امید کریمی: حتی اگر بارندگی های ابتدای سال ۹۴ را هم شگفت آور محسوب کنیم، اما ایران آنقدر تشنه هست که نیاز به سالها برف و باران و حتی سیلاب دارد تا جبران سالها خشکسالی و بیابانی شدن دشت های پرآب ایران را بکند. درواقع آنقدر اوضاع آب وخیم شده که بارندگی های ابتدای بهار سال ۹۴ به چشم نیاید. این یعنی باید تمهیدات سختتری برای مقابله با بیآبی داشت؛ اصلاح الگوی کشاورزی در همه دشت های ایران، اصلاح الگوی مصرف آب در بخش کشاورزی و خانگی، تغییر سبک زندگی از پرمصرف به اقتصادی و مانند اینها.
البته معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست می گوید که اگر قوانین سختگیرانه برای مصرف آب تدوین و اجرا نشود، باید در انتظار سومالی شدن بنشینیم: «اصلا بعید نیست خشکسالی های سختتری از این سالها هم تجربه کنیم. اوضاع آب خوب نیست.»
با احمدعلی کیخا در کافه خبر درباره خشکسالی در مناطق مختلف ایران حرف زدیم.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین با معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست را می خوانید؛
وزارت نیرو اعلام کرده که از ۳۱ استان هیچ استانی وضعیت آبی خوبی ندارد؛ همه استان ها یا کمبود آب دارند، یا تنش آبی شدید دارند و در سه رده دیگر که مرطوب و قابل تحمل است هیچ استانی نیست واقعا اوضاع آبی ما چطور است؟ ما گزارشی داشتیم و استان هایی که مشکل دارند را بررسی کردیم و سطح زیر کشتشان را. مثلا خوزستان که تنش آبی شدید دارد بزرگترین کشاورزی ایران را هم دارد واقعا چه سرنوشتی در انتظار ماست؟ ما این همه کمبود آب داریم و این سطح از کشاورزی را هم داریم. باید در انتظار سومالی شدن باشیم؟
شورای عالی آب که آخر سال گذشته تشکیل شد و وزارت نیرو گزارشی داد که آن گزارش در حقیقت تاکید داشت بر همین مطالبی که شما گفتید. ولی در این دو سه هفته اخیر از شروع سال و اواخر سال گذشته در مجموع بارندگی ها خوب بوده است. آخرین گزارشی که داشتیم در شورای عالی آب وزارت نیرو که تقریبا دو هفته مانده بود به تحویل سال حکایت از همین تنش های آبی و مشکلات آبی در کشور داشت. البته پیش بینی سازمان هواشناسی این بود که در ادامه سال زراعی وضعیت بارندگی ها بهتر خواهد شد. نه بهتر به این معنی که از بحران عبور کنیم بلکه ۱۰ درصد بالا و یا پائین تر از نرمال نسبت به سال گذشته.
یعنی ۱۰ درصد بالاتر نسبت به سال گذشته؟
نه بالاتر؛ وقتی می گویند در حدودی نرمال خواهد بود با تلورانس ۱۰ درصدی بالا و یا پائین. ولی صرفا برای عبور از شرایط فعلی بود. ولی چند نکته مهم است که باید به نظر من مد نظر قرار بگیرد در برنامه ریزی منابع آب کشور من همیشه گفته ام؛ فکر می کنم سال اول مجلس هشتم بود، سال ۸۸ بود که من به نشست جهانی آب در ترکیه رفته بودم پیام این نشست که حدود ۲۵ هزار نفر شرکت کننده داشت این بود که آب و هوا در جهان تغییر کرده است و بشر باید این را بپذیرد که اقلیم و آب و هوا تغییر کرده است دیگر به شرایط گذشته برنمی گردد و چاره ای نداریم بایستی شرایط جدید را بپذیریم و با این شرایط خودمان را تطبیق دهیم. مفهومش این است که در کشور ما همین اتفاق افتاده است و در کشور ما هم علی رغم این که کشور خشکی هستیم و از همان ابتدا هم وضعیت آبی ما خوب نبوده است یعنی