
اگر میخواهید از سفر یک روزه تابستانی در حوالی تهران بهترین استفاده را بکنید، در این روزهای گرم مرداد باید دنبال جایی باشید که آبی خنک داشته باشد، دشت سرسبز فراخ و سایه بلند کوهستان. مسیر دسترسی معقولی هم داشتهباشد که بشود یک روز آخر هفته را آنجا گذراند. دل را به کوه و دشت و رودخانه زلال زد و برگشت؛ برای ادامه زندگی سخت شهری. با این اوصاف انتخابهای چندانی ندارید؛ چون تفرجگاههای این حوالی یا کوه دارند یا دشت و اگر هر دو را دارند، از آب و خنکی خبری نیست.
اگر از ما بپرسید، پیشنهاد میکنیم که راه فیروزکوه را بگیرید و سراغ تنگه دلگشایی را بگیرید که تلفیقی است از آب و کوه و دشت و سرسبزی و طراوت و حتی تاریخ، که بهشتی را به نام «تنگه واشی» در 120 کیلومتری تهران ساخته است. این بهشت هم بهایی دارد و برای این گشت و گذار باید قید لباس پلوخوری را بزنید و در قامت یک طبیعتگرد مجهز به تنگه قدم بگذارید. مسیر پیادهروی که در پیش دارید از دو تنگه اصلی تشکیل شده که در انتهای تنگه دوم به آبشار و انتهای راه خواهید رسید. از پارکینگ تا تنگه اول حدود 10 دقیقه پیادهروی دارید.

در تنگه اول با یکی از جذابترین بخشهای سفر روبهرو میشوید؛ یعنی دالانی به طول 300 متر و دیوارههای صخرهای بلند به ارتفاع 100 متر در انتظار شماست و رودخانهای که در میانه یک دره سنگی قرار دارد. این رودخانه از کوههای ساواشی سرچشمه میگیرد و از میان دشت میگذرد در فصل تابستان عمق آب کم میشود و در بعضی نقاط از زیر زانو بالاتر نمیآید.
هنوز از این تنگه بیرون نرفتهاید که اگر سرتان را بالا بگیرید و به دیوارههای تنگه نگاهی بیندازید، نقش برجستهای مربوط به زمان فتحعلی شاه را میبینید که به دلیل شیب دیواره تنگه حالت مسقف دارد. حکاکی این کتیبه که 185 سال عمر دارد، سه سال طول کشیده و هنرمندان دوره قاجار آن را به یادگار گذاشتهاند. این کتیبه هفت متر طول دارد و شش متر عرض و وقایع زمان فتحعلیشاه را روایت میکند. نقش شکارگاه با تصاویری از اسب و شکارگاه دارد که در اطراف آن هم عباسمیرزا، علی قلی میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلیشاه و همینطور نوادگانش مشغول شکارند.

این کتیبه نشان میدهد که احتمالا این محل در دوره این شاه قاجار، شکارگاه درباری بوده که متاسفانه هجوم گردشگران به اینجا و حکاکی بعضی از آنها در حاشیه کتیبه، بخشی از این اثر تاریخی را تخریب کرده. کتیبه تنگه واشی یکی از سه کتیبه معروف دوره قاجار است؛ دومی در چشمه علی شهرری و آن دیگری در نزدیکی تونل وانای جاده هراز قرار دارد.

