روستای چاهنوروز در شهرستان قلعهگنج یکی از اماکن تفریحی فراوانی است که در حاشیه جازموریان خشکیده و عطشان در فصل بهار پذیرای میهمانان نوروزی است.
به گزارش خبرگزاری فارس از قلعهگنج، این شهرستان در سالهای قبل از تاریخ دارای تمدنی بسیار بزرگ و کهن بوده است و اکنون مورخان برای این گنجینه وسیع تمدن نام قلعهگنج را بهتر میدانند.
قلعهگنج که در جنوب کرمان واقع شده است، همانند شش شهر دیگر جنوب کرمان از فرهنگ و گویش خاص و منحصر بهفردی برخوردار است که اوج این فرهنگ در میهماننوازی مردمان این خطه پدیدار است و کباببره شیرمست غذای مخصوص میهمانان این منطقه زبانزد خاص و عام است.
تاریخ و قدمت این کهن سرزمین مکتوب است، اما اشیای کشف شده در کاوشهای باستانی یا ضبط شده از دست سارقان میراث فرهنگی نشان از قدمتی همزاد با تمدن بینالنهرین و شاید قبلتر دارد که جام گفتگوی تمدنها که در سال 2001 در سازمان ملل معرفی شد از آثار منطقه رمشک قلعهگنج بود.


روستای چاهنوروز در دامنه کوه دستگرد
اماکن تفریحی فراوانی در حاشیه جازموریان خشکیده و عطشان در فصل بهار وجود دارد که ذکر هر کدام مجال این پهنه را دارد، اما برای نوروز امسال به روستای چاهنوروز در دامنه کوه دستگرد میرویم.
در هفت کیلومتری جاده قلعهگنج به منوجان، روستای چاهنوروز قرار دارد، خانههای قدیمی و سنتی و کپرهای زیبای همزاد تاریخ این منطقه در کنار دو رودخانه فصلی قرار گرفته است و وارد روستا که میشوید، خانههای بافت قدیمی و تنورهای گلی هنوز بوی نان محلی را میدهند.
مردان روستا در سالهای خشکسالی به حاشیه خلیج فارس رفتند و برخی برگشته و در شهر ساکن شدهاند، زنان روستا نیز در حال زندگی روزمره خود و گاه در حال پخت نان هستند و بچههای روستا هم در حیاط خرمایی باغچهها مشغول بازی هستند.


پرندگان مهاجر آوازخوان بهار هستند
از وسط روستا به طرف سدهای خاکی قدیمی که بر روی رودخانهها بسته شدند، حرکت میکنیم بر روی هر رودخانه سه سد متوالی بسته شده است که در فرادست آنها مناظر زیبا و معجزات خداوندی دیده میشود که ایام تعطیل پذیرای مسافران بسیاری است.
درختان کهور و کنار در حاشیه رودخانه سایهگستر میهمانان است و سایبان زیبای نخلهای خودرو برای خانوادههای میهمان مکانی مفرح مهیا کرده است.
پرندگان مهاجر که برای استراحت این بندهای سیمانی را برگزیدند، آوازخوان بهار هستند و بازیچه کودکانی که برای گردش و تفریح با خانواده خود این بندها را انتخاب کردند.
انتهای پیام/80004/س30/ض1002
منبع : خبرگزاری فارس
باغ روضه ارم در فاصله سه کیلومتری مرکز شهر منوجان در منطقهای کوهستانی و خوش آب و هوا واقع شده و مرکز جذب گردشگران است.
به گزارش خبرگزاری فارس از منوجان، شهرستان منوجان در جنوب استان کرمان واقع شده و شغل اکثر مردم این شهر کشاورزی است به طوری که 98 درصد اشتغال این مردم را شامل میشود.
سطح زیر کشت محصولات باغی به حدود 7 هزار و 500 هکتار و زراعی بیش از 6 هزار هکتار را شامل میشود که در صورت مساعد بودن شرایط آب و هوایی و اقلیمی و در سالهای پر باران این سطح زیرکشت به حدود 15 هزار هکتار نیز میرسد.
در منطقه منوجان نخلهای فراوانی وجود دارد که هر کدام از آنها نام مخصوص به خود از جمله خاروگ، آلمهتری، مُحمدی، شاهانی، مُرداسَنگ، خنیزی، مضافتی، کلکسرخ، نباتی، نگار، آبدندان، هَلیلی، شَکَری، کَریتَه، قربانی و گوَردیال را دارند.
وقار و متانت و ایستادگی نخلهای مرتفع و شکوهمند این دیار که همچون نگهبانی دلیر به پاسداری مشغول هستند، هر بینندهای را مسحور میکند.


قلعه تاریخی منوجان چون پیری خسته و خاموش اما استوار
از جمله جاذبههای تاریخی و گردشگری منوجان میتوان به قلعه تاریخی منوجان که در مرکز شهر واقع شده، اشاره کرد، قدمت این قلعه تاریخی به دوران تیموریان میرسد و بنای آن بالای مرتفعترین نقطه شهر قرار گرفته است.
مصالح بهکار رفته در این مجموعه سنگ، خشت و گِل است، این قلعه به واسطه موقعیت خاص آن همیشه مورد توجه حکام و پادشاهان و در دوران حکومت سلاجقه در کرمان که یکی از ادوار باشکوه و بارونق محسوب میشود، جایگاه مهمی داشته است.
از حمله «غزها» در حکومت «آل مظفر» این دژ تسخیرناپذیر به مدت سه ماه در محاصره «شاه شجاع» بوده و از حمله غزهها در حکومت آل مظفر و تیموریان و پس از آن مأمن و پناهگاه مردم یا حکام و والیان بوده است چنان که در دوره حکومت آلمظفر این دژ تسخیرناپذیر شاهد واقعیات متعدد مهمی بوده است.
این قلعه تاریخی و برج و بازوی مستحکم و استوار در دورانهای گذشته مأوای مهم و معتبری برای اهل آن منطقه به شمار رفته است، قلعه منوجان در اعصار و ادوار گذشته مورد تهاجم و تجاوز اقوام و طوایف زیادی قرار گرفته و با این همه تا سده اخیر آباد و مورد استفاده بوده است.
با بررسی سفالهای کشف شده در قلعه چنین استنباط میشود که از اوایل اسلام تا قرون هفتم و هشتم هجری این قلعه مسکونی بوده و زندگی در آن تداوم داشته است .
این قلعه چون پیری خسته و خاموش سرگذشت سالیان دراز رنج و آسایش مردمان این دیار را به یاد دارد.
هزاران هزار تاریخ در دل قلعه تاریخی منوجان با شکوه ایستادهاند و در برابر سیلیهای زمانه و حوادث تاریخی چه سخت پایداری کردهاند.

باغ روضه ارم منوجان مرکز جذب گردشگران
از دیگر مکانهای بسیار دیدنی، سیاحتی و زیبای منوجان، باغ روضه ارم است که در فاصله سه کیلومتری مرکز شهر منوجان در منطقهای کوهستانی و خوش آب و هوا واقع شده است.
این باغ پوشیده از درختان قدیمی تنومندی همچون انبه، جم، نخلهای خرما، پرتقال، لیموترش و نارنگی است، چشمهسارهای جاری، نهرهای آب با صدای شرشر دلنواز، آواز پرندگان، درختان سر به فلک کشیده، سایهسارهای باصفا، کرانه آبی آسمان، ارتفاعات صخرهای در کنار هوایی دلپذیر و مطبوع همه و همه مناظر بسیار دلنشینی را برای علاقهمندان به طبیعت و تفریح در این باغ ایجاد کرده است.
باغ روضه ارم همه ساله مرکز جذب مردم محلی و گردشگران داخلی و خارجی در فصول بهار و تابستان به شمار میرود این باغ به ویژه در فصل بهار دلنشین و دلربا است.
.................................
گزارش از: عبدالله سراجی
.................................
انتهای پیام/80006/ق30/ض1002
منبع : خبرگزاری فارس
فارس از تپههای باستانی کنارصندل جیرفت که یکی از تاریخیترین و پربازدیدترین نقاط گردشگری در جنوب کرمان هستند، گزارش میدهد.
به گزارش خبرگزاری فارس از جیرفت، بر اساس کاوشهای باستان شناختی، حوزه فرهنگی هلیلرود به طور کلی در طول هزاره سوم از شکوفایی و رونق بسیار زیادی برخوردار بوده است، چنان که در محدوده این شهرستان بقایای یکی از نخستین شهرهای ساخته شده به دست بشر با تمام ویژگیهای یک شهر آن چنان که در ادبیات باستانشناسی مطرح است، شناسایی شده است و محدوده این شهر به طور دقیق مطابق است با روستای کنارصندل امروزی که در فاصله حدود پنج کیلومتری غرب شهر عنبرآباد و 30 کیلومتری جنوب شهر جیرفت واقع است.
روستای کنارصندل در فاصله حدود پنج کیلومتری غرب شهر عنبرآباد و 30 کیلومتری جنوب شهر جیرفت واقع شده است که کاوشهای باستانشناختی در محوطه باستانی کنار صندل به سرپرستی "یوسف مجیدزاده" در تپههای جنوبی و شمالی کنارصندل، گورستان محطوط آباد در 800 متری شرق تپه جنوبی و گورستان قلعه کوچک در چهار کیلومتری شمال غرب روستای کنار صندل در روستای قلعه کوچک انجام شد.

پس از شش فصل پژوهش باستانشناسی میتوان چنین گفت که به نظر میرسد در طول هزاره سوم پیش از میلاد دو تپه جنوبی و شمالی کنارصندل، بخشهایی از شهر بزرگی به وسعت تقریبی دو تا سه کیلومتر بودهاند، شهر حدود 800 متر از محل کنار صندل جنوبی در جهت شرق تا بستر کنونی هلیلرود و 1400 متر به سمت شمال تا کنارصندل شمالی کشیده شده بود، همچنین وجود قطعات سفال نشان میدهد که شهر دست کم 800 متر به سمت غرب، یعنی تا ساحل بستر باستانی هلیلرود و دست کم 500 متر در جهت جنوب امتداد داشته است.
تپه جنوبی کنار صندل: این تپهای است تقریبا بیضی شکل که حدود 21 متر از سطح زمینهای اطراف بلندی دارد، این تپه را بقایای سازهی غول آسایی میدانند که بر بالای تپه باستانی کهنتری ساخته شده و به احتمال زیاد بارویی به عرض حدود 11 متر آن را در میان گرفته بود.

زمانی این دژ با 25 تا 26 متر ارتفاع نسبت به زمینهای پیرامون در قلب شهر بزرگی قد برافراشته بود، در ادامه کاوشها در دامنه غربی تپه یک فضای راست گوشهای در ابعاد حدود 25 متر مربع به دست آمد که در دیوار خشتی جنوبی آن در درون فرو رفتگی تاقچه مانندی نقش برجستهای آشکار شد، این نقش برجسته که ارتفاع 115 سانتمیتر از آن بر جای مانده است از انتهای دامن که تا زیر زانو را پوشانده شروع شده و از سینه به بالای آن از میان رفته است، بالا تنه آن که متعلق به یک مرد است که برهنه بوده که با رنگ زرد رنگآمیزی شده است، زمینه دامن وی نیز با رنگ قرمز رنگآمیزی شده و چند ردیف موازی شامل مثلثهای توپر به رنگ سیاه در فواصل منظم بر این زمینه ترسیم شده است که در واقع نقش و نگار آن را تشکیل میدهند.
در فاصله حدود 120 متری شرق تپه یک زباله دانی بزرگ آشکار شد که از این زبالهدانی تاکنون بیش از 300 اثر مهر به دست آمده است که به نظر میرسد این اثر مهرها در ارتباط با تامین امنیت محتویات کیسههای کوچک، سبدهای کوچک و دیگر ظروف کوچک بودهاند، این مدارک مهرسازی بر روابط تنگاتنگ این منطقه با فرهنگهای همزمان عصر مفرغ در میان رودان، دره سند و آسیای مرکزی اشاره دارند، تنوع موجود در هنر مهرسازی حکایت از این دارد که کنار صندل جنوبی در مرکز شبکه فعالی از تجارت راه دور قرار داشته است.

در فاصله حدود 550 متری شرق تپه جنوبی در فصلهای نخست کاوش بقایای کوره و مقادیر زیادی سرباره و قطعات فراوان مفرغ از کارگاههای صنعتی نشان داشت، اما با گسترش کاوش در این بخش تعداد کورهها و ابزار و اشیای فلزی نیز افزایش یافت که این خبر از وجود یک منطقه صنعتی میداد.
الواح: یکی از مهمترین یافتههای باستانشناختی لوحهایی است که روی آنها کتیبههایی ایجاد شده است، نخستینبار در فصل دوم کاوشها در میان آثار مهر به دست آمده بر روی یک اثر مهر نشانههایی از یک خط شناسایی شد، اما به دلیل ابعاد بسیار کوچکش قابل تشخیص نبود، در فصل سوم در تپه جنوبی تقریبا در کف راهروی ورودی قطعهای از یک آجر کتیبهدار به دست آمد که این کتیبه از جهتهای گوناگون اهمیت فراوان دارد.
میان پژوهشگران درباره این کتیبه اختلاف نظر وجود دارد، برخی آن را آغاز ایلامی (این خط در حدود 2900 سال پیش از میلاد در شوش پدیدار شد و از طریق راههای بازرگانی به سرعت گسترش یافت که این خط اساسا خطی تصویری است که در آن هر تصویر معادل یک کلمه) دانسته شده و برخی دیگر آن را خط ایلامی نوشتاری (همه نوشتههایی که از این خط بر جای ماندهاند از آن یک شاه ایلامی هستند به نام کوتیک، اینشوشینک هستند که در حدود سال 2250 پیش از میلاد در تمدن ایلام فرمانروایی داشته است و پس از مرگ فرمانروای یاد شده منسوخ شد) میدانند. مجیدزاده در این زمینه عقیده دارد: اگر ما در مورد وجود خط اصطلاحاً ایلامی نوشتاری در جیرفت اتفاق رأی داشته باشیم، باید بپذیریم که در حوزهی هلیل با نسخه کهنتری روبرو شدهایم که سیصد تا چهار صد سال کهنتر از کتیبههای ایلامی نوشتاری به دست آمده در ایلام است.

تپه شمالی کنار صندل: کاوشهای باستانشناختی صورت گرفته مشخص کرد که در این تپه دو سکوی غیرهمسطح وجود دارد که سکوی زیرین به نام سکوی اول و سکوی بالایی به نام سکوی دوم شناخته شد، در فصل چهارم کاوش پیگردی در ضلع شرقی تپه منجر به آشکار شدن بر دیواری شد که با تداوم پیگردی به مرور سراسر ضلع شرقی سکوی دوم هویدا شد.
بر روی این ضلع چهار برج راست گوشه به طول هشت و عرض چهار متر قرار گرفته است، فاصله برجها از یکدیگر بین 17 تا 19 متر است، ارتفاع باقیمانده برجها و سکو در بخشهای مختلف متفاوت بود، بیشترین ارتفاع باقیمانده به حدود سه و نیم متر میرسید که با توجه به آثار باقیمانده به نظر میرسد بلندی اولیه سکوی دوم بیش از 10 متر بوده است.
سال 1384 اقدام به بازسازی بخشی از این سکو با توجه به شواهد به دست آمده شد، سکوی اول نیز با توجه به شواهد موجود حدود چهار متر بلندی داشته است، در گوشه شمال غربی و زیر سکوی دوم فضاهای معماری به دست آمد که حاکی از وجود استقرارهای قدیمتر است از مشاهده آثار و بقایای دو سکوی باقیمانده میتوان گفت اندازه هر ضلع در سکوی اول یا سکوی زیرین در حدود 220 متر و در سکوی دوم در حدود 120 متر برآورد میشود، دو سکوی یاد شده به صورت مطبق بوده و بر روی هم قرار میگرفتهاند که این حالت مطبق بودن بنا در عکس هوایی به خوبی مشاهده میشود.

در بخش فوقانی سکوی دوم آثار کوزههای دوره اسلامی دیده میشود که در زمان احداث موجب تخریب سکوی احتمالی سوم شده است که مجیدزاده این آثار را بقایای یک بنای بزرگ مذهبی و مربوط به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد میداند، هر چند تاریخگذاری قطعی بنا جای تأمل دارد، اما با توجه به مواد فرهنگی بهدست آمده نظیر قطعه سفالهای فراوانی که در کاوش بخشهای مختلف تپه به دست آمد، میتوان گفت سفال تپه شمالی به لحاظ مشخصات ظاهری چون فرم و نقش متفاوت از سفال تپه جنوبی است، وجود قطعه سفالهای شاخص و شناخته شده دوره تاریخی حوزه که در کاوشهای باستانشناسی تپه شمالی کنار صندل به دست آمده است، احتمال تعلق این سازه عظیم را به عنوان یک بنای بزرگ مذهبی به دورههای تاریخی مطرح میکند.
دوره نخست استقرار در مطوط آباد: در محوطه باستانی مطوط آباد با وسعتی بیش از هشت هکتار در فاصله حدود سه کیلومتری جنوب غربی شهر عنبرآباد و در بستر کنونی تا کناره غربی هلیلرود قرار دارد. این محوطه همچنین در فاصله حدود 800 متری شرق تپه جنوبی کنارصندل قرار دارد و دارای دو دوره فرهنگی است.
طی این کاوشها که البته هنوز به اصطلاح باستانشناسان به "خاک بکر" (سطحی که نخستین استقرارهای انسانی و لایه فرهنگی از آن آغاز میشود و زیر آن دیگر هیچ مادهی فرهنگی وجود ندارد)، نرسیدهاند در زیر لایه گورستانی متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد یک لایه استقراری متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد شناسایی شد.

از مطالعه مواد فرهنگی این محوطه به دست آمده این نتیجه حاصل میشود که در هزاره چهارم پیش از میلاد حوزه فرهنگی هلیلرود با برخورداری از مراکز فرهنگی با تمدنهای همزمان خود در غرب(استانهای فارس و خوزستان) و مناطق دوردستتری مانند میان رودان در ارتباط فرهنگی – تجاری بوده و شبکههای بزرگی از تجارت و بازرگانی کالا را برقرار کرده بودند.
دوره دوم مطوط آباد (گورستان عصر مفرغ): روی لایههای استقراری عصر مس در دوره بعد یعنی عصر مفرغ، گورستانی ایجاد شد که به واسطه شباهت آثار به دست آمده از این گورستان با آثار به دست آمده از حفاریهای علمی تپه کنار صندل جنوبی میتوان آن را به استقرار بزرگ شهرنشینی عصر مفرغ کنار صندل نسبت داد.
در واقع در بسیاری از بخشهای ایران در این دوره بود که گورستانهای بزرگ و متمرکز بیرون از محلهای استقراری شکل گرفتند تا پیش از این اجساد زیر کف منازل مسکونی و یا در محدوده روستا دفن میشدند، بخش بزرگی از این گورستان را غارتگران میراث فرهنگی به ویرانی کامل کشیدهاند و صدها گودال در آن حفر کردهاند، کاوش در این گورستان به امید یافتن قطعات استخوان و دانههای ریزی که از چشم غارتگران پنهان مانده بود، آغاز شد و نتیجههای بسیار موفقیتآمیزی از جمله دهها مهرهی گردبند از سنگ لاجورد، فیروزه و طلا، قطعاتی از ظروف و مجسمههای مفرغی، قطعاتی از ظروف تزیینی از سنگ کلریت به دست آمد.

دستیابی به این قطعات در مطالعات باستانشناختی این حوزه فرهنگی اهمیت فراونی دارد و پاسخی است به آنهایی که در نوشتههای خود در انتصاب و تعلق ظروف بازیافتی به گورستانهای پیش از تاریخی و محوطههای باستانی جیرفت تردیدهایی ابزار داشتهاند.
انتهای پیام/2655/ب40/ض1002
منبع : خبرگزاری فارس
فاز 4 پروژه مرمتی حمام تاریخی روستای زیاران از توابع شهرستان آبیک به بهرهبرداری رسید.
به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین به نقل از روابط عمومی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قزوین با حضور فرماندار و برخی از مسئولان شهرستان آبیک، فاز 4 عملیات حمام تاریخی زیاران که به همت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و همیاری اعضای شورا و اهالی خونگرم روستای زیاران آغاز شده بود، به بهرهبرداری رسید.
در این مراسم به منظور اطلاعرسانی و آگاهی بازدیدکنندگان از مراحل مختلف مرمتی این بنای تاریخی، بنرهای معرفی این پروژه به نمایش درآمد که با نصب این بنرها در محوطه اطراف گرمابه شرح عملیات مرمتی آن به تصویر کشید شد.
شایان ذکر است حمام تاریخی زیاران یکی از بناهای دوره قاجار است که در روستای زیاران از توابع مرکزی شهرستان آبیک واقع شده است.
این حمام تاریخی یکی از آثار ارزشمند این روستا به شمار میرود که قریب به 200 سال قدمت دارد و پس از احیا و باز زندهسازی این بنای تاریخی با کاربری «مرکز فرهنگی» آماده بهره برداری است.
انتهای پیام/2667/ت/پو3002
منبع : خبرگزاری فارس
حصار قدیمی و تاریخی شهر رفسنجان بر اثر ساختمانسازی رو به نابودی است.
به گزارش خبرگزاری فارس از رفسنجان، حصار قدیمی شهر رفسنجان مربوط به دوران سلجوقیان و طول این حصار 5 هزار و 400 متر عرض پایین دیوار سه متر، ارتفاع دیوار شش متر و سر دیوار به شکل کنگره زیبایی به آن داده و بنای آن از خشت خام است.
حصار قدیمی شهر به مرور زمان تخریب و مقدار باقیمانده آن هم مورد بیمهری قرار گرفته و با ساختمانسازی که اطراف آن شده، ابهت آن رو به نابودی میرود.
از آنجا که حفظ میراث فرهنگی و آثار باستانی و تاریخی شهر وظیفه همگان است و ساخت و ساز اطراف این بناها قوانین خاص خود را دارد، خبرنگار فارس در رفسنجان متوجه ساخت اطراف این بنای تاریخی شد که گویا مابقی این حصار زیبا که در حقیقت یکی از شناسنامههای شهر است، رو به نابودی میرود.

ارتفاع ساختمان بیش از ارتفاع بناهای تاریخی ممنوع
کارشناس و استاد سابق دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار فارس با تاکید بر حفظ میراث فرهنگی، توجه به اصول و قوانین ساخت و سازها در اطراف بناهای تاریخی را مهم دانست.
غلامحسین ارشادی بیان داشت: ارتفاع ساختمانهای اطراف بناهای تاریخی به هیچ وجه نباید از بناهای تاریخی بیشتر باشد.

ساخت حصار شهر توسط بهرامشاه سلجوقی
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان رفسنجان در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به مکاتبات انجام شده در مورد عدم ساخت و ساز اطراف حصار قدیمی شهر اظهار داشت: از شهرداری خواستیم تا ساخت و سازها را متوقف کند.
عباس فتحی تصریح کرد: حفظ میراث فرهنگی وظیفه همه است و حصار و دروازه شهر شناسنامههای یک شهر محسوب میشوند.
وی خاطر نشان کرد: بهرامشاه سلجوقی حدود 800 سال پیش حصار قدیمی این شهر را بنا کرد و این حصار دور تا دور شهر بود و برای حفظ باقیمانده این حصار تمام تلاش خود را انجام میدهیم.

ساخت و ساز محوطه پشت حصار شهر غیر اصولی است
معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان نیز به خبرنگار فارس گفت: در محوطه پشت حصار تاریخی شهرها ساخت و سازی نباید صورت گیرد و اینگونه ساخت و سازها غیر اصولی است.
محسن موحدی با بیان اینکه حصار، بخشی از هویت شهر است و لازم است، منظر آن حفظ شود، عنوان کرد: فضای دوطرف حصار بهتر بود، پارکی مناسب گردشگری احداث شود به گونهای که زیبایی اثر تاریخی تحتالشعاع قرار نگیرد.
معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان به طرح تفصیلی شهر اشاره کرد و بیان داشت: در این طرح محوطه پشت حصار هم محوطه تاریخی اعلام شده بود و ساختمانسازی در این محوطه مغایر با اصول است.
وی تصریح کرد: حفاظت از آثار و بناهای تاریخی به عهده همگان است و توقع داریم جلوی ساخت و ساز گرفته شود، زیرا بخشی از ظرفیت گردشگری شهر از بین میرود و لطمه جبرانناپذیری به این اثر وارد میشود.

موحدی خاطر نشان کرد: حصارها در قدیم به دروازه شهر متصل بودند که دروازهها تخریب و حصار نشاندهنده سندی از هویت و موقعیت تاریخی شهر است که باید تلاش شود، ارزشهای آن حفظ و چیزی موجب تهدید اینگونه بناها نشود.
به امید روزی که هیچ بنای تاریخی مورد تهدید هیچ عاملی قرار نگیرد، زیرا میراث فرهنگی میراث همه است و همه در برابر حفظ آن مسئول هستیم.
خبرنگار فارس موفق به تماس با شهردار رفسنجان و شهردار منطقه یک این شهر در مورد صدور پروانه ساخت در اینگونه مکانها نشد.
----------------------------
گزارش از: زهرا بمینژاد
----------------------------
انتهای پیام/80016/ب40/د1000
منبع : خبرگزاری فارس