در شرایطی قبل از تغییرات اقلیم هم شرایط ما خوب نبوده است اگر بودکه این قدر بیابان نداشتیم. بماند که در آن دهه ها جمعیت کمتر بوده است و می توانستیم با همان شرایط سنتی خودمان را اداره کنیم و اینقدر در جریان توسعه جلو نیفتاده ایم که تقاضا برای آب افزایش پیدا کند و محصولاتی که آب بر هستند. بنابراین قبل از تغییرات آب و هوایی به دلیل این که در یک موقعیت خاص جغرافیایی قرار در یک اقلیم خشک و نیمه خشک قرار گرفته ایم دارای کمبود آب بودیم. به همین دلیل هم وقتی رجوع می کنید به روستاهای ما و به وضعیت کشاورزی ما، می بینید که قنات ها اینجا توسعه داده شده است و خیلی از اقداماتی که برای مصرف بهینه آب بوده است مبدع اش ایرانی ها بودند و اینجا شکل گرفته است. در یک جهت ما خوب آبی نبوده ایم قبل از تغییرات اقلیم. حالا تغییرات اقلیم هم اتفاق افتاده است. بنابراین قطعا تاثیرش بر کشور خشکی مثل ما خیلی بیشتر خواهد بود. وقتی می گویند تغییر اقلیم اتفاق افتاده است، یعنی این که باید با شرایط جدید خودمان را تطبیق دهیم و الگوی رفتاری خودمان را در مصرف آب و بهره گیری از منابع آب باید منطبق با این کنیم. نکته این است که ما ظاهرا این واقعیت را هنوز لمس نکرده ایم و نپذیرفتیم و این را نه تنها در برنامه های توسعه خودمان آن را ورود نداده ایم با رفتار خودمان در مصرف منابع آبی بلکه مثل یک کشور پر آب با حدت و شدت از منابع آبی خودمان بهره برداری می کنیم و استفاده می کنیم به تعبیر بنده برای هیچ. یعنی وقتی نگاه می کنید می بینید که خیلی هم دستاوردی نداشته ایم. در حوزه منابع آب های زیرزمینی آب هایی که در زیر لایه های زمین وجود دارند معمولا گفته می شوند که این منابع آبی ذخایر احتیاطی ملل برای روز مبادا هستند. یعنی باید برای یک روزی باید اینها را کیپ کنیم و نگه داریم که اگر با خشکسالی های طولانی مواجه شدیم بتوانیم مقاومت کنیم و حداقل آبی را برای افراد جامعه خودمان تامین کنیم. اما رویکرد ما در دهه های گذشته این نبوده است تا توانستیم از اعماق زمین با بکارگیری تکنولوژی های نوین، حفر چاه های عمیق و موتور پمپ های قوی تر و با قدرت بیشتر آب را بالا آورده ایم. اعداد خیلی متفاوت است تا ۱۵۰ میلیارد متر مکعب هم عنوان می شود که این کار را کرده ایم؛ یعنی چهار- پنج برابر دریاچه ارومیه را در زیر زمین خشکاندیم و از دست دادیم. در زمینه آب های سطحی هم همین کار را کردیم. بنا به هر دلیلی شاید بهترین راه مدیریت منابع آب را این بود که سد ساختیم و آب را پشت سد جمع کردیم و کنترل بیشتری بر مدیریتش اعمال کردیم از همه آن استفاده کردیم. جدا از این که فکر کنیم که این آبی را که ما می گیریم در پائین دست چه تبعاتی را برای ما خواهد داشت. کشاورزی خودمان را بی ضابطه توسعه دادیم در همان حوزه دریاچه ارومیه گفته می شد که سال ۵۸ یعنی یک سال بعد از انقلاب سطح زیر کشت ما حدود ۱۵۰ هزار هکتار بود الان بین ۴۵۰ تا ۷۰۰ هزار هکتار رقم داده می شود. زمانی که من مجلس بودم و این بحث دریاچه ارومیه مطرح شده بود آقای لاریجانی ماموریتی به من دادند و من رفتم آنجا و بررسی کردم و گزارش خلاصه ای دادم که این به نظر من روشن و شفاف است. ما نسبت به قبل از انقلاب حداقل ۳۵۰ هزار هکتار سطح زیر کشت را اضافه کردیم.
در کل ایران؟
نه در حوزه دریاچه ارومیه. اگر شما به ازای هر هکتار به طور متوسط ده هزار متر مکعب آب استفاده کنید می شود سه و نیم میلیارد متر مکعب آب. یعنی کمی بیش از حق آبه دریاچه ارومیه. منطق می گوید که قطعا باید دریاچه ارومیه به این حال و روز می افتاد. شما حق آبه آن را گرفته اید و جای دیگری داده اید. در حوزه زاینده رود و کارون هم همین اتفاق افتاده است. یادم است سفری به خوزستان داشتم و یک استدلال خیلی منطقی یکی از متخصصین می کرد و می گفت شما ببینید در خوزستان که یک گلخانه طبیعی است از نظر زمین و درجه حرارت و اینها شرایط در برخی از فصول سال بسیار مطلوب است. با حداقل انرژی شما می توانید تولید را انجام دهیم. ما گاهی اوقات آب را یا مستقیم و یا غیر مستقیم یعنی در جای دیگر و در شهر دیگر مثلا در یزد و یا در اصفهان کشاورزی را توسعه می دهیم و ممکن است آب را از خوزستان ببریم برای تامین آب شرب. ولی علت کمبود آنجا چیست؟ علت آن این است که ما کشاورزی را توسعه دادیم. غایت کار را شما بخواهید مقایسه کنید می بینید آیا توسعه کشاورزی در خوزستان کم هزینه تر است یا در یک منطقه سردسیر. قطعا آنجا بازدهی آب خیلی بیشتر است. در حقیقت در مکان یابی توسعه کشاورزی هم به متغیر های کلان اقلیمی توجه لازم را نکردیم. در تولید محصولاتمان هم به همین ترتیب. این آشفتگی ها در سیاست گذاری هایی که منطبق باشد بر شرایط آبی کشور و شرایط جدید اقلیمی که حاکم شده است به نظر من باعث شده است که ما الان با یک بحرانی در حوزه منابع آب مواجه شویم و نتیجه اش هم همین است که یک جاهایی قفل می کند توسعه را و یه جاهایی دیگر محدودیت اجازه نمی دهد که شما توسعه بدهید. بیشتر رویکردهای منابع آب در کشور بیشتر رویکردهای فنی بوده است. ما عمدتا یا سد زدیم و یا شبکه ایجاد کردیم. کار دیگری عملا در حوزه مدیریت منابع آب انجام ندادیم. در حالی که شما می توانید برای مدیریت مصرف و عرضه آب در کشور در کنار راه حل های فنی راه حل های اقتصادی را هم به کار بگیرید.

آقای دکتر این شرایط برگشت پذیر است؟ مثلا بگوییم ما یک دوره خشکسالی داریم و درست است که شرایط اقلیمی هم تغییر کرده است اما برگشت پذیر است که ما بگوییم که ممکن است ده سال در ایران ترسالی وجود داشته باشد و ما شرایط پرآبی داشته باشیم.
یک مقداری به این خاطر که تحصیلات من در حوزه ریسک و مسائل اینچنینی بوده است؛ وقتی شما یک تابع توزیع نرمال می کشید مردم معمولا در حول و حوش متوسط اظهار نظر می کنندچون تجربه شده است برایشان اتفاق افتاده است. هیچ وقت اینطرف تا منهای بی نهایت تا آن طرف به علاوه بی نهایت را چون تجربه نکرده اند احتمال نمی دهند که ممکن است اتفاق بیفتد. مثل این که شما فرض کنید برگردید به سی سال قبل مثلا در منطقه خودم، سیستان؛ اگر شما از مردم می پرسیدید که آیا ممکن است خشکسالی بیاید و ده سال طول بکشد، اگر سی سال و چهل سال قبل این سوال را می کردید، پاسخ شما منفی بود. چون مردم تا آن لحظه هیچ وقت این مسئله را تجربه نداشتند. تا ۶ ماه و یک سال را تجربه داشتند، اگر می گفتید دو سال چیز بعیدی نبود. ولی وقتی حرف از ده سال خشکسالی مستمر می زدید بعید به نظر می آمد. کما این که آن طرفش هم اگر آن سونامی که در اندونزی آمد و ماشین و ساختمان را با خود برد، اگر فیلمش را هم ما می دیدیم می گفتیم یک فیلم هالیوودی است. مگر می شود دریا اینقدر بالا بیاید و اینقدر شدت داشته باشد که همه را با هم ببرد. یا مثلا رودخانه سند یک سیلابی بیاید که عرض رودخانه ۹۰ کیلومتر شود. یا طوفان کاترینا که در امریکا آمد با آن اوصاف. اینها چون اتفاق نیفتاده بود پذیرشش برای ما سخت بود. اما الان که اتفاق افتاده است اگر شما بگویید که ممکن است در منطقه دریای عمان یک سونامی بیاید و چابهار و کنارک را آب ببرد خیلی پذیرشش سخت نیست. نمونه اش را در جای دیگر دنیا دیده ایم. ممکن است که یک سالی هم اتفاق بیفتد که سیلاب های مهیبی در مناطق مختلف کشور باشد. هیچ بعید نیست؛ و یا خشکسالی های خیلی طولانی تر و سخت تری اتفاق بیفتد.
این هشدارها به مسوولان نظام داده شده است؟
یادم هست سال ۸۹ بود که کمیسیون کشاورزی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم عرض کردم که در اواخر دی ماه بود که در شورای عالی آب وزیر وقت نیرو گزارش داد که متوسط بارندگی تا به حال ۱۹ میلیمتر بوده است. من آنجا محضر حضرت آقا عرض کردم که هیچ تضمینی نیست که در یکی از سال های پیشرو به جای ۲۰ دی ماه در ۲۰ بهمن ماه و یا اسفندماه گفته نشودکه متوسط بارندگی ما تا به حال ۱۹ میلیمتر بوده است. این اصلا بعید نیست. مهم این است که برنامه ریزان منابع آبی کشور این مسائل را مدنظر داشته باشند. در این که به طور متوسط شرایط ما به سمت بدتر شدن خواهد رفت من در این تردیدی ندارم. شرایط آبی ما. ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که به طور متوسط هر چه جلوتر می رویم وضعیت آبی کشور بهتر خواهد شد؛ نه. وضعیت آبی کشور بدتر خواهد شد. حالا این هنر ماست که با این پیش بینی هایی که از شرایط آبی کشور می کنیم به جای این که برنامه ریزی های سالیانه بکنیم و خودمان را از بحران های امسال گذر دهیم و بگوییم تا سال بعد یا خدا؛ و سال بعد به همین شکل، به جای این که به این مدل پیش بریم و برنامه ریزی کنیم در کشور. بیاییم برنامه های توسعه ای کشور را برای بدترین سناریوهای ممکن هم تدارک ببینیم و طراحی کنیم. تا بتوانیم اگر چنین رخدادی اتفاق افتاد از مقاومت لازم هم برخوردار باشیم.
با خانم دکتر ابتکار هم که گفتگو داشتم، سئوال اولم دقیقا همین بود که از شما هم پرسیدم؛ که ما بلاخره سومالی می شویم یا نه؟
اگر همین وضع را ادامه دهیم بله می شویم. اگر بخواهیم همینطوری کشاورزی را توسعه دهیم و به اصطلاح بخواهیم همه محصولات را خودمان تولید کنیم؛ بله. نرویم دنبال تکنولوژی های نوین و پیشرفت همین اتفاق می افتد. یک زمانی هست که خیار را در گلخانه تولید می کنیم و در یک هکتارش 400 تن تولید می کنیم. یک زمانی هست که در جیرفت آن را در مزرعه روباز می کارید ده ها برابر آب استفاده می کنیم نمی توانیم دیگر. گوجه فرنگی در گلخانه تولید می شود 350 تن گوجه فرنگی در یک هکتار بیرون می دهید خیلی خوب و یکنواخت با حداقل آب. وقتی سرمایه گذاری می کنید در یک قسمت هایی می توانید تولیدی داشته باشید با حداقل آب. وقتی می توانید ذرتی را که نیاز به آب زیادی دارد وارد کنید اصرار دارید که داخل کشور تولید شود نمی توانیم. همچین چیزی امکان پذیر نیست. بحث آب مجازی که در دنیا مطرح است همین است اشکالی که در کشور وجود دارد همین است. می گوییم امنیت غذایی یعنی این که همه محصولات را خودمان تولید کنیم این اشتباه است. امنیت غذایی این است که دولت قادر باشد محصولات کشاورزی و مواد غذایی مورد نیاز شهروندان خودش را به میزان لازم با کیفیت مطلوب در زمان و مکان مورد نیاز تامین بکند. این به این مفهوم نیست که خودش تولید کند. ممکن است برایت بصرفد که یک محصولی مثل زرشک، زعفران، پسته، بادام و یا انجیر که بومی کشور ماست و با اقلیم و شرایط آب و هوایی کشور ما می توان به خوبی آنها را تولید کرد تولید کنید. فرآوری کرده و بسته بندی کنید و با قیمت خوبی در بازارهای جهانی عرضه کنید و مابه ازای این صادراتی که شما دارید شما محصولاتی که آب زیادی را برای تولید لازم دارند وارد کشور کنید و از این طریق مجازاً آب وارد کشور کرده باشید. شما باید برای مدیریت آب کشور یک بسته ای سیاست ها را اتخاذ کنید در همه حوزه ها، در طراحی ساختمان ها، در سیستم های گرمایشی و سرمایشی و مصالحی که به کار می برید. ببینید مصالحی که در ساختمان های ما به کار گرفته می شود را ببینید و با دنیا مقایسه کنید. اگر قرار است ما بر محدودیت منابع آبی فائق بیاییم در همه زمینه ها نه تنها بخش کشاورزی در جاده سازیمان هم در کارهای عمرانی و در لباس و هر چیزی که با آن سرو کار داریم باید رابطه اش با آب را سنجش کنیم و کمترین هزینه را از این منظر به منابع آب کشور تحمیل کنیم. اگر می خواهید سومالی نشویم.
در برنامه ششم می بینید که همچین تلاشی را؟
دولت همانطور که استحضار دارید محور برنامه ششم را در حقیقت آب و محیط زیست گذاشته است. یعنی توجه ویژه ای به محیط زیست قرار است در برنامه ششم بشود. شوراهای برنامه ریزی که تشکیل شده است در وزارت نیرو و در سازمان حفاظت محیط زیست در وزارت جهاد کشاورزی قرار بر این است که اغلب احکام برنامه پنجم به شکلی طراحی و تدوین شود که برای مدیریت منابع آبی کشور این تضمین را بدهد.
آقای دکتر کلانتری آمده بودند اینجا می گفتند ما چاره ای نداریم جز این که کشاورزی را کلا تعطیل کنیم. راه حل بدبینانه و آخرین چیزی که می شود به ذهن برسد را ایشان گفتند. این که ما باید هر چه زودتر کشاورزی را تعطیل کنیم. ما باید هر چه زودتر این تصمیم را بگیریم که باید بگوییم که فرهنگ سازی کنید و مردم را در استان های مختلف به کشت جایگزین وادار کنیم و جای دیگر کشت نکنیم و همانطور که خانم ابتکار گفتند در اصفهان به طور مثال دیگر برنج نکاریم. الان چاره چیست باید کشاورزی را تعطیل کنیم یا هنوز فرصت برای تغییر داریم؟
آقای دکتر استاد بنده هستند این که ایشان می فرمایند کشاورزی را تعطیل کنیم که مقبول نیست. باید بگوییم شیوه کشاورزی موجود را باید تعطیل کنیم. من با آقای دکتر کاملا موافق هستم که کشاورزی به شکل موجود قابل ادامه دادن در کشور نیست.
تالاب عشقآباد، تالابی کوچک در حاشیه استان تهران است که همچون همه تالابهای کشور دچار آسیبهای زیستمحیطی زیادی شده است. این تالاب در دو کیلومتری روستای عشقآباد در جنوب شرقی استان تهران (شهرستان ری) واقع شده و از نوع تالابهای فصلی است که با طولی حدود ٧٠٠ متر همهساله پذیرای پرندگان بومی و مهاجران عبوری است. اکنون حدود ١٤٨ گونه پرنده در این تالاب گزارش شده که در میان آنها پرندگان بومی نیز دیده میشود و در نیزارهای درون یا اطراف تالاب و نیز تپههای رُستی مجاور تالاب آشیانهسازی میکنند.
با وجود مساحت کم، این تالاب با داشتن آبگیر و سه قنات نقش مهمی در تعادل زیستبوم و اکوسیستم منطقه و تنوع زیستی آن دارد. از آنجایی که کشور ما با بارش سرانهای پایین، از نظر منابع آبی جزء کشورهای خشک جهان محسوب میشود، اهمیت حفظ و نگهداری تالابها حتی تالابهای کوچک، به منظور نگاهداشتِ اکوسیستم تالابی و زیستبومهای وابسته به آن همواره احساس میشود.
فهرست حیات وحش منطقه شامل این موارد است: دوزیستان؛ قورباغه باتلاقی. خزندگان؛ لاکپشت خزری، مار چلیپر و آگامای دشتی. پستانداران؛ روباه معمولی، گرگ خاکستری، خرگوش و انواع مختلف پستانداران کوچک از راسته جوندگان. همین فهرست کوتاه نشاندهنده غنا و تنوعزیستی بالای این تالاب است. چنین حیاتوحشی لزوم توجه بیشتر مسئولان استانی و کارشناسان محیطزیست را میطلبد تا یکپارچگی، بهداشت و سلامت تالاب حفظ شود؛ چراکه گونههای بومی ساکن زیستگاه و حتی گونههای مهاجر و گذری این تالاب اغلب جزء باارزشترین گونههای کشورمان هستند، بهویژه برخی پرندگان که در فهرست سرخگونههای در خطر جهانی نیز نام آنها ذکر شده است.
اما این تالابِ ارزشمند رو به نابودی است. مهمترین عوامل نابودی تالاب عبارتند از: ورود فاضلابهای شهری؛ پرورش ماهی بدون در نظرگرفتن ظرفیت برد (دامنه پذیرش) تالاب؛ ورود غیرمجاز سموم کشاورزی زمینهای اطراف بدون رعایت ضوابط حقوقی.
این در حالی است که طبق ماده ٤ کنوانسیون رامسر؛ طرفهای متعهد باید تسهیلات لازم برای حفظ تالابها و پرندگان آبزی را با ایجاد قرقهای طبیعی در منطقه تالاب اعم از اینکه در فهرست درج شده یا نشده باشد، فراهم و به نحو مقتضی از آنها نگهداری کنند. طرفهای متعهد با اعمال مدیریت صحیح کوشش خواهند کرد تعداد پرندگان را در تالابهای مربوطه افزایش دهند. طرفهای متعهد تدابیر لازم برای تربیت پرسنل ذیصلاح بهمنظور تحقیق در امور تالابها و اداره و حفاظت آنها را اتخاذ خواهند کرد.
بهاین ترتیب میتوان گفت تالاب عشقآباد با آنچه در خصوص شرایط طبیعیاش گفته شد بهعنوان یک سرمایه ملی در معرض نابودی قرار دارد. آنچه سبب شگفتی است، اینکه این منطقه با تمام ویژگیهایی که برشمرده شد، مدتی است ظاهرا به شکل خصوصی اداره و در آن نشانههایی از شکار دیده میشود. پوکههای فشنگی که پیرامونِ این تالاب توسط یک عکاسِ دوستدارِ محیطزیست یافت شده، آشکارا نشاندهنده شکار در این منطقه است، که ظاهرا هنوز هم ادامه دارد.
طی چند هفته گذشته نشانههایی از ساختوساز هم در این منطقه دیده شد و بهویژه در چند هفته اخیر بخشی از نیزارهای منطقه سوزانده شده است که میتواند مقدمهای بر انجام امر یادشده باشد. همه این رویدادها و گمانهزنیها در حالی است که مدتی است به بهانه خصوصیبودنِ تالاب (؟!) از ورود دوستداران محیطزیست به منطقه جلوگیری میشود. در این خصوص، فردی هم که به ظاهر مدیریت این تالاب با وی است، اظهار میکند این تالاب در اختیار یکی از دستگاههای خاص است. در همین حال یکی از فعالان محیطزیست، که از بازرسان «انجمن ارزیابی محیطزیست ایران» نیز است، اظهار کرد: در روزهای اخیر شاهد صحنه شکار پرندگان در تالاب نیز بوده که همانجا با مسئولان گارد سازمان محیطزیست تماس گرفت، اما شوربختانه کسی برای حضور در منطقه اقدامی نکرد. او چند روز بعد ماجرا را طی نامهای با ذکر شماره شاهدانِ حوادث تالاب به آگاهی مدیریت دفتر بازرسی سازمان محیطزیست و همچنین دیگر مقامات این سازمان رساند. این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که طبق قوانین مالکیت ملی، مالکیتی است که اموال در آن متعلق به کل ملت است و قابل نقلوانتقال نیست. پرسش این است که چگونه یک ثروت ملی جزء اموال یک سازمان خاص میشود و مجوز ساختوساز و شکار در منطقهای داده میشود که توقفگاه پرندگانِ ارزشمند و در خطرِ مهاجر است؟ آیا مرجعی هست که به این نگرانیها پاسخ دهد؟ بهتر است پیش از تبدیل این تالاب زیبا و چشمنواز و غنی به باتلاقی بیحاصل و متعفن و به مرگ کشاندنِ زیستمندانِ آن، به فکر چاره باشیم.
۴۷۴۷
منبع : خبرآنلاین
ساختوساز غیرمجاز در محوطه باستانی شوش
دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش گفت: شهرداری شوش بدون هماهنگی و استعلام در محوطهای باستانی شروع به حفاری و ساختوساز کرده است.
علی درویشی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه خوزستان، اظهار کرد: در 18 خرداد 94 با عمل غیرمنتظرهای از جانب شهرداری شوش مواجه شدیم و آن این بود که شهرداری بدون استعلام از اداره میراث فرهنگی شوش اقدام به حفاری برای ساخت آبنما در محوطه تاریخی موسوم به «ویندی پارک» کرده است.
او افزود: با پیگیریهای اداره میراث فرهنگی شهرستان و اعضای فعال و زحمتکش یگان حفاظت جلوی این کار گرفته و پروژه تعطیل شد.
درویشی بیان کرد: پارک میراث فرهنگی «ویندی پارک» یکی از تپههای مهم تاریخی از نظر باستانشناسی است. این تپه در سال 1366 توسط دکتر مهدی رهبر بررسی شده است.
وی یادآور شد: مدیران میراث فرهنگی وقت به خاطر اینکه این محوطه باستانی که روی تپه واقع است حفظ شود و توسط حفاران غیرمجاز تخریب نشود آن را با شرایطی به شهرداری سپردند. نخست آنکه هر وقت میراث فرهنگی برای فعالیتهای علمی باستانشناسی اقدام کرد شهرداری باید این محوطه را در اختیار میراث فرهنگی قرار دهد و دوم آنکه شهرداری تنها میتواند این محوطه را برای فضای سبز مورد استفاده قرار دهد و حق تغییر کاربری آن را ندارد.
این دوستدار میراث فرهنگی خاطرنشان کرد: طی بررسیهای کارشناسان و بزرگان باستانشناسی عرصه و حریم شوش از 400 هکتار به 700 هکتار تغییر یافت و به صورت مصوبه درآمده است. در 23 اردیبهشت 94 دکتر طالبیان (معاون میراث فرهنگی) طی نامهای به استاندار خوزستان مراتب را اعلام کرد و استاندار نامه مربوطه را به مسؤولان شهرستان شوش رونوشت کرد.
«ویندی پارک» شوش فضای سبزی است که در بدو ورود به شهر شوش نمایان میشود. این پارک محل اسکان رایگان مهمانان در ایام نوروز و محلی برای تفریح مردم شوش است که ساکنان شهر برای گذارندن اوقات فراغت و انجام ورزشهای دلخواه خود به آنجا میروند.
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۷:۵۷
شب میلیاردی هنرهای تجسمی ایران
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل از ابتکار، بار دیگر نقاشى از سرى تنه درختان سهراب سپهرى با رقم قابل توجه دو میلیارد و ٨٠٠ میلیون تومان گرانقیمت ترین اثر هنرى به فروش رسیده در داخل کشور در سراسر تاریخ هنر کشورمان شد؛ با دستیابى به مجموع فروش ٢١ میلیاردى (بیش از ۶ میلیون دلار در یک شب) هنر ایران همه رکوردهاى مجموع فروش خود در اقصى نقاط دنیا را شکست و در یک ابتکار تازه با ارائه ١٢ اثر هنرى کلاسیک و سنتى بخش مغفول مانده از تاریخ هنرمان را به بازار رسمى هنر پیشنهاد داد. اجرای این دوره از حراج تهران را رضا کیانیان برعهده داشت که با هیجان و شوخطبعی خاص خودش این کار را برای آخرینبار انجام داد. او در پایان این حراجی اعلام کرد که در دورهی بعد حضور نخواهد داشت و فرد دیگری این حراج را برگزار خواهد کرد.منبع: باشگاه خبرنگاران
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۱
کشف ۶۳ اثر تاریخی از دوران پیش از تاریخ تا دوران اسلامی
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل از مهر، مستنصر قلی نژاد سرپرست هیأت باستان شناسی در دهستان زیرکوه گفت: مناطق شرقی ایران تا امروز آن گونه که باید مورد مطالعه و بررسی روشمند و گسترده باستان شناسی قرار نگرفته است. از این رو شناسایی و بررسی باستان شناسی شرق کشور برای درک بهتر تغییرات فرهنگی- تاریخی، یافتن روابط منطقه ای و فرا منطقه ای به خصوص با مناطق سیستان، شمال خراسان و تهیه نقشه جامع باستان شناسی کشور ضروری به نظر می رسد.منبع: باشگاه خبرنگاران