ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

ایران زمین

دیدنیها وزیباییهای ایران . همه جای ایران زیباست ، دوام زیبایی درحفظ ونگهداریست. نه درتخریب دستکاری

فسیل‌های کرمان ساماندهی می‌شود

شگفتی‌های یک موزه فراموش‌شده؛

تخم جانوران ماقبل تاریخ در جعبه میوه/ اینجا فسیل‌ها هم می‌میرند

کراپ‌شده - فسیل
شناسهٔ خبر: 2954672 -
استانها > کرمان   
کرمان – مجموعه فسیل‌های بی‌نظیر کشف شده، در شرایط بسیار نامطلوبی نگهداری می‌شوند و باوجود پیگیری‌های مداوم، