آرامگاه خواهر کورش + عکس
«گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید مینماید. گفتهاند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده میشود.
این اثر تاریخی ارزشمند متعلق به اوایل قرن ششم قبل از میلاد یعنی آغاز دوران پادشاهی هخامنشیان میباشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه کوروش کبیر سرسلسله هخامنشی است که احتمالا مربوط به مادر یا دختر کوروش بوده است. که البته هیچ مدرک یا سند قطعی که دال بر این گفتار باشد بهدست نیامده است. هیچگونه کتیبه یا نوشتهای که نام متوفی را مشخص کرده باشد از آن بهدست نیامده است.
بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبهای مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلی به شکل مکعب مستطیل بوده که دارای سه پلکان در اطراف و پوش سقف خرپشتهای که به شکل نیم استوانه خالی است که احتمالا جایگاه قرار گرفتن جسد بودهاست که درست همین اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره کوروش در پاسارگاد فارسی محفوظ میباشد کل بنا از ٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسیله بستهای دم چلچلهای به همدیگر مربوط گردیده و مثل سایر بناهای هخامنشی هیچگونه ملاتی در آن یافت نمیشود. ردیف پلهها از پایین تا بالا یک سنگ کم شده که در بالا به دو سنگ میرسد.
گور دختر شبیه آرامگاه کوروش

ارتفاع واقعی آن ٤/٥ متر میباشد در اطاقک بنا حوضچه کوچکی است که هم اکنون با گل و لای پر شده است. ورودی اتاق مقبره در جهت شمال شرقی میباشد. کل آرامگاه بر روی یک تخته سنگ بنا شده که هم اکنون قسمتی از آن در جهت شمال آرامگاه نمایان میباشد و این روند یک شیوه معماری در دوران هخامنشی بوده است و به جهت استحکام و پابرجایی بنا انتخاب شده است.
گوردختر، کوشک اردشیر، کاخهای هخامنشی بردکسیا و چرخاب، دژ برازجان، تلخندق، غار چهلخانه، چشمه آبگرم دالکی، شاهزاده ابراهیم و... نشان از تاریخ و تمدن سرزمینی دارد که از دوره ایلام تاکنون در سکوت دشتهایی پا بر جا و محکم ایستاده است.
تپه تاریخی تلمر، در کنار کاخ کوروش، در اصل قلعهای بوده که قدمت آن به دوره ایلامی میرسد.
گفته میشود از این قلعه برای دیدهبانی کاخ کوروش استفاده میشد. با فرو ریختن قلعه در طول قرنها آن را تبدیل به یک تپه کرده و اکنون پس از حدود ۲۵ قرن تنها خشتهایی از آن بنای قدیمی باقیمانده است متأسفانه در سال ۱۳۶۳ شهرداری، بخش بسیاری از آن را خاکبرداری کرد.
از دیگر آثار باستانی منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. این غار در واقع، دخمههایی را شامل میشود که در یک تپه کوه مانندی قرار گرفته و بنابر روایتی فراموشخانه بوده است.
برخی کارشناسان و نویسندگان بر این عقیدهاند که شاهزادگانی که مورد خشم دربار قرار گرفته یا به بیماری جنون دچار میشدند را برای اینکه از انظار عموم بمانند به این منطقه انتقال مییافتند.
فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از یک سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.
پیشینه تلخندق در روستای دهغایه و در شمال برازجان، به دوره ایلامی میرسد. این منطقه زمانی شهر بزرگی بوده است و تپه سد دفاعی منطقه محسوب میشد که دور آن را خندق کشیده بودند و درون آن مجموعهای از پایگاههای نظامی قرار داشت.
معماری گوردختر با پاسارگاد یکی است. گویی که معمار هر دو، یکی بوده است. احتمال میرود این بنا پیش از مقبره کوروش بهوجود آمده و پاسارگاد شکل تکامل یافته گوردختر باشد.
باتوجه به اینکه جای کتیبه این مقبره خالی است، نمیتوان در مورد اینکه چه کسی در آن دفن شده، نظر قطعی داد.
تنها میتوان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنایی متعلق به دوره هخامنشی است.
در دوره جدیدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زایر خضرخان" یا قلعه "کلات" در کوههای پهلوان کش اهرم بهجامانده است. این قلعه منسوب به مبارزی دشتستانی بهنام "زایرخضر خان" بوده که در دوره قاجاریه ساخته شده و برفراز تپه، روی خرابههای بناهای پیشین شکل گرفته است که معماری باستانشناسان را پیچیدهتر میکند.
قلعه دارای ۴ برج است که در زمان حمله انگلیس به ایران اسرای انگلیس را به آنجا منتقل میکردند.
نخلستانهای دشتستان نیز از میراث طبیعی این منطقه محسوب میشود. متوسط عمر نخلها ۵۰ یا ۶۰ سال است و تا هر یک از آنها به مراحل باروری برسد، ۱۰ سال زمان نیاز دارند.
گویش کنونی مردم منطقه فارسی با کمی لهجه لری است.
این اثر به شماره ١٨٩٧ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت درآمده است.
جوان و تاریخ
منبع : تابناک
عمق آن از 11 متر به 1.5 متر کاهش پیدا کرد
تالاب انزلی در حال مرگ است
منبع : تابناک
بنیانگذار امیرکبیر، قبل از قدردانی درگذشت
«عبدالرحیم جعفری» شش کلاس بیشتر سواد نداشت، آن را هم بسته و شکسته طی دورانی که در انتشارات علمی کار میکرد، خوانده بود؛ با این حال او بنیانگذار بزرگترین مؤسسه انتشارات خصوصی ایران و خاورمیانه بود که هنوز مُهرش روی تعداد زیادی از کتابهای مرجعمان خورده است.
عبدالرحیم وقتی به دنیا آمد که پدرش در راه سفر به مشهد ناپدید شده بود. او ماند تنها با مادرش. در دوران کودکی مدت کوتاهی مورد حمایت خانواده منتخبالملک بود که آن زمان معاونت وزارت خارجه را به عهده داشت و زیر سایه او به مدرسه رفت، اما وقتی منتخبالملک برای ادامه کار به مأموریت افغانستان فرستاده شد، عبدالرحیم هم به چاپخانه علمی رفت تا کارگری کند. از این جا خطی در زندگیاش آغاز شد که اسم او را حتماً یکی از ماندگاران تاریخ نشر ایران خواهد کرد.
بالا و پایینهای زیادی در طول کارش در انتشارات علمی داشت؛ چند باری کار کردن آنجا را رها کرد و در تجارتهای مختلف سرمایهگذاری کرد اما دوباره به انتشارات علمی برگشت. او که دختر برادر آقای علمی - رئیس انتشارات و چاپخانه علمی - را به همسری گرفته بود، بعد از 18 سال کارگری، بالاخره توانست اتشارات خودش را 28 آبان 1328 در ساختمانی در خیابان ناصر خسرو راه بیاندازد.
حالا نوبت کار بود. جعفری ارتباطهای خوبی با نویسندهها و مترجمهای مطرح آن روزها بر قرار کرد؛ با افرادی مثل عبدالحسین نوشین، زرینکوب، مرتضی کیوان و جلال آلاحمد.
او که در قراردادهایش متعهد شده بود کتابها بدون غلط چاپی منتشر شوند، کار تصحیح و حروفچینی را در خانه به همراه همسرش انجام میداد. بعدها همسرش را به دفتر انتشارات برد تا پشت صندوق بنشیند. بعد از چندین سال کار، در 1337 انتشارات امیرکبیر اولین نمایشگاه کتاب را در ایران به راه انداخت و افرادی مثل خانلری، فروزانفر و نجمآبادی در افتتاحیهاش سخنرانی کردند.
در 1342، آقای جعفری اولین برنامه تلویزیونی رپورتاژ در مورد کتاب را با مذاکره با تلویزیون به راه انداخت؛ برنامهای یک ساعته که در آن افرادی مثل نفیسی و نادرپور به معرفی کتاب میپرداختند.
در همین دوران بود که قرارداد انتشار مجموعهای از کتابهای مرجع یکی یکی بسته شد؛ قرارداد انتشار لغتنامه شش جلدی معین، لغتنامه انگلیسی به فارسی آریانپور، فرهنگهای آلمانی و فرانسه و فرهنگ عمید در اندازههای رقعی و وزیری و جیبی و مانند آنها.
انتشارات امیرکبیر، شروع کرد به افتتاح کتابفروشی و غرفههای کتاب در محلهای مختلف؛ کتابفروشی در خیابان فردوسی، در پاساژ پلاسکو و باز کردن غرفههای فروش کتاب در فرودگاه مهرآباد، فروشگاه روبهروی دانشگاه تهران، فروشگاهی در میدان امام حسین(ع) و یک فروشگاه کتاب در مشهد.
جعفری در سال 1343 وارد عرصه انتشار کتابهای درسی شد و مدیریت شرکت طبع و نشر کتابهای درسی را به عهده گرفت و 12 سال این کار را ادامه داد. همزمان، سهام مؤسسههای فرانکلین، شرکت چاپ و نشر کتابهای جیبی و انتشارات خوارزمی را هم خرید، همچنین امتیاز کتابهای ابنسینما را هم به دست آورد و بخشی از سهام شرکت سهامی افست را هم خریداری کرد.
این زمانی بود که چهار فرزندش، یک پسر و سه دختر که همه تحصیلات دانشگاهی داشتند، هم وارد تجارت پدر شدند تا گوشهای از مسئولیت را بر عهده بگیرند. او برای اولینبار در میان ناشران، در سال 1354 کامپیوتری برای مدیرت کارهای نشر وارد کشور کرد. با نزدیک شدن به انقلاب او برخی برنامههای آیندهاش از جمله دعوت از یک تیم آمریکایی برای ایجاد چاپخانه در ایران را متوقف کرد؛ با این حال در 1356 با ایرج پارسینژاد در انگلیس هماهنگیهایی برای اجاره دفتری در لندن امضا کرد تا ترجمه کتابهای جدید از زبان انگلیسی توسط مترجمان ایرانی مقیم اروپا را منتشر کند، اما نتیجهای که به دنبالش بود به دست نیامد.
با اینکه برخی به آقای جعفری توصیه کردند که همزمان با وقوع انقلاب اسلامی، سرمایهگذاریهایش را متوقف کند و به آمریکا برود، او این کار را نکرد و در ایران باقی ماند. بعد از انقلاب، برخی نویسندگان و مترجمانی که قبلا با او کار کرده بودند علیه او دعاوی مطرح کردند. برخی اعتراضهای کارگری به نام مبارزه با سرمایهداری هم دامن او را گرفت؛ با این حال جعفری توانست تجارتش را تا سال 1358 حفظ کند.
در این زمان، طرح دعوای حقوقی در مورد حق تألیف برخی آثار اسماعیل رائین - خالق کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران - انتشارات امیرکبیر را دچار مشکل کرد. وقتی اسماعیل رائین بیخبر به همراه یک بازپرس به دفتر انتشارات امیرکبیر رفت، کارگران علیه او تجمع کردند و ظاهراً درگیری هم پیش آمد. رائین را بهدر بردند و به دفتر جعفری رساندند اما گویا فشار ناشی از این حادثه برای رائین بسیار زیاد بود و منجر به سکته و درگذشت او شد.
دعوای آخر، منجر به مصادره انتشارات امیرکبیر به نفع سازمان تبلیغات اسلامی و مصادره بخش دیگری از اموال آقای جعفری و فرزندان او شد. با این حال او حتی بعد از زندانی شدن موقتیاش در سال 59 کشور را ترک نکرد. با اینکه سالها بعد دادگاه حکم برائت او از اتهامات وارد شده در مورد مسأله شکایت اسماعیل رائین را صادر کرد، اموال آقای جعفری به او بازگردانده نشد.
در آغاز کار دولت جدید، دوباره امیدهایی بوجود آمد و آقای جعفری که بیش از 90 سال سن داشت، دست از طرح درخواست بازگشت اموالش در تمام این سالها برنداشت، اما این مسأله در نهایت با فوت او مسکوت باقی ماند. او رفت، بدون اینکه حتی تلاشی برای تقدیر شایسته از تلاشهای او در صنعت چاپ کتاب در تمام سالهای گذشته صورت گرفته باشد.