حد فاصل میان این دو تنگه جاده باریکی است که اطرافش درخت و سبزهزار است. بعد از خروج از تنگه اول به دشتی باز و وسیع میرسید که محل مناسبی برای خوردن ناهار است، البته برای زمان برگشت. اگر قصد ناهارخوری داشتید بهتر است دنبال پیدا کردن سایه باشید، چون در غیر اینصورت پوستتان خواهد سوخت. پیادهروی در پهنه دشت و آفتاب تند باعث میشود دلتان برای آب خنکی که از آن گذشتهاید تنگ شود. لباسهایتان خشک شده اما اگر زود بجنبید، دوباره به آب میرسید.
فاصله تنگه اول تا دوم حدود 40 دقیقه است. تنگه دوم پهنتر از تنگه اول است و رودخانه کوچکی از وسطش عبور میکند که باز هم مجبورید در آب بروید. غیر از پهنی، تنگه دوم تفاوتش با اولی این است که تنگه اول آب بیشتری دارد و ارتفاع آب بین 40 تا 50 سانتیمتر است و تنگه دوم آب کمتری دارد. البته هوای گرم مردادماه گولتان نزند؛ چون آب تنگهها در تابستان هم بسیار سرد است. میتوانید چند دقیقهای استراحت کنید و دوباره راه بیفتید.

در انتهای مسیر آبشاری با هشت متر ارتفاع منتظر شماست که حتی در تابستان آبش حسابی سرد است. حتی اگر زیر آبشار هم نروید، باز هم قطرات ریز معلق خیستان خواهد کرد. حسابی که خنک شدید و استراحت کردید میتوانید برگردید. البته اگر دلتان کمی ماجراجویی میخواهد میتوانید برای دیدن سرچشمه، مسیر کنار آبشار را بالا بروید. سرچشمه آبشار حدود 50 متر بالاتر است و راهش چندان هم صعبالعبور نیست. اما خیلیها دیگر نای بالا رفتن از این راه را هم ندارند که راه کنار آبشار را بالا بروند.

اگر شما هم این کتیبه تاریخی را از نزدیک ببینید، آرزو میکنید که ای کاش این کتیبه در تنگه واشی نبود و شما آن را به این حال و روز فعلی نمی”‹دیدید. کتیبهای که آق ممدها زیرش یادگاریها نوشتهاند. فقط می”‹توان امیدوار بود اگر این هنرمندان گمنام روزی دوباره گذرشان به اینجا بیفتد از کرده خودشان شرمنده شوند.

بخش گردشگری تبیان
منبع : تبیان

در حدفاصل میان کوهها تنگهای به نام «سولک» یا «سروک» وجود دارد که در فارس نامه ناصری به معنی گردنه سروهای کوچک از آن نام برده شده است.
در این مکان سه ستون سنگی یکپارچه و بلند دیده میشود که روی آنها نقش افراد مختلف در حالتهای گوناگون حجاری شده و میتوان آنها را از لحاظ زیبایی بانقوش برجسته تخت جمشید مقایسه کرد.
هر یک از این ستونها به خط نوشتههایی آراسته هستند که نشان دهنده خطوط باستانی است. در جبهه شمالی دو نقش برجسته در بالا و پایین قرار داد که پادشاه را در حالی بر تخت نشسته نشان میدهد و در پایین تخت نیز پرندگانی با نقش عقاب کندکاری شدهاند.
نقش دیگر، اجتماع درباریان را در طاق تخت سلطنت نشان میدهد. در این نقش سر همه درباریان برهنه است. جبهه جنوبی دو نیایشگر را نشان میدهد که اولی روی سکوی جلوی یک آتشدان کوچک و نیاشگر دوم پشت سر اولی در سطحی پایینتر ایستاده است.
در جبهه غربی نقش برجسته دو مرد با نمای روبهرو با بازوان گشاده نشان داده شده است. در لبه صخره، نقش برجستههایی وجود دارد که بزرگتر از هر نقش دیگر «تنگ سروک» است.

در جبهه شمالی نقش برجسته دو سرباز با نیم تنه بلند ساده، شلوار و صندلی دیده میشود که غلاف پهنی در طرف چپ حمایل دارند و ظاهراً گرز یا کوپال با سری خمیدهای را دارا هستند.
این نقوش در فاصله 50 کیلومتری شمال بهبهان، شهرستان لیکک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد و قدمت آن به 299 میلادی یعنی به دوره اشکانی میرسد . تنگ سولک به لحاظ آب و هوایی نسبت به سایر نقاط شهرستان بهمئی تفاوت زیادی دارد و پوشش گیاهی خوبی دارد. این منطقه گرمسیری و کوهستانی بعنوان منطقه حفاظت شده پیشنهاد شد که اخیراً از طرف شورای عالی محیط زیست بعنوان منطقه حفاظت شده تصویب شده است.
هر یک از این ستونها به خط نوشتههایی آراسته هستند که نشاندهنده خطوط باستانی است. این نقش برجسته که بر صخرهای در یک دره بلند از کوهپایههای زاگرس در شهرستان کهگیلویه تراشیده شده، به یک شاهزاده الیمائید که یک شاهزادهنشین تابع اشکانیان بوده منسوب است.

نقوش برجسته تنگ سروک در سال 1841 میلادی به وسیله «آقای بارون دبود»(سیاح روسی) تشخیص داده شد و برای اولین بار آقای الستین در کتاب موسوم به جادههای قدیم ایران غربی منتشر شد. از 1952 آقای هنینگ این نقوش و کتیبههای آن را با دقت مورد مطالعه قرار داد.
در تنگ سروک حداقل چهار مجموعه نقش برجسته موجود در سنگی که از کوه جدا شده که یکی از نقوش برجسته نقش دو نفر را در حال ایستاده نشان میدهد که هر دو قبا و شلواری به سبک لباسهای عهد اشکانی پوشیدهاند. نمای شرقی این تخته سنگ شخصی را نشان میدهد که روی تختی دراز کشیده در حدود 600 متر دورتر در مجموعهای از نقوش برجسته دیگری است که احتمالا قسمت اصلی این مجالس را نشان میدهد.
روی نمای غربی تخته سنگ اولی، نقوش در سه ردیف دیده میشود که در نقوش دیگر بهتر محفوظ ماندهاند. در ردیف بالا از قسمت چپ ابتدا فردی که شاید شاه باشد، روی تختی نشسته، در طرفین او اشخاصی ایستادهاند، در نقش وسط سواری به شیری حمله کرده است و در بالای او کتیبهای به خط پهلوی اشکانی دیده میشود. در ردیف پایین مردی با یک شیر در حال جنگ است. در طرف شمال غربی این تخته سنگ یک نفر روحانی در کنار آتشدانی ایستاده و آتشدان روی سکوی سه طبقهای قرار دارد. روی طبقه زیرین این سکو کتیبهای به خط پهلوی اشکانی است.
روی نمای شمالی آن نیز مجلسی در دو طبقه نمایانده شده است. در طبقه بالا مردی خوابیده و تاجی در دست دارد و روی دست چپ خود لمیده است و در سمت چپ این شخص سه سرباز نیزه به دست دارند و در لابلای آنها سه خط به زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. در طبقه زیرین شبیه سه نفر نمایان است که کمی پاک شده است.
به فاصله کمی در طرف شمال این تخته سنگ نقش برجسته دیگری است که روی نمای جنوبی آن یک اسب سوار نشان داده شده است. در حدود شش متر دورتر یک تخته سنگ دیده میشود که مه از کوه بیرون آمده و روی آن اشخاصی که در کنار آتشدان نقش شده، دیده میشود. هنینگ زمان این نقوش را در حدود آخرین ربع قرن دوم میلادی یا اوایل قرن سوم میداند.
همچنین شاهزادهای به صورت سواری مصور شده که شیری را میکشد یا با دشمنی جنگ تن به تن میکند و این برای اجتماعی که بر پشت اسب زندگی میکنند، تصویری مطلوب است. در جای دیگر همان شاهزاده دیده میشود که ایستاده و بزرگتر از اشخاص دیگر در صحنه است و شاهزادهای را به تخت مینشاند، بعد در برابر یک قربانگاه که به شکل تخته سنگ مخروطی شکل است و دیهیمی روی آن قرار دارد که به ستایش ایستاده است. سپس در طرف چپ قربانگاه روی یک تخت که بر پایه سه عقاب قرار دارد، به طرز ایرانیان نشسته و دست راست خود را با حلقه مظهر قدرت به سوی دو تن از سران تابع خود گسترده است.
کمی دورتر مجلسی است که در آن یک ایزد به شاهزادهای مقام میبخشد و پس از آن صحنه جنگ یک شاه که بر اسبی سوار است و خود و الستین زره بر تن دیده میشود که با نیزه خود به دشمن حمله میکند.
این نقوش برجسته مشابه نقش رستم است که میتوان آنها را به بهرام دوم ساسانی، بهرام سوم ساسانی، هرمز دوم و شاهپور دوم نسبت داد. بعضی جنبهها در این مجسمههای صخرهای مشترکند. در همه این نقوش جنگاوران سوار بر اسب هستند. تنها سلاح مورد استفاده آنها نیزه بلند است و فاتح در سمت چپ لوحه قرار دارد.
تعداد افراد نقوش تنگ سروک 40 نفرند. حیوانات شامل هفت نقش دو اسب، دو شیر و سه پرنده است. در این نقوش سلاحها عبارتند از نیزه بلند، شمشیر، خنجر، گرز، تبرزین، چماق، کمان، تیر، ترکش و نقش پرچم. یکی از مشخصات مهم اثر تنگ سروک نمایش چهره کامل انسانی است که هم با آثار اشکانیان و هم با آثار ساسانیان متفاوت است.

این منطقه زیبا که شامل تنگ سولک و نیمی از تنگه ماغر را تحت عنوان حفاظت شده سولک میشود. علاوه بر آثار قدیمی و سنگ نوشتههای باستانی موجود از دوران اشکانی دارای طبیعتی بدیع و استثنایی و چشمهزار و جنگل های آن غالباً بلوط و درختان زیبای زربین و از تیپی کوهستانی و صخرهای برخوردار است .
اهمیت اصلی آن وجود درختان نادر و کمیاب زربین بوده که اخیراً از طرف مدیریت منابع طبیعی استان عرصههایی از آن زربین کاری شده است و چندین بنه و آبادی فصلی کوچک بنام آبدولی، سینه سولک، چال انجیر، زیرچک (زیرکمر) در این منطقه موجود است.
تعداد شش چشمه دائمی و دو چشمه فصلی در عرصه مذکور وجود دارد که از میان این چشمهها چشمه گوردک از آبدهی قابل توجهی برخوردار و ماورای بسیار حائز اهمیتی برای وحوش منطقه محسوب میشود.
مختصر باغات موجود بخصوص انار از این چشمه مشروب و قسمت اعظم آن در قالب خط لوله آب آشامیدنی روستاهای بخش لیکک استفاده میشود. در حال حاضر آماری قریب به 30 تا 50 هزار اصله از درختان کهنسال و نهالهای دست کاشت زربین شمال و غرب تنگ سولک را پوشش که این منظره بسیار بدیع چشم هر بینندهای را خیره میگردانند.
جالبتر از آن وجود حیاتوحش بسیار غنی از جمله کل، بز و پرندگانی چون کبک، تیهو، کبوتر جنگلی و چاهی و انواعی از کلاغها در این منطقه بصورت مشهود موجود است. باید اذعان کرد این محدوده 2000 هکتاری شرایط بسیار حائز اهمیتی به عنوان آثار طبیعی ملی را داراست و تنها جاده خاکی ماشین رو بطول تقریبی 4 تا 5/5 کیلومتر تا محل روستای آبدولی در قلب تنگ سولک ادامه دارد.
از طرفی این منطقه از نقطه نظر پوشش گیاهی دارای گیاهان دارویی و خوراکی و زینتی حائز اهمیتی از قبیل بنسرخ، حلپه، تره، کارده، بومادران، پشموک، کنگر، گل لاله سرنگون و آویشن جنگلهای پرپشتی از بلوط و سایر گونههای متفاوت این محدوده را در گرفته است. محوطه 200 هکتاری «تنگ سولک» به ثبت آثار ملی نیز رسیده است.
منبع : تبیان
تنگه هخامنشی

تنگه بلاغی در جنوب دشت مرغاب در استان فارس قرار گرفته است. جایی که رود پلوار از نزدیکی آن میگذرد و در ادامه مسیرش از این تنگه عبور میکند تا در دشت مرودشت به رود کر ملحق شود.
بلاغی، اسم گیاهی است که در این تنگه و در کنار رود، میروید و به همین دلیل، این دره با نام این گیاه معروف شده است. با این حال از نام کهنتر این تنگه اطلاعی در دست نیست. در میانههای تنگه بلاغی، دشتی بزرگ و سرسبز دیده می شود که به آن دشت بلاغی میگویند و سد پر ماجرای سیوند پس از این دشت و در ابتدای بخش بعدی تنگه، ساخته شده است. یعنی به فاصله 9کیلومتر.
خاک خوب
تنگه بلاغی به خاطر زمین حاصلخیز، آب فراوان و اقلیم سرسبز، از زمانهای قدیم مورد توجه بوده است. در این تنگه آثاری از زندگی و استقرار جوامع هزاره پنجم پیش از میلاد تا سده اخیر به دست آمده. این تنگه از معدود جاهایی است که زندگی و استقرار در آن به مدت 7 هزار سال دوام داشته و بهجز زمانهای کوتاه، هیچگاه قطع نشده است!
تا به حال در پژوهشهای فشرده و گسترده باستانشناسان ایرانی و خارجی، بازماندههای روستاهای هزاره پنجم، بناهای هخامنشی، کارگاههای سفالگری و کورههای سفالپزی، مکانهای صنعتی و شرابگیری و نیز محل اتراقهای موقت کوچنشینان و عشایر در تنگه بلاغی بهدست آمده است. حدود 130 محوطه باستانی در تنگه بلاغی شناسایی شده است که بعضی از آنها اهمیت فراوانی برای مستندسازی و حفاظت دارند؛ از جمله محوطه 91 بهخاطر سابقه استقراری 6 هزار ساله (5000 پیش از میلاد تا 1000میلادی) و محوطههای 34 و 85 که شامل تنها بازماندههای سکونتگاههای غیرشاهانه از عصر هخامنشی است.

این هم نمای عمومی تنگه بلاغی؛ یک طرف تنگه، راه تازهساختهشده در محل گذرگاه باستانی واقع شده و طرف دیگر هم تنگه رود پلوار. البته یک راه دیگر هم سمت چپ این رود هست که امروز از آن استفاده چندانی نمیشود. رود پلوار، رود کمآبی است و گاه کلا خشک میشود اما در مواقعی از سال بسیار پرآب و سیلابی است. سیلابهای این رودخانه، بارها شهرها و روستاها را به کلی نابود کرده که نمونهاش ویرانی کامل شهر سعادتآباد در حدود 30 سال پیش بود.

تصویر بز و خورشید در 6 هزار سال پیش با این تفسیر که خورشید به نقطه اعتدال پاییزی رسیده و زمان بارندگی و پایان خشکی و گرماست. در بعضی از این نگارهها به جای نقش خورشید، یک زمین زراعی میکشیدهاند که آن هم به همان آرزو ربط داشته. این تکه سفال یکی از آثار 6 هزارسالهای به شمار میرود که در تنگه بلاغی توسط باستانشناسان کشف شده است.

تیغههای سنگی این عکس، تقریبا 15 تا 10 هزار سال قدمت دارند. در شمال دشت بلاغی، غاری پیش از تاریخ به نام «حاجی بهرامی» هست که آدمهای عصر فراپارینهسنگی در آن زندگی میکردهاند. این غار بیرون از حریم آبگیری سد قرار گرفته و در آن نمونههایی از ابزارهای سنگی مانند ریزتیغه و تراشنده به دست آمده است.

پایه ستون کوچکی از یک کوشک شاهانه که البته بخشهای زیادی از این کوشک به خاطر بیدقتی لودرها و بولدوزرهایی که معمولا سهوا جایی را خراب میکنند، تخریب شده است. این نمونه یکی از معدود نمونههای ستونهای هخامنشی است که در جایی غیر از تختجمشید به دست آمده.

نمونهای از درختان بادام و پسته کوهی که به آن بنه هم میگویند. در تنگه بلاغی مثل سراسر کوهستانهای زاگرس این درختها زیاد به چشم میخورند.

تصویر دیگری از راه هخامنشی؛ دیواره سمت راست راه با دقت تمام و مثل یک اثر هنری تراش خورده و نزدیک به 10 متر ارتفاع دارد. بعضی از پژوهشگران معتقدند اینجا راه نه، بلکه یک آبنما بوده است.

6 هزار سال پیش مرده و جسدش را هم به همان شیوه جنینی که در ایران پیش از تاریخ باب بوده، دفن کردهاند. در آن زمان مردهها را به طرف محل قرار گرفتن خورشید در همان موقعیت شبانهروز دفن میکردند؛ اگر ظهر بود، تاق باز و اگر شب بود، دمر.
گاهی اوقات هم در جهت جنوب غربی؛ یعنی جایی که خورشید، هنگام انقلاب زمستانی یا شب یلدا در آنجا غروب میکند؛ نوعی آرزو برای زایش دوباره در جهانی دیگر، مانند زایش دوباره خورشید در شب یلدا. این اسکلت در کنار یک کوره سفالپزی در تنگه بلاغی به دست آمده است.

اینجا بخش انتهایی راه هخامنشی است. این راه در قسمتی از تنگهبلاغی که عرض کمی داشته ساخته شده. در ورودی و خروجی این راه، حفرههای کوچکی دیده میشود که گویی محل قرار گرفتن زبانههای درهای ورودی این گذرگاه بوده است.
گروه گردشگری تبیان- الهام مرادی
منبع: همشهری (با تغییر و تلخیص)
منبع : تبیان

اگر دوست دارید به عجیب ترین و بکرترین آبشار ایران سفر کنید یا اهل صخره نوردی هستید و می خواهید در بهترین طبیعت ایران با صخره ها پنجه در افکنید، به استان فارس و شهرستان داراب بروید تا در تنگه رغز روی دیگری از طبیعت ایران را ببینید.
تنگه رغز در 30 کیلومتری شهرستان داراب و در جنوب استان فارس قرار گرفته و از دو طرف با دیواره هایی بلند، ناهموار و زیبا محصور شده.

کمی دورتر از این دیواره ها طبیعت سرسبز منطقه و حوضچه ای که آبشار به آن می ریزد، طبیعت منطقه را بی نظیر کرده است. تنگه رغز تقریبا 4 کیلومتر طول دارد و از شمال به جنوب یعنی از سرچشمه رغز تا دره جنوبی آن کشیده شده.

در این تنگه یا دره، 64 آبشار جاری است که برای فرود از 12 آبشار آن باید طناب و تجهیزات صخره نوردی حرفه ای داشته باشید.

ارتفاع این آبشارها بین 6 تا 65 متر است اما آبشارهای کوچک تری هم در اینجا می بینید که می تونید از آنها بپرید و به حوضچه پایین آبشار شیرجه بزنید. این حوضچه ها بین 6 تا 20 متر عمق دارند.

اما اگر مهارت کافی برای کوه نوردی و صخره نوردی ندارید، رغز و آبشارهایش برای شما سرگرمی های دیگری دارند.

سرچشمه رغز را که بگیرید به جنگلی زیبا می رسید که حوضچه ها و آبشارهای طبیعی از آنجا شروع می شوند.

این قسمت از رغز نیاز به وسایل فنی ندارد اما پیاده روی شما تا جایی که به آبشاری به بلندی 23 متر می رسید، ادامه خواهد داشت و بعد از آن باید متوقف شوید.

اگر دوست دارید نام و مشخصات بعضی از این آبشارها را بدانید، به جدول زیر نگاهی بیندازید:
ردیف نام آبشار ارتفاع آبشار عمق آبشار طول حوضچه
| ردیف | آبشار | ارتفاع آبشار | عمق آبشار | طول حوضچه |
| 1 | آبشار نگین | 16 متر | 8 متر | 41 متر |
| 2 | آبشار بوم رنگ | 7 متر | 8 متر | 31 متر |
| 3 | آبشار مسعود | 8 متر | 12 متر | 15 متر |
| 4 | آبشار گلاب | 11 متر | 7 متر | 12 متر |
| 5 | آبشار فتح | 8 متر | 1/5 متر | 6 متر |
| 6 | آبشار حکمت | 11 متر | 15 متر | 32 متر |
| 7 | آبشار کبوتر | 25 متر | 20 متر | 6 متر |
| 8 | آبشار جام | 9 متر | 6 متر | 36 متر |
| 9 | آبشار دماغه(فراز) | 12 متر | 2 متر | 4 متر |
| 10 | آبشار آذرخش | 65 متر | 6 متر | 11 متر |
| 11 | آبشار یادگار | 4 متر | 8 متر | 11 متر |
| 12 | آبشار وداع | 46 متر | 10 متر | 7 متر |

الهام مرادی
بخش گردشگری تبیان
منبع : تبیان
12 گونه جانوری کهگیلویه و بویراحمد در معرض نابودی
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه 12 گونه جانوری کهگیلویه و بویراحمد در معرض تهدید و نابودی است، گفت: کهگیلویه و بویراحمد با توجه به شرایطی که دارد از وضعیت خاص تنوع زیستی اعم از گیاهی و جانوری برخوردار است.
«محمدرضا خدارحمی» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه کهگیلویه و بویراحمد، در حاشیهی بازدید از دفتر این خبرگزاری افزود: استان کهگیلویه و بویراحمد با توجه به شرایط اقلیمی، توپوگرافی و دما و درجه حرارتهای متفاوت ناشی از طبقات مختلف ارتفاعی از وضعیت خاص تنوع زیستی اعم از گیاهی و جانوری برخوردار است.
وی خاطرنشان کرد: ۲۰۰۰ گونهی گیاهی از مجموعهی ۷۵۷۶ گونهی گیاهی در سطح کشور در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد خاطرنشان کرد: از مجموع ۱۲۵۶ گونه جانوری در کشور بالغ بر ۳۱۵ گونهی جانوری در این استان وجود دارد که از این تعدادف ۲۴۰ گونه پرنده است که ۲۷ گونه این تعداد پرنده، شکاری است.
خدارحمی تصریح کرد: ۲۴گونه پستاندار، ۳۹ گونه خزنده، ۹ گونه آبزی، سه گونه دوزیست در سطح استان کهگیلویه و بویراحمد وجود دارد.
وی ادامه داد: با توجه به تنوع زیستی خوبی که استان کهگیلویه و بویراحمد دارد از سال ۶۹ به شناسایی مناطق مستعد و ارتقاء سطح آنها به حفاظتی، پارک ملی و مناطق شکار ممنوع اقدام کردهایم.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد خاطرنشان کرد: هماکنون در سطح استان کهگیلویه و بویراحمد ۱۳منطقهی پارک ملی، حفاظتشده و شکار ممنوع، یک پارک ملی دنا، هفت منطقهی حفاظت شده شامل منطقه حفاظت شده دنا، دنای شرقی، سیوک، خاییز سرخ، خامی، دیل و سولک و پنج منطقه شکار ممنوع از قبیل خرم ناز، لار، ماغر و کوه حاتم و کوه تل رش وجود دارد.
خدارحمی با اشاره به ذخیرهگاه زیست کره دنا تصریح کرد: این ذخیرهگاه زیست کره با وسعت ۲۵۵هزار ۵۳۷ هکتاری متشکل از چند منطقه حفاظتی و شکار ممنوع در شهرستانهای بویراحمد، دنا و سمیرم استان اصفهان واقع است.
وی افزود: در مجموع ۳۱۲ هزار و ۴۶۶ هکتار منطقه تحت مدیریت داریم که بخشی از آنها در استانهای خوزستان و اصفهان قرار دارند اما تحت مدیت این استان هستند.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد گفت: یکسری مناطقی با توجه به مستعد بودن برای ارتقاء سطح آنها به حفاظتی و شکار ممنوع در سطح استان انتخاب و به سازمان محیطزیست کشور پیشنهاد داده شدند که میتوان به ساورز در شهرستان چرام، مورد در شهرستان باشت، سیاه و سفید در شهرستان لنده، ماهور بی بی حکیمه(س) در شهرستان گچساران، شبلیز در شهرستان بویراحمد، شکار ممنوع نیل و دنا در شهرستانهای کهگیلویه و بویراحمد اشاره کرد.
خدارحمی تصریح کرد: از مجموع ۷۹ گونه جانوری در معرض خطر تهدید در سطح کشور ۱۲گونه از جمله گوزن زرد ایرانی، بالابان و کرکس مصری در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد. کَل و بُز، هوبره ایرانی، عقاب خالدار و عقاب شاهی، گربه ماهی، لاکپشت آسیایی گونههای آسیب پذیرند.
وی ادامه داد: گونههای جانوری همچون پلنگ، سیاه گوش، کاراکار، خرس قهوهای، گربهی جنگلی، اردک، شاهین، هما، بحری، سمور و عقاب طلایی، دال، طلان، لیل، شاه بو، کبک دری، قو، قرقی، قوچ و میش، دال سیاه، عقاب مار خور و گرگ در معرض تهدید بصورت محلی و منطقهای هستند.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد خاطرنشان کرد: از ۲۴۲۸ گونه گیاهی که در سطح کشور در معرض خطر تهدید هستند پنج گونه شامل آنغوزه، سیر و موسیر، گل گندم بختیاری و کتان دنایی در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارند.
خدارحمی تصریح کرد: تخریب زیستگاهها، تغییر کاربری اراضی ملی و منابع طبیعی از سوی مردم و اشخاص حقیقی و حقوقی، وجود دام مازاد بر ظرفیت مناطق، پروژههایی که در جهت توسعه ایجاد میشوند، کمبود نیروی محیطبان در مناطق حفاظت شده، شکار غیر مجاز در مناطق حفاظت شده و آزاد و خشکسالیهای پی در پی مهمترین عواملی تهدید کننده تنوع زیستی از جمله گونههای گیاهی و جانوری هستند.
وی افزود: بالغ بر ۴۵ گونهی گیاهی اندمیک در منطقهی حفاظت شده دنا وجود دارد که این تعداد حائز اهمیت هستند.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد گفت: هماکنون ۱۳.۱درصد سطح استان کهگیلویه و بویراحمد، منطقه حفاظتشده است.
خدارحمی گفت: در اولین ماده قانون شکار و صید آمده که سازمان حفاظت محیطزیست برای حفاظت، صیانت و حمایت از گونههای جانوری وحشی و تکثیر این گونههای جانوری شکل گرفته است.
وی افزود: در زمینهی رعایت حقوق حیوانات ضوابط و مقرراتی وجود دارد که با هماهنگی مقامات قضایی باید اعمال شود. هر چقدر با متخلفان در این خصوص برخورد کنیم با تشکیل پرونده به مراجع قضایی معرفی و از این طریق پیگیری میشوند.
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل محیطزیست کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد: در صورتی که گونههای جانوری اهلی آسیب ببینند وظیفهی ما نیست بلکه وظیفهی کارگروهی در همین خصوص است که چند دستگاه عضو آن هستند.
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا