.پارک ملی گلستان از قدیمی‌ترین پارک‌های ملی جهان به شمار می‌رود.

پارک ملی گلستان منطقه‌ای است که در آن یک هشتم گونه‌های گیاهی، یک سوم گونه‌های پرندگان و بیش از نیمی از پستانداران کشور را به تنهایی در خود جای داده است.پارک ملی گلستان از نظر طبقه‌بندی اقلیمی، دارای 3 اقلیم متفاوت خشک، نیمه‌خشک و نیمه‌مرطوب است، به همین دلیل این پارک پوشش گیاهی متنوع از استپی خشک تا جنگل‌های انبوه دارد.

در این پارک زیبا آبشارهای زیبایی وجود دارد که مسافران در کنار آبشارها و رودخانه‌های آن به استراحت می‌پردازند.

پارک جنگلی نهارخوران

این پارک قدیمی ترین تفرجگاه استان گلستان بوده که در 4 کیلومتری جنوب شهر گرگان واقع شده و با داشتن آب و هوای مناسب و دامنه پر شیب جنگلی مورد استفاده تفرج کنندگان داخلی و خارجی قرار می‌گیرد.

در حال حاضر ناهارخوران با مساحت 300 هکتار ،به دلیل داشتن چشم اندازهای زیبا ، آب و هوای مناسب و نزدیکی به گرگان از زمان دور مورد توجه مسافران و گردشگران قرار دارد.

پارک جنگلی النگ‌دره

پارک جنگلی النگ‌دره در دامنه جنگل های انبوه شمالی از پوشش درختان جنگلی برخوردار بوده و رودخانه ای از وسط آن می گذرد.پارک جنگلی النگ دره به مساحت 185 هکتار و در 3 کیلومتری جنوب غربی شهر گرگان در مسیر جاده ناهار خوران قرار گرفته است.

آب و هوای این منطقه حداقل 10 درجه خنک تر از نقاط شهری و پرجمعیت است.

مهم‌ترین درختان این پارک جنگلی را انجیلی و ممرز‌، توسکا، لرگ، افرا، بلوط، بید، شیردار و خردمندی تشکیل می‌دهد.

پارک جنگلی دلند

پارک جنگلی دلند در 11 کیلومتری غرب آزادشهر و در کنار جاده اصلی گرگان - مشهد واقع شده است.این پارک پوشیده از درختان با ارزش جنگل های شمال مانند بلوط، آزاد، افرا و انجیلی است و از امکانات تفرجگاهی مانند آب آشامیدنی، سرویس بهداشتی و کمپ چوبی برخوردار است.

بخشی از این پارک به ‌عنوان ذخیره‌گاه جنگلی به ثبت رسیده است که این خود از ویژگی‌های این پارک محسوب می‌شود.

پارک جنگلی کردکوی

این پارک در 4 کیلومتری جنوب شهر کردکوی واقع شده و مساحت آن 54 هکتار است.هوای بسیار معتدل و خنک ، درختان سر به فلک کشیده ، فراز و نشیبهای طبیعی جنگل و عبور رودخانه که از وسط پارک می گذرد و همچنین سد بنه شله نیز منظره زیبایی به آن بخشیده است.

پارک جنگلی قرق

این پارک در 23 کیلومتری شرق گرگان در مسیر مشهد واقع شده و مساحت آن 650 هکتار است.بخش اعظم پارک جنگلی قرق در محیط جلگه ای قرار گرفته و دارای امکانات تفرجی است.

این پارک محل نگهداری گوزن‌های بومی جنگل‌های شمال ایران است.

انتهای پیام / آ


منبع : خبرگزاری تسنیم



فرش دستباف ترکمن ثبت جهانی شد/‌خاویار و ابریشم گلستان کاندیدای ثبت جهانی


94/03/27 - 19:09
شماره: 13940327001490
 
رئیس سازمان صنعت و معدن گلستان:
فرش دستباف ترکمن ثبت جهانی شد/‌خاویار و ابریشم گلستان کاندیدای ثبت جهانی

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گلستان گفت: فرش دستباف ترکمن گلستان در سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو ثبت جهانی شد.

خبرگزاری فارس: فرش دستباف ترکمن ثبت جهانی شد/‌خاویار و ابریشم گلستان کاندیدای ثبت جهانی                

به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، حسین‌قلی قوانلو عصر امروز در آئین رونمایی از لوح ثبت جهانی فرش دستباف ترکمن گلستان که در گرگان برگزار شد، اظهار کرد: ثبت جهانی فرش دستباف ترکمن یکی از افتخارات استان گلستان محسوب می‎شود.

وی از خاویار و ابریشم استان گلستان به عنوان دو برند نام برد و تصریح کرد: سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گلستان درصدد پیگیری این دو برند برای ثبت جهانی است.

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت گلستان با بیان اینکه 70 هزار بافنده قالی در مناطق محروم استان فعالیت می‎کنند، افزود: صنعت فرش یکی از صنایعی است که با کمترین تامین نقدینگی می‎تواند اشتغال‌زایی بالایی داشته باشد.

قوانلو با بیان اینکه قالی‌بافی در رگ و خون استان گلستان خصوصا در مردم ترکمن صحرا نهفته است، اظهار کرد: فرزندان گلستانی در کنار دارهای قالی به دنیا می‎آیند و بزرگ می‎شوند، آموزش می‎بینند و بافنده می‎شوند.

وی با اشاره به اینکه نخستین برند استان گلستان در سازمان جهانی مالکیت فکری ثبت جهانی شد، تصریح کرد: گلستان ظرفیت‎های خوبی در این زمینه دارد.

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت گلستان از فعالیت خوشه فرش دستباف در استان خبر داد و گفت: خوشه فرش دستباف نقش بسیار خوبی در صادرات دارد.

به گفته قوانلو؛ 54 هزار و 500 متر فرش دستباف در سال جاری در استان گلستان تولید شد.

وی با تاکید بر اینکه از فرش دستباف گلستان کپی‎برداری می‎شود، اظهار کرد: از طریق برندسازی انجام شده آثار ارزشمند گلستان مورد کپی‌برداری قرار نخواهد گرفت.

انتهای پیام/83001/ش20/ظ1004

منبع : خبرگزاری فارس


ادامه سریال آتش‌سوزی در جنگل‌های بویراحمد


94/03/27 - 18:03
شماره: 13940327001388
 
ادامه سریال آتش‌سوزی در جنگل‌های بویراحمد
جنگل‌ مختار طعمه حریق شد

رئیس اداره منابع طبیعی بویراحمد گفت: بخش زیادی از جنگل‌‌های مختار شهرستان بویراحمد در آتش سوخت.

خبرگزاری فارس: جنگل‌ مختار طعمه حریق شد                

به گزارش خبرگزاری فارس از یاسوج؛ از ظهر امروز جنگل‌های منطقه مختار در پنج کیلومتری شهر یاسوج دچار حریق شد و بخش زیادی از درختان و بوته‌های جنگلی این منطقه خاکستر شدند.

سعید نظری در این ارتباط در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در یاسوج اظهار کرد: از ساعاتی پیش و به دنبال گزارشاتی مبنی بر وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌های منطقه مختار، کارکنان منابع طبیعی و گروه‌های مختلف مردمی برای مهار آتش‌سوزی وارد عمل شدند.

رئیس اداره منابع طبیعی بویراحمد افزود: به دلیل حجم بالای علف و بوته‌های خشک در این منطقه و همچنین نزدیکی منطقه جنگلی مختار به مناطق مسکونی هرساله جنگل‌های این منطقه دچار حریق می‌شوند.

نظری یادآور شد: هنوز علت و عاملان اصلی بروز این آتش‌سوزی مشخص نشده‌اند ولی با توجه به شواهد، می‌توان همانند سنوات قبل، بی‌‎احتیاطی گردشگران را عامل بروز این آتش‌سوزی دانست.

رئیس اداره منابع طبیعی با بیان اینکه وقوع عمدی این آتش‌سوزی نیز دور از ذهن نیست، عنوان کرد: کارشناسان اداره منابع طبیعی به جد در حال پیگیری موضوع هستند و اگر کسانی عمداً به این حرکت شنیع زده اقدام کرده باشند به صورت جدی تحت پیگرد قضایی قرار خواهند گرفت.

وی خاطرنشان کرد: درخواست ما از مردم شریف بویراحمد این است که هرگونه آتش ‌سوزی در مراتع و جنگل‌های این شهرستان را به اطلاع مسئولان منابع طبیعی برسانند و در مهار آتش‌سوزی‌ها همکاری لازم را با این اداره داشته باشند.

انتهای پیام/82008/ل/ذ20/ف4004

منبع : خبرگزاری فارس


«غار پراو»- بازی با مرگ در خطرناکترین غار ایران + تصاویر



بازی با مرگ در خطرناکترین غار ایران + تصاویر

» سرویس: ایسنا+ - ایسنا+

«غار پراو» را خطرناک‏ترین، مرگبارترین و خشن‎ترین غار ایران می‎نامند؛ غاری که تاکنون 5 نفر را به کام مرگ کشانده و برای رسیدن به آن باید بیش از سه هزار متر از کوه پراو بالا رفت و بعد دهانه غاری که طولانی‏‌ترین غار عمودی ایران است، خودش را نشان می‎دهد.

پراو در نزدیکی کوه بیستون در کرمانشاه است و اولین‌بار انگلیسی‌‏ها این غار را تا انتها پیموده‌اند و بعد از آن‌ها، لهستانی‌‏ها به پایان این غار عجیب می‎رسند و تا سال‏‌ها غار پراو برای غارنوردان ایران و کرمانشاه چون گاوصندوقی در بسته می‏‌ماند که کلید گشودنش را نمی‏‌یابند و با وجود تلاش‎های فردی و جمعی‏، راز آن گشوده نمی‏‌شود، تا اینکه سال 1370 تیم کانون کوهنوردان کرمانشاه، با ایجاد یک تیم منسجم و با کمک گسترده همه شهر و بردن تلفن نظامی به درون غار، غار پراو را تا پایان پیمایش می‎کنند.

بعد از آن، سال 1372 دو کوهنورد با سابقه کرمانشاهی، دو نفری به دل غار می‏‌زنند و 12 روز در غار باقی می‏‌مانند و غار پراو را تا پایان می‌پیمایند. بعد از آن گویی درهای غار گشوده می‏‌شود و بسیاری علاقه‎مند می‌شوند تا سر از کار این غار مخوف در بیاورند، اما در پی این غارنوردی‏‌ها 5 نفر جان می‏‌بازند. اما این اتفاق‌های ناگوار هم مانع فرودهای بعدی در غار نمی‏‌شود. سال گذشته هم این غار بعد از سال‌ها انباشت زباله‏‌های صعود و فرود غارنواردان، پاکسازی شد و چندین کیلوگرم زباله و طناب از آن خارج شد.

ورودی غار پراو در ارتفاع 3 هزار متری

اما واقعاً چه چیز باعث می‎شود کسی وارد این غار شود که مخوف‌ترین غار ایران و «اورست غارهای جهان» نام دارد، یا قله‌هایی را بپیماید که گور کوهنوردان بسیاری است؟

«رضا شهلایی» کوهنورد باسابقه‏‌ای است که چندین قله بالای هشت هزار متر را در نوردیده و تاکنون سه بار پراو را تا انتها پیموده و چندین بار هم برای امداد و نجات تا میانه این غار رفته است. «یوسف سورنی‌نیا» هم 91 بار وارد غار شده که بیش از 30 بار تا انتهای آن رفته است. شاید برای ما که حتی صبح روزهای تعطیل تا دامنه کوه‏‌های شهر هم نمی‏‌رویم غیر قابل درک باشد، اما انگار آنها از جهانی دیگری حرف می‏‌زنند؛ از جهان سختی‏‌ها، تنگناها و رسیدن‏‌ها و لذت صعود و فرود؛ لذتی که شاید ما هیچ وقت درکش نکنیم.

با رضا شهلایی در مغازه لوازم خانگی‌اش در کرمانشاه دیدار کردم. تازه از تبت و صعود قله هشت هزار متری آناپورنا برگشته بود. از او درباره تجربه‌اش از ورود به غار پراو و دشواری‏‌های غارنوردی پرسیدم:

غار پراو چه چیز ویژه‏‌ای دارد که شما را بارها به درون خود کشیده است؟

من سه بار تا انتها و برای برنامه‏‌های امداد و نجات هم بارها تا میانه غار رفته‎ام. غار پراو برای ما که در این شهر زندگی می‏‌کنیم، همیشه جذابیت خاصی داشته و دوست داشتیم ببینیم درون آن چطور است. یکی از انگیزه‏‌های کوهنوردی، دیدن نادیده‌هاست. البته باید بگویم که غارنوردی با همه کارهای کوهنوردی و دیگر فعالیت‏‌های ورزشی متفاوت است، چون شما در تاریکی مطلق هستید، فضا ناشناخته است و جذابیت‎های خیلی زیادی دارد.

من بار اول سال 1368 به غار پراو رفتم. در واقع این اولین تلاش منسجم ایرانی‏‌ها برای رفتن به پراو بود. اما این تلاش موفق نبود و من تا چاه هشت رفتم و تیم هم تا چاه 18 رفت و برگشت. سال بعدش تیم کانون کوهنوردان کرمانشاه موفق شدند تا انتها بروند.

همیشه هم این بحث بود که غار پراو امکان ادامه دادن دارد، اما تاکنون بچه‎ها موفق به این کار نشدند. من البته احساس می‏‌کنم این امکان وجود ندارد. انتهای غار مانند سیفون است، آب سر ریز می‎کند، فاصله سقف و غار خیلی کوتاه می‏‌شود، 10 تا 20 سانتی‌متر فاصله دارد. غار ادامه دارد اما فکر نمی‏‌کنم کسی بتواند وارد آن شود.

من سال 74 به طور کامل وارد غار شدم و چندین بار هم برای آشنایی جوان‌ترها آن‎ها را به غار می‌بردم، تا اینکه اتفاقات ناگواری در غار افتاد. اولین اتفاق مربوط به آقای امینی از مشهد بود که جسدش را از غار خارج کردیم. من معتقدم غار پراو ترسناک و خطرناک نیست. 5 نفر تا به حال در غار کشته شده‎اند که همه بر اثر خطاهای انسانی بوده است. در کوهنوردی هم به همین صورت است، در اکثر اتفاقات سطح بالای کوهنوردی جهان هم حادثه‎ها قابل پیشگیری‎اند، غار پراو که جای خودش را دارد. همه نفراتی که در غار پراو کشته شدند، از ویکتوریا کیانی‌راد تا آقای امیر احمدی، سعید امینی، خلیل عبدنکویی و پدرام بوچانی بر اثر خطای انسانی کشته شدند و مرگ همه آنها قابل پیشگیری بود.

ما سه‌جور غار داریم؛ غارهایی که افقی کامل هستند، غارهای عمودی کامل و غارهایی که تلفیقی از هر دو هستند. غار پراو هم تلفیقی از گذرگاه‎های افقی و مسیرهای عمودی از این دو حالت است، هم کانال‎های تنگ و باریک افقی دارد و هم چاهای عمودی دارد. این نوع غارها آمادگی جسمانی کامل، آمادگی روحی و روانی و تجربه زیادی می‏‌خواهد. غار پراو کانال‏‌های بسیار باریکی دارد و در واقع شما را در یک شرایط بسیار سخت قرار می‎دهد که شاید در میانه راه از مسیری که آمده‌‏اید پشیمان می‏‌شوید، اما این تفاوت غارنوردی و کوهنوردی با سایر رشته‏‌هاست. وقتی در غارنوردی این شرایط سخت تمام می‏‌شود، تنها شیرینی و لذت آن باقی می‎ماند.

بازگشت رضا شهلایی از قله 8 هزارمتری آناپورنا

زمانی «جان میدلتون» این غار را دید. گفت پراو، اورست غارهای جهان و سخت‎ترین غار دنیاست است، اما حالا شرایط فرق کرده، تجهیزات تغییر کرده، الان غارهای سخت‌تری در مکزیک و فرانسه کشف شده است. آن زمان این غار دشوارترین بوده، اما در شرایط حاضر همه معماهای غار کشف شده است، آقای سورنی‌نیا الان هفت ساعته می‌تواند تا انتهای غار برود. البته شرایط عمومی غار، یعنی خشن بودن و نیاز آن به آمادگی جسمانی تغییر نکرده است.

آیا پیش آمده که خود شما هم در میانه راه از مسیری که آمده‎اید پشیمان شوید؟

من هیچ‏گاه پشیمان نشده‌‏ام، البته شرایط غار پراو بسیار سخت است و انرژی زیادی می‏‌گیرد. غیر از آن، در کوهنوردی هم گاهی این حس هست. در آناپورنا آنقدر شرایط سخت و غم‌انگیز بود که چندبار گفتم که کاش قله دیگری را انتخاب کرده بودم. اما به هر حال از صعودم پشیمان نیستم.

در آناپورنا ما هفت نفره قله را فتح کردیم و در برگشت به شب خوردیم و آن شب دو نفر کشته شدند؛ یک شلپای نپالی و یک کوهنورد بزرگ فنلاندی که 400 متر سقوط کردند. به هر حال کوهنوردی مسائل زیادی دارد. اما این شرایط انگیزه را بیشتر می‏‌کند، چون کوهنوردان دنبال زندگی نرمال نیستند و کمی با دیگران فرق دارند.

به هر حال ما برای زندگی کردن به کوه و غار می‏‌رویم نه برای مردن، اگرچه به دلیل نبود آموزش لازم کوهنوردی در کشور در سال‌های آینده با کمبود کوهنوردان خوب مواجه می‌شویم. الان کوهنوردانی هستند که از پیش‌دبستانی به دانشگاه می‏‌روند. مشکل اصلی کوهنوردی ما و اتفاقاتی که می‏‌افتد همین‌جاست. من سال 2014 کنجچنجنگا را صعود کردم. از 12 نفر، 5 نفر کشته دادیم. امثال من 30 سال در کار آموزش بوده‎ایم، سنگ‌نوردی، یخ‏‌نوردی آموخته‏‎ایم و کلاس و دوره گذراندیم تا یک لحظه از آن 30 سال تجربه استفاده کنیم.

اتفاقات غار پراو خیلی تکان‌دهنده بوده خصوصاً مرگ خانم کیانی‌راد و آقای احمدی. شما از این قضیه چه می‌دانید؟

واقعیت قضیه از غار پراو بیرون نیامد، اما ویکتوریا از دو نفر همراهش قوی‌تر بود و وقتی این دو نفر در غار 18 مشکل پیدا می‎کنند، او این چاه 20 متری را صعود کرده بود. اما چون این دو نفر انرژی بالا آمدن نداشتند، می‌آید پایین و وقتی می‏‌خواهد هشت فرودش را بیندازد، هشت فرود را نمی‏‌اندازد و سقوط می‎کند تا دو ساعت هم زنده بوده، اما بعد، از دنیا می‏‌رود. وقتی ما رسیدیم برای آقای احمدی هم اتفاقی نیفتاده بود، سر چاه 17 ما به او رسیدیم، بدون اینکه اتفاقی برایش افتاده باشد. فقط تخلیه انرژی شده بود، برای آقای عبد نکویی هم همین اتفاق می‎افتد. آقای بوچانی هم از طنابی که قدیمی بوده استفاده کرده، که طناب با شوکی که به آن وارد شده پاره می‎شود.

خود شما از مواجهه با مرگ نمی‏‌ترسید؟

من اصلا به مرگ فکر نمی‌کنم و با تصورات مثبت وارد کوه و غار می‏‌شوم. من حتی غارنوردی به سبک ساده را دوست ندارم، کارهای سنگین را دوست دارم که خطرش زیاد است. در پراو حدود 100 تا 80 متر کار هست که کانال بسیار سخت و باریک و طولانی است که باید دست‏‌ها جلو باشد و کف آن آب است، وقتی از این مسیر عبور می‌کنید، فوق‏‌العاده است، احساس آن به زبان نمی‏‌آید. شرایط سخت و کار سخت جذابیت بیشتری از مسیرهای نرمال دارد. یکی از سختی‌های غار رفتن در تاریکی است. زندگی ما در نور معنا دارد. وقتی اولین‌بار به پراو می‌رفتم، حدود 20 روز ما فقط باطری آب‌بندی کردیم، مهم‎تر از غذا و آب، نور بود. چیزی که الان با چراغ پیشانی حل شده‌ است. وقتی از غار بیرون آمدیم من آروز می‌کردم روز باشد، چون زمان از دست ما رفته بود، اما شب بود و می‏‌شد ستاره‌ها را دید. همین غار پراو را از دیگر غارها متفاوت می‏‌کند و لذت پیمایش آن برای همین چیزهاست که بیشتر است. ضمنا وقتی شما یک قله را صعود می‏‌کنید در واقع دشواری کار حل شده است و در فرود لذت می‏‌برید. اما در غارهای عمودی مثل پراو وقتی به پایین می‏‌رسید، تازه کار سخت شروع می‎شود. چون دمای هوا پایین است، لباس‌ها خیس شده، از نظر روحی و روانی ضعیف شده‎اید، اما تازه کار فنی شروع می‏‌شود و باید مسیر را با انرژی مضاعفی برگردید تا به دهانه غار برسید. احساس بیرون آمدن از این غار بعد از این همه سختی غیرقابل وصف است.

چگونه بین زندگی روزمره و سودای کوه و غار تعادل برقرار می‌کنید؟

هرگز تعادل برقرار نمی‎شود و این تضاد همیشه هست. من وقتی اینجا سر کار هستم با اینکه 20 روز است از نپال برگشته‎ام برای برنامه بعدی برنامه‌ریزی می‌کنم. اگر این‌ها را از من بگیرند، تبدیل می‌شوم به کسی که هر روز می‌رود سر کار و زندگی‌اش کار و شغل و زن و بچه و پول است. این چیزها کسی چون من را اقناع نمی‌کند. همین که من اینجا یک سایت کوهنوردی را باز می‌کنم، اصل زندگی را تجربه می‌کنم و بقیه‌اش حاشیه است. من 54 سالم است و از سال 60 کوهنوردی می‌کنم و همین‌ها زندگی‌ام را تا به حال ساخته است. البته ما به خانواده خودمان ظلم می‌کنیم، چون همیشه نگران ما هستند. اما این جزئی از کار ماست.

شما وقتی در کوه هستید همواره با یک مسائلی در چالشید و مسائلی را پشت سر می‌گذارید و آدم‌های سخت‌کوشی می‌شوید. این در زندگی شخصی خودتان چه اثری دارد؟

یکی از محسنات کوهنوردی همین است، مشکلات زندگی آسان می‌شود. وقتی جمعه به دیواره بیستون رفته‌اید و صعود از یک مسیر خوب 8 ساعت طول می‌کشد، در این مدت دست کم دو سه بار در جایی قرار می‌گیرید که یک طرف آن مرگ است و یک طرف زندگی. وقتی از آن‌ها عبور می‌کنید، فردا در محل کار و در خانه همه چیز حالت دیگری دارد، دیگر مشکلات برای شما مشکل محسوب نمی‌شود. وقتی من دو ماه در آناپورنا بودم و آن مسائل را دیدم، دیگر مسائل زندگی برایم ساده می‌شود؛ انگار همه‌چیز، بازیست.

* * *

یوسف سورنی‌نیا

«یوسف سورنی‌نیا» شغلش در حوزه «راب اکسس» یعنی کار در ارتفاع است. در توصیف کارش می‌گوید که او کاری را که قبلا به وسیله جرثقیل و داربست و بالابر انجام می‌شده، با طناب و وسایل کوهنوردی انجام می‌دهد؛ این کار می‌تواند شامل تعمیرات، نصب کردن وسایل یا هر چیز دیگری باشد. او را در انجمن غارنوردی ایران می‎بینم. پر است از شوق کشف غارهای نادیده، حتی می‌گوید همین چند وقت پیش 10 روز را در کوه‎‏های شاهو سرگردان بوده، به دنبال یافتن غارهای نادیده یا در همین کوه مدت‏‎ها می‏‏‌گردد تا دهانه غار «شهبانو» را می‏‎یابد؛ غاری که تنها انگلیسی‌ها یکبار به درونش رفته بودند و هیچ ایرانی‌ای آن را نپیموده بود.

سورنی‎نیا همچنین از احتمال کشف غارهایی عمیق‎تر از پراو در کوه‌‏های زاگرس می‏‌گوید؛ غارهای سر به مهری که به دلیل جنس آهکی این کوه احتمالا در دل کوه پنهان‏‌اند و ما هنوز آنها را نمی‏‌شناسیم.

آقای سورنی‌نیا شما چطور به غارنوردی علاقه‌مند شدید؟

در بچگی کلا ماجراجو بودم و کارهایی می‌کردم که هم سن و سال‌‏هایم جرأت انجام آن را نداشتند. عاشق کارتون‌هایی چون مارکوپولو و هزار فرسنگ زیر دریا بودم. در نوجوانی جودو کار می‏‌کردم و برای تمرینات جودو، کوهنوردی می‌کردیم در این برنامه‌ها غاری را در نزدیکی روستای زادگاهم پیدا کردیم که تصمیم گرفتم وارد این غار بشوم و بعد از آن عضو گروه کوهنوردی شدم. سال 74 اولین کوهنوردی خودم را شروع کردم و آموزش‎های لازم را دیدم و با گروه‎های خارج از کشور آشنا شدم. در کنار غارنوردی، کوهنوردی هم می‌کردم. چون غارنوردی را در هر فصلی نمی‌شود انجام داد و حتما باید بصورت تیمی انجام شود. قله‌های داخل کشور را رفته‎ام و به غیر از «قله لنین» در قراقستان، قله خارجی دیگری را به دلیل مسائل مالی صعود نکرده‌ام.

چطور با غار پراو آشنا شدید؟

گروه کوهنوردی «سه‌کل» که من عضوش بودم، سال 72 این غار را پیموده بودند. من خیلی علاقه‌مند به پیمایش این غار بودم، اما چون غارنوردی در غاری چون پراو لجستیک گسترده‏‌ای می‌خواهد، گروه ما همه توانش را در آن برنامه گذاشته بود و میل و رغبتی برای کار تکراری در آن غار نداشت. به هر حال فرصت رفتن به پراو برای من پیش نیامد تا سال 1379 در زمانی که همراه با مرحوم هادی رجایی‌فرید داشتیم کوه پراو را بالا می‌رفتیم که بطور اتفاقی یک گروه را از تهران دیدیم که آن‌ها هم قصد داشتند کوه پراو را صعود کنند. این گروه از باشگاه دماوند بودند، دو خانم کوهنورد هم در این تیم بودند و این ابتدای آشنایی من با این گروه بود. چند وقت بعد من تا چاه پنج غار پراو را رفتم، بعد این گروه خواستند پراو را تا پایان بروند و من هم همراه آن‌ها رفتم. من همراه با خانم اسفندیاری و آقای فربدیان و آقای رحیم دانایی در یک گروه بودیم که زودتر وارد غار شدیم و سه روز بعد از آن خارج شدیم، اما در گروه دوم که بعد از ما وارد غار شدند، ویکتوریا کیانی‌راد و امیر احمدی دچار حادثه شدند و فوت کردند.

دهلیزهای تنگ در غار پراو

غار نوردی به سبک و سیاقی که الان متداول است آن زمان نبود، الان علوم و فنون و تکنیک و ابزارهای خاص غارنوردی استفاده می‌شود و غارنوردی علمی‌تر و ایمن‌تر شده است. اما ما در آن زمان داشته‌های کمی در غارنوردی داشتیم. در آن برنامه هم ایراداتی بود که الان می‌گوییم ایراد است؛ اما آن موقع ایراد نبود. مثل انتخاب پوشاک، برنامه‌ریزی، ابزارها و غیره. اما در آن زمان همه آن طور غارنوردی می‎کردند.

این جمله را که می‌گویند پراو سخت‌ترین غار دنیاست، چقدر قبول دارید؟

کسی می‌تواند بگوید پراو سخت‌ترین غار دنیاست که همه غارهای جهان را رفته باشد، اما دست‌کم بر اساس بررسی نقشه‌های غارهای خارجی و حرف‌های کسانی که متخصص هستند و با توجه به شرایط غار مثل دمای پایین غار و بالا بودن ارتفاع دهانه که سبب سرمای آب غار می‎شود، همچنین تنگ بودن و داشتن دهلیز‌های پر پیچ و خم، می‏‌توان گفت پراو غار بسیار سختی است و این شرایط در کمتر غاری در کنار هم دیده می‌‎شود. برای همین من می‌گویم که پراو یکی از سخت‌ترین غارهای دنیاست.

ما در آن برنامه لباس مناسب نداشتیم و سرما و آب راحت توی لباس ما نفوذ کرده بود، خیسی و سرما هم سبب می‌شود که انرژی بدن پایین بیاید. غار به دلیل تنگ بودن و خیس بودن فضای زیادی برای استراحت ندارد و به سختی می‌توان جایی را برای استراحت جور کرد. همین انرژی را کم می‌کند. ما در آن برنامه دو شب در غار خوابیدیم و سه روز هم در غار بودیم و وقتی بیرون آمدیم شب بود. بیرون آمدن از غار را باور نمی‌کردیم. بیرون آمدن از غار مثل رؤیا شده بود. وقتی خارج شدیم مواد غذایی ما تمام شده بود. من از کوه پایین آمدم مواد غذایی تهیه کردم و صبح روز بعد برگشتم بالا و دیدیم که گروه دوم هنوز خارج نشده‎اند. بعد برای امداد و نجات وارد غار شدیم که دیدیم دو نفر از دست رفته‎اند و تصمیم گرفته شد همان‌جا دفن شوند، چون امکان خارج کردن آن‏ها نبود.

بعد از این اتفاق‌های تلخ چطور شما دوباره وارد این غار شدید؟

سورنی‌نیا در حال عبور از معبر گربه‌رو در غار پراو

یکی از چیزهایی که من دوست دارم، انجام دادن کاری است که برای دیگران سخت است. انجام کار عادی برای من خیلی سخت است. من دوبار تا به حال رفته‏‌ام غار دانیال و هرگز از تالارهای ابتدایی جلوتر نرفته‌ام چون کار خاصی نیست. ولی پراو فرق می‌کرد و همیشه هم سعی داشتم از عمق آن پایین‌تر بروم. یکبار هم برای غواصی رفتیم اما چون کپسول ما کوچک بود، نرسیدیم خوب آنجا را کاوش کنیم. چندبار هم سقف چاه 24 و 25 را هم سقف‌کوبی کردم که راهی پیدا کنم اما متاسفانه امکان کاوش کامل وجود نداشت و همچنین احتمال وجود راهی برای گذشتن انسان کم است، چون شکاف آن باریک است. غار مسلماً ادامه دارد، اما ادامه دادن راه آن برای انسان ممکن نیست.

بعد از مدتی با گروه‌هایی که می‌خواستند وارد غار شوند، به عنوان راهنما می‌رفتم و خدماتی چون طناب‌ریزی را برای آن‌ها انجام می‌دادم. اما بعد از فوت خلیل عبدنکویی در سال 88، آن هم متوقف شد. او چندین بار از من خواست همراهش بروم، من قبول نمی‌کردم تا اینکه اصرار کرد و قبول کردم. با اینکه او چندین قله بالای هشت هزار متری را بالا رفته بود، اما متاسفانه به دلیل ضعف جسمانی، از دست رفت و جسد او را 10 روز بعد خارج کردیم. یکی از دوستانم هم تنها به غار آمد که به ما کمک کرد، اما ما نتوانستیم نجاتش بدهیم. غارنوردی با کوهنوردی خیلی فرق دارد، چون وقتی به پایان برسی، تازه کار سخت شروع می‌شود؛ کار سختی که شما مجبورید تا پایان آن را طی کنید.

شما به چه غارهای دیگری به غیر از پراو را وارد شده‌اید؟

غارهای خیلی زیادی، در سمنان، اراک، کردستان، چارمحال را رفته‌ام. سال گذشته هم چاه شهبانو را بعد از ورود انگلیسی‌ها به آن تا کف رفتم. این غار در کوه شاهوست، بیش از 300 متر عمق دارد، اما آبش خیلی سرد است و حتی در آن کوه یخ وجود دارد.

جایی از غارنوردی بوده که شما احساس کرده باشید از آمدن پشیمان هستید؟

در بعضی از برنامه‌ها وضعیت جسمی خوبی نداشتم و در تب می‌سوختم، اما برنامه را ادامه می‌دادم. من تا به حال از نظر جسمی در برنامه‌ای کم نیاورده‌ام. یک ترس کنترل شده در وجودم هست، اما نه آنطور که مانعم باشد. حتی لحظه‌ای که خلیل ذره‌ذره از دستم می‌رفت، اوضاع را در کنترل داشتم. اگرچه ایراداتی به من گرفتند اما من به عنوان راهنما هرچه در توان داشتم، انجام دادم. ولی پیش آمده است که از نظر روحی در برنامه‌ای کم بیاورم.

معبری تنگ افقی در پراو

ما سال گذشته غار پراو را از طناب‎ها پاکسازی کردیم و همه طناب‌های غار را بیرون آوردیم. سال 89 پدرام بوچانی به دلیل استفاده از طناب قدیمی که در غار بوده فوت شد.

زمان پیمایش غار چقدر است؟

اگر طناب‌ها از قبل ریخته شده نباشد، در کمترین زمان، یک هفته پیمایش غار طول می‌کشد. اما ما سال گذشته یک برنامه سرعتی اجرا کردیم که زمان من چهار و نیم ساعت شد و دوست من پنج ساعته غار را پیمایش کرد. البته در این برنامه طناب‌ها از قبل ریخته شده بود.

فکر می‌کنید برای کوهنوردی شما، پایانی وجود دارد؟

من در بچگی آرزوی صعود به کوه 600 متری نزدیک محل زندگی‌ام را داشتم و بعد کوهی بالای هفت هزار متر را صعود کردم و اگر امکانش بود باز هم کوه‌های بلندتری را پیمایش می‌کردم. این جاه‌طلبی انسان است. کوهنوردی جزئی از زندگی من شده و اگر کنارش بگذارم در زندگی‌ام یک خلاء ایجاد می‌کند. من زندگی‌ام را بر اساس کوهنوردی قرار داده‌ام، حتی کارم را بر این اساس انتخاب کرده‌ام.

از شنبه تا چهارشنبه که سر کار می‌روم، فقط به پنجشنبه و جمعه فکر می‌کنم. حس می‌کنم لحظات خیلی خوبی در زندگی‌ام داشته‌ام، اما فقط آن روزهایی که در کوه و دشت بوده‌ام، زندگی کرده‌ام.

کوهنوردی در زندگی شما چه تأثیری داشته است؟

من ممکن است یک روز ناهار نخورم ولی اتفاقی برای من نمی‌افتد، تحمل من در برابر سختی خیلی زیاد است. اما به هر حال ایراداتی هم در زندگی ما ایجاد شده، خواهران و برادران کوچکتر من ازدواج کرده‌اند. من این عبارت را هم زیاد شنیده‌ام که «دیوانه است». من تنهایی رفتم کوه قاش‌مستان که بلندترین قله دناست، همه می‌گفتند تو دیوانه‌ای. در حالی که من لذت بردم. یکی از برنامه‌های فوق‌العاده‌ای بود که تجربه کردم. من انواع حیوانات را دیده‌ام، اما هیچ‌کدام به من آسیب نرسانده‌اند. در محیط شهری خطر بیشتری آدم را تهدید می‌کند.

ایسنا - آزاده شمس

زیبایی‌های غار پراو

چاهی عمیق در غار پراو

برنامه پاکسازی غار پراو

برنامه پاکسازی غار پراو

زیبایی‌های پراو

غار پراو

 

انتهای پیام

آب را ول نکنیم

آب را ول نکنیم

پنجشنبه 28 اسفند 1393 - 13:59:00        

خشکسالی شدید در 4 استان کشور/

مناطق غربی و مرکزی ایران بیشتر در تهدید بی آبی هستند

اقتصاد > انرژی - مهر نوشت:

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی گفت: بررسی نقشه ها و آمار نشان دهنده خشکسالی بسیار شدید در ۴ استان دربلند مدت و خشکسالی خفیف تا شدید در ۶ ماه گذشته در مناطق غربی و مرکزی کشور است.

شاهرخ فاتح با بیان این مطلب گفت: بررسی آمار و اطلاعات بلند مدت برای بسیاری از نقاط کشور از جمله استان های کردستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان، لرستان، مرکزی، قزوین، البرز، تهران، چهار محال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، بوشهر، سمنان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، یزد ، شمال اصفهان، شمال کرمان، بخش های غربی هرمزگان، جنوب اردبیل نشان دهنده خشکسالی متوسط تا شدید است.

به گفته وی، بررسی آمار بلند مدت نشان دهنده خشکسالی بسیار شدید در مناطقی از استان تهران، فارس، سمنان و شمال لرستان است.

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی گفت: خشکسالی متوسط تا شدید و بسیار شدید در بلند مدت نشان دهنده کمبود و استرس شدید در منابع آب است که هشداری جدی برای مناطقی که در گیر ان هستند محسوب می شود.

فاتح گفت: آمار بلند مدت همچنین در استان های زنجان، بخش های وسیعی از اصفهان، شمال یزد، جنوب کرمان، شرق هرمزگان، عمده مناطق سیستان و بلوچستان، شمال سمنان، شمال خراسان رضوی خشکسالی خفیف تا شرایط نرمال از نظر میزان بارش را نشان می دهد.

او گفت: نقشه ها و آمار بلند مدت همچنین نشان دهنده شرایط نرمال تا تر سالی ضعیف در شمال آذربایجان غربی، آذربیجان شرقی، اردبیل و بخشهایی از گیلان، مازندران، گلستان و شمال خراسان شمالی است.

رییس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی یادآور شد: بررسی شرایط بارش و خشکسالی در نیمه دوم سال ۹۳ یعنی ۶ ماهه نخست سال زراعی جاری نشان می دهد در مناطق غرب، جنوب غرب و مرکزی کشور در این مدت خشکسالی خفیف تا بسیار شدید داشته ایم.

فاتح گفت: در این مدت در شمال غربی کشور، نواحی ساحلی، شمال خراسان رضوی، شرق خراسان شمالی و بخش هایی از کرمان ترسالی وسایر نقاط کشور شرایط نرمال را پشت سر گذاشته اند.

 


45231


دوشنبه 17 فروردین 1394 - 16:09:43        

هشدار ‌بی‌آبی برای ۷ استان ایران/

 آب در بخش کشاورزی حیف‌ومیل می‌شود/

بی‌آبی در مهمترین استان کشاورزی

جامعه > محیط زیست - نگاهی به سطح زیر کشت استان با تنش آبی شدید یا مواجهه با کمبود آب نشان می دهد اصلاح الگوی کشاورزی بیش از گذشته حس می شود.

طهورا شهبازی: بی‌آبی، بلایی که می تواند مهلکتر و خانمان سوزتر از هر جنگی باشد. عاقبتی که معمولا همه ترجیح می دهند درباره اش حرفی نزنند. اما اوضاع آبی در همه مناطق ایران خوب نیست. جدیدترین آماری که وزارت نیرو منتشر کرده، نشان می دهد هیچ استان ایران اوضاع آبی خوبی ندارد.

در طبقه‌بندی استان‌های کشور براساس شاخص پایش منابع آب از مهرماه تا اسفندماه سال 93، هیچ استانی وضعیت مناسبی ندارد؛ وزارت نیرو استان‌های کشور را شش دسته مرطوب، نرمال، قابل تحمل، دارای تنش آبی، دارای تنش آبی شدید و کمبود آب طبقه‌بندی کرده است؛

- استان‌های بوشهر، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، فارس، کرمان، هرمزگان و یزد در رده مناطق مواجه با کمبود آب قرار گرفته‌اند.

- 13 استان که در دسته مناطق با تنش آبی شدید قرار دارند؛ اصفهان، ایلام، تهران، البرز، خوزستان، زنجان، قزوین، قم، کرمانشاه، گلستان، لرستان، مرکزی و همدان.

- 11 استان هم در دسته مناطق درگیر با تنش آبی قرار گرفته اند؛ آذربایجان‌شرقی و غربی، اردبیل، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی و رضوی، سمنان، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، گیلان و مازندران.

نکته اینجاست که حتی استان های گیلان، مازندران و آذربایجان ها در دسته های مرطوب، نرمال یا حتی قابل تحمل هم قرار نگرفته اند تا وضعیت خشکسالی کشور بیش از پیش خودش را به رخ بکشد.

نگران کننده تر اینجاست که بر اساس آمار سال آبی ۹۱-۹۲ هیچ استانی در رده کمبود آب قرار نگرفته بود، دسته بندی تنش آبی شدید در ۷ استان خلاصه می شد و رده قابل تحمل که امسال هیچ استانی را در برنمی گیرد، ۴ استان را زیر مجموعه خود داشت.

وضعیت هشدار

در دسته بندی هایی که برای شاخص منابع آب شهرها درنظر گرفته شده است تعریف هایی گنجانده شده که هر کدام شرایطی را برای شهرها به وجود می آورند.

ردیف

طبقه بندی

تعریف شرایط

۱

مرطوب

امکان افزایش ظرفیت منابع آب به منظور مدیریت و مصـرف در سـال های آتـی خصوصا در آب گیری مخازن فراهم است.

۲

نرمال

وضعیت منابع آب در شرایط عادی است و مدیریت آن مطابق روال معمول اعمال می شود.

۳

قابل تحمل

این مرحله آستانه ورود به شرایط تنش آبی است و با اعمال مدیریت مناسب و بدون نیاز به اتخاذ تمهیدات ویژه می توان از بروز آن پیشگیری کرد.

۴

تنش آبی

در این شرایط محدودیت جدی برای آب در دسترس وجود دارد. اما با اعمال روش های ویژه مدیریتی وبرنامه ریزی (نرم افزاری) عبور از آن امکان پذیر است.

۵

تنش آبی شدید

وضعیت قرمز برای کمبود آب وجود دارد. با اعمال تمهیدات سازه ای (مانند حفر چاه و استفاده از حجم مرده مخازن سدها) و سایر ابتکارات مدیریتی میتوان صدمات را کاهش داد. لیکن تامین نیاز بخشهائی از مصارف بویژه کشاورزی بسیار مشکل خواهد بود. تحت چنین شرایطی باید نسبت به صرفه جویی عملی در بخش های مختلف اقدام کرد.

۶

کمبود آبی

این شرایط بیانگر وضعیت هشدار است و آب کافی برای پاسخگویی به نیاز منطقه وجود ندارد. به همین دلیل آمادگی لازم به منظور ورود به آستانه شرایط حاد باید مد نظر قرارداده شود.

هندوانه و چغندر نکاریم

هشدارها برای بی‌آبی مدت‌های زیادی است داده می‌شود. اما آخرین آن را معصومه ابتکار دوباره به زبان آورد. 

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که اوایل همین هفته به بازدید از تالاب خشک شده گاوخونی رفته بود باز هم مانند گذشته راه حل بهبود الگوی مصرف را پیش روی مسوولان و کشاورزان قرار داد: امیدواریم با همکاری وزارت نیرو و وزارت کشاورزی و کشاورزان عزیز بتوانیم در اصلاح الگوی کشت در استانی مانند اصفهان به الگوی کشاورزی و آبیاری منطبق بر واقعیت ها دست یابیم.

او گفت: نمی توانیم روندهای گذشته گسترش سطح زیر کشت و انواع کشت های  آب بر مانند برنج را ادامه دهیم و یا در آبیاری فضای سبز شهری به هیچ عنوان در شهرهایی مثل اصفهان دیگر نباید از چمن به طور گسترده استفاده شود به دلیل اینکه چمن آب زیاد مصرف می کند و سطح تبخیر آن بالا است و این ها همه باید با مطالعه وبررسی های کافی اصلاح شود تا الگوها را بتوانیم تغییر دهیم.

ابتکار در مصاحبه اخیر خود با خبرآنلاین نیز بارها و در بحث های گوناگون موضوع اصلاح الگوی کشت را بیان کرد: این برآورد کارشناسان است که نزدیک به ۸۰میلیارد متر مکعب طی دوره اخیر یعنی در دولت های نهم و دهم از سفره های زیر زمینی آب برداشت شده که بازگشت آنها به این سادگی ها قابل جبران نیست. کشاورزی باید به سرعت به سمت الگوهای کم مصرف برود. دلیلی ندارد گونه هایی را بکاریم که مصرف آب زیاد داشته باشد، دلیلی ندارد که اطراف ارومیه چغندر بکاریم یا کنار زاینده رود برنج، حتی در بعضی زمین ها هندوانه کاشته می شود. باید الگوی کشت را اصلاح کنیم، درصد سهم کشاورزی را رعایت کنیم و توجه جدی به حقابه های طبیعت داشته باشیم. اگر حقابه طبیعت را در نظر بگیریم سفره های زیرزمینی و رودخانه ها احیا می شوند.

تنش آبی شدید و کشاورزی پربار

اما ایران درحالی با کمبود آب شدید مواجه است که کشت و زرع سهم بالایی در چرخه اقتصادی کشور را بازی می کند و البته همچنان بهره‌وری کشاورزی در عمده مناطق ایران، زیر ۳۰ درصد است.

ردیف

نام استان

سطح زیر کشت(هکتار)

وضعیت خشکسالی

۱

خوزستان

۱۱۰۸۶۰۳

تنش آبی شدید

۲

خراسان رضوی

۹۰۵۳۰۴

مواجهه با کمبود آبی

۳

کردستان

۷۸۸۲۷۴

درگیر با تنش آبی

۴

فارس

۷۵۳۴۳۸

مواجهه با کمبود آبی

۵

کرمانشاه

۷۰۳۰۲۳

تنش آبی شدید

۶

آذربایجان غربی

۶۹۶۰۸۱

درگیر با تنش آبی

۷

آذربایجان شرقی

۶۹۵۲۳۳

درگیر با تنش آبی

۸

اردبیل

۶۶۲۰۶۳

درگیر با تنش آبی 

۹

گلستان

۶۴۶۰۶۳

تنش آبی شدید

۱۰

همدان

۶۰۶۳۱۷

تنش آبی شدید

۱۱

لرستان

۵۶۸۷۸۳

تنش آبی شدید

۱۲

زنجان

۵۴۴۰۷۵

تنش آبی شدید

۱۳

مازندران

۴۳۵۹۹۸

درگیر با تنش آبی

۱۴

مرکزی

۳۶۷۹۸۵

تنش آبی شدید

۱۵

قزوین

۳۱۵۹۲۴

تنش آبی شدید

۱۶

خراسان شمالی

۲۵۳۵۳۲

درگیر با تنش آبی

۱۷

اصفهان

۲۴۵۳۲۲

تنش آبی شدید

۱۸

ایلام

۲۲۰۵۳۲

تنش آبی شدید

۱۹

گیلان

۲۰۱۱۳۹

تنش آبی شدید

۲۰

کرمان

۱۸۷۷۹۷

مواجهه با کمبود آبی

۲۱

بوشهر

۱۶۶۳۱۷

مواجهه با کمبود آبی

۲۲

سیستان و بلوچستان

۱۶۱۸۰۲

مواجهه با کمبود آبی

۲۳

کهگیلویه و بویر احمد

۱۴۷۱۴۹

درگیر با تنش آبی

۲۴

چهارمحال و بختیاری

۱۳۹۷۷۱

درگیر با تنش آبی 

۲۵

سمنان

۱۲۸۴۷۱

درگیر با تنش آبی

۲۶

تهران

۱۰۲۵۰۰

تنش آبی شدید

۲۷

خراسان جنوبی

۸۴۱۲۱

مواجهه با کمبود آبی

۲۸

هرمزگان

۷۸۳۸۸

مواجهه با کمبود آبی

۲۹

یزد

۵۷۳۷۶

مواجهه با کمبود آبی

۳۰

قم

۵۷۰۹۰

تنش آبی شدید

۳۱

البرز

۳۸۳۶۲

تنش آبی شدید

در جدول بالا وضعیت منابع آبی شهرها به همراه هکتارهایی که در سال ۹۱-۹۲زیر کشت داشته اند به ترتیب بیشترین سطح زیر کشت آمده است.
نگاهی به سطح زیر کشت شهرهای با تنش آبی شدید یا مواجهه با کمبود آب نشان می دهد که مصرف کشاورزی آنها نیز بالاست که بیشتر هم از روش آبی و نه دیم در بخش کشاوری استفاده می شود.
رتبه اول کشاورزی مربوط به شهر خوزستان است شهری که تا سال های قبل در رده قابل تحمل جا می گرفت حالا دچار تنش آبی شدید است. نگاهی به جدول نشان می دهد که شهرهایی که دارای تنش آبی شدید هستند رتبه های بالای جدول را به اختصاص داده اند.

۴۷۲۳۳

منبع : خبرآنلاین