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا
باران خاکستر در خوزستان میبارد!
بررسی و نگاهی به گذشته نشان میدهد که صنعت نیشکر همیشه در خوزستان خبرساز بوده است، یک روز با دودهای مزارع و سبز نامیدن این صنعت، روزی دیگر با کاهش کیفیت آب و روز دیگر با معضل زیست محیطی. باوجود همه انتقادات منتقدان به تبعات و پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی نیشکر در خوزستان، اما تبعات زیستمحیطی و اجتماعی این طرح با گذشت زمان گسترش و عمق بیشتری مییابند و گاهی ابعاد بینالمللی به خود میگیرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه خوزستان، با توجه به افزایش بیماری سرطان در استان، اهمیت بحران آب، تاثیر کمیت بر کیفیت آب، پاک بودن هوا و موارد دیگر و توجه به محیط زیست استان خوزستان ضرورتی است که امروزه بیش از پیش به چشم میخورد.
حال این سوال پیش میآید که چرا با وجود اینکه نیشکر همچنان صنعت آلاینده محیط زیست خوزستان است، تحت برخورد قانونی جدی از طرف مراجع ذیصلاح قرار نمیگیرد و هیچ اقدام اساسی در زمینه برخورد قانونی با باران خاکستر نیشکر انجام نمیشود؟ چرا معضل بوی تعفن نیشکر هیچ وقت حل نمیشود؟ و سوالات دیگری که همچنان به عنوان ابهامات در ذهن مردم شکل گرفته است.
بررسی عملکرد شرکت نیشکر نشان میدهد که این شرکت با وجود معضلاتی که ایجاد کرده، به جای حل آنها به دنبال شریک جرمی برای مشکلات خود بوده است که نمونه بارز این امر را میتوان در شریک دانستن صنایع دیگر و همچنین سد گتوند از طرف آن شرکت در مقوله شوری آب در نشست خبری هفتم خرداد سال گذشته عنوان کرد و صادقی – مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی - در این خصوص گفته بود که "ما یک تولیدکننده هستیم و مسوولان بروند جلوی فولاد و نفت را بگیرند. مگر میشود واحدی در کشور ایجاد شود که آلایندگی نداشته باشد. آلایندگیهای ما در حد استانداردهای جهانی است. ما ذرهای آب که آب کارون را آلوده کند یا EC را افزایش دهد، نداریم. 16 میلیون تن نمک توسط سد گتوند وارد زمینهای استان شده و این ادعا را میکنیم و حاضریم آن را ثابت کنیم و دلیل شوری آب سد گتوند کاملا مشخص است.
شرکت توسعه نیشکر ادعا میکند: مگر چاههای نفت موجود در خوزستان آلاینده نیستند و گاز آلوده ندارند، صنایع فولاد خوزستان مگر آلودگی ایجاد نمیکند و مگر فقط ما هستیم که آلایندهایم؟! البته این مدعا متفاوت از نظر سازمان حفاظت محیط زیست درباره فعالیت شرکت نیشکر در قبال محیط زیست است.
این سوال پیش میآید که آیا واقعا پسابهای نیشکر هیچ چالشی برای محیط زیست ایجاد نمیکند؟ چرا هیچوقت هیچ مسئولی از شرکت نیشکر به طور رسمی صحبت از پسابهای نیشکر نکرده است و همه مسئولین شرکت توسعه نیشکر به دنبال ارائه گزارش از تولید بیشتر نیشکر بودهاند؟ آیا واقعا با وجود این چالشهای زیست محیطی و اجتماعی و عدم رعایت شاخص سلامت و هزینه مالی بالا جهت تولید شکر، وجود نیشکر توجیه منطقی دارد؟
شکست محیط زیست در مقابل صنعت نیشکر
دکتر سیدحسین فاضلی، مدیر کمیته برگزاری کنفرانس ملی رودخانه کارون در این باره به خبرنگار ایسنا گفت: به طور یقین هر طرحی که توجیه محیط زیستی نداشته باشد و زندگی مردم را به خطر میاندازد نباید عملی شود. سالها است که از بحث جرایم شرکت توسعه نیشکر و آلودگیهای شرکت توسعه نیشکر میگذرد - که البته این شرکت هیچوقت آنها را تقبل نکرده است - ولی به دلایل نامشخص هنوز برخورد لازم از طرف مراجع ذیصلاح انجام نمیشود.
وی عنوان کرد: اگرچه شکست سازمان حفاظت محیط زیست در برابر شرکت توسعه نیشکر مقوله جدیدی نیست و سالهاست که چالشهای این شرکت گریبان استان خوزستان را گرفته است. حتی فراتر از آن اینکه ارزیابی زیستمحیطی طرحهای نیشکر از دهه 70 نشاندهنده شورکردن قابل توجه رودخانه کارون و ایجاد تالاب پسابی نیشکری و دیگر اتفاقاتی است که همگی ارمغانهای نیشکر برای مردم استان خوزستان بوده است. علیرغم همه اینها، عدم استاندارد بودن آلودگیهای محیط زیست شرکت توسعه نیشکر مقولهای مبهم است زیرا طبق قوانین مجلس، شورایعالی محیط زیست و دولت هر پسابی که به محیط وارد میشود باید مطابق استانداردهای زیستمحیطی باشد. این در حالی است که پساب نیشکر که وارد محیط میشود، استاندارد نیست.
فاضلی گفت: نمونه بارز که باید مورد توجه قرار گیرد، مقدار مصرف آب شرکت نیشکر است که به طور مستقیم بر کیفیت آب و نوع زندگی آنها و حتی محصولات کشاورزی از جمله نخیلات تاثیر منفی داشته است. پسابهای شور نیشکر روی منابع آب زیرزمینی و سطحی تاثیر داشته و تشدید شوری آب از مهمترین مخاطرات زندگی مردم خوزستان بوده که مورد بیتوجهی قرار گرفته است.
با نگاهی گذرا به مواردی که مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در نشستهای خبری خود عنوان میکند میتوان نکاتی را درباره معضلات زیست محیطی این شرکت مورد توجه قرار دارد؛ از جمله اینکه صادقی در نشست خبری هفتم خرداد سال گذشته عنوان کرده بود که کل مزارع نیشکر جهان حدود 25 میلیون هکتار است و برداشت سبز در جهان 20 درصد و برداشت به صورت سوخته از مزارع 80 درصد است. در هیچ جای دنیا حتی در پیشرفتهترین کشورهای دنیا نمیتوانید جایی را مشاهده کنید که کل برداشت آن سبز باشد. برداشت کامل اراضی به صورت سبز امکانپذیر نیست و هرکس ادعا میکند که برداشت اراضی با تناژ بالا باید سبز باشد نیشکر را نشناخته است. در هیچ جای دنیا، نه در امریکا و استرالیا و نه در برزیل که مرکز تولید نیشکر دنیا است و سایر کشورها، در هیچکدام برداشت سبز به تنهایی امکان ندارد.
این در حالی است که احمد باورساد، عضو شورای شهر اهواز گفته بود: بررسیهای اعضای کمیسیون خدمات شهری شورای شهر در خصوص موضوع انتشار خاکستر در محلهای مسکونی نشان داده که این خاکسترها به دلیل سوزاندن نیشکر در منطقه منتشر شده و مشکلاتی را برای ساکنان اهواز ایجاد کرده است.
وی همچنین در خصوص کارخانه الکلسازی واقع در مسیر آبادان اهواز عنوانکرده بود: هنگام تردد در این مسیر متوجه بوی بسیار نامطبوعی از سمت کارخانه الکلسازی شدیم که پیگیریهایی در این زمینه انجام شد. بیشک در این مسیر روستاهایی نزدیک محل کارخانه وجود دارد، همچنین این کارخانه در مسیر شهر کوت عبدالله قرار دارد و انتشار این بوی نامطبوع مردم را بسیار میآزارد و جهت باد که تغییر کند این بو در جهات مختلف و نقاط مختلف شهر منتشر خواهد شد.
باورساد گفته بود: قطعا انتشار این بو به دنبال فعل و انفعالات شیمیایی در این کارخانه اتفاق میافتد و مشکلات زیادی را برای شهروندان ایجاد میکند و ما به عنوان نمایندگان مردم به شدت پیگیر این موضوع هستیم و انتظار داریم محیط زیست برای این دو مورد، نظر خود را مطرح کند.
و یا این مطلب که از مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی در نشست خبری 27 فروردین سال گذشته گفته "در شعبیه، محصول گندم با استفاده از زهآب نیشکر کشت شده که انتظار داریم برخی از واحدها که توانایی کشت گندم ندارند به سمت ایجاد حوضچههای پرورش ماهی بروند. معتقدیم در سال گذشته در زمینه مسایل زیست محیطی به شرکت توسعه نیشکر اجحاف شده است. باید فضا را برای اشتغال باز کنیم زیرا مشکل استان اشتغال است."
ادعای شرکت نیشکر برای ایجاد اشتغال و موارد دیگر دلیلی بر توجیه چالشهای زیست محیطی و اجتماعی ایجاد شده توسط آن شرکت نیست و به نوعی راهکاری برای صیانت شرکت نیشکر بوده است. همچنین توجه به تولید اکسیژن در قبال اعلام عدم اجتنابناپذیر بودن تولید باران خاکستر نیشکر بر روی مردم استان خوزستان، نیاز به تامل عمیق دارد یا مصرف بیش حد آب تعیین شده توسط نیشکر در قبال ریختن زهآب نیشکر در تالابها نیاز به تامل دارد. در حقیقت شرکت نیشکر، چالشهای زیست محیطی خود را غیر قابل اجتناب دانسته و به ظاهر فواید نیشکر را وسیلهای برای صیانت میداند.
شرکتهای نیشکر باید الزامات زیست محیطی را رعایت کنند
احمد سیاحی، معاون عمرانی استاندار خوزستان در اینباره به خبرنگار ایسنا گفت: دفع زهآبهای نیشکر در رودخانههای استان یک مساله قابل ارزیابی و بازنگری است. این واحدها باید الزامات زیست محیطی را رعایت کنند.
وی عنوان کرد: ضرری و زیانهایی که زهآبهای نیشکر به محیط زیست و رودخانههای استان داشته قابل انکار نیست و جهت رعایت الزامات زیست محیطی در حال بررسی است.برای چارهاندیشی جهت دفع زهآبهای این صنایع طرحها و ایدههای جدیدی داریم که به زودی اجرا خواهد شد.
معاون عمرانی استاندار خوزستان بیان کرد: انتقال زهآب واحدهای این شرکت در مناطق مختلف به تالاب شادگان و هورالعظیم از جمله این طرحهاست که فرصت خوبی را در اختیار شرکت توسعه نیشکر قرار میدهد تا الزامات زیست محیطی را رعایت کند. به زودی انتقال زهآب واحدهای نیشکری امیرکبیر و میرزاکوچک خان به تالاب شادگان انجام خواهد شد تا ضمن جلوگیری از ورود زهآبها به رودخانهها، تالابها را احیا کنیم.
وی تصریح کرد: پیرو بازدید استاندار خوزستان از واحدهای نیشکر، این شرکت قول داد تا با ایجاد تصفیهخانههای فاضلاب و سایر اقدامات دیگر الزامات زیست محیطی را رعایت کند.
حدود دو دهه است که مردم خوزستان با تبعات و پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی ناشی از طرح توسعه نیشکر دست به گریبان هستند. در مقابل، بررسی عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست در جلوگیری و حل چالشهای زیستمحیطی استان خوزستان نشاندهنده عملکردی غیرقابل قبول از نظر قانونگذاران بوده است. حتی فراتر از آن، تجارب گذشته نشان داده که سازمان حفاظت محیطزیست زمینه نابودی محیط زیست را فراهم کرده و این نابودی به شیوههای مختلف در حال عملی شدن است. البته هیچوقت نباید فراموش کرد که سازمان حفاظت محیط زیست به تنهایی نمیتواند اقدامات لازم را در برابر شرکت نیشکر انجام دهد و نیاز به ارادهای فراتر دارد.
گزارش از نجمه ابراهیمپور، خبرنگار ایسنای خوزستان
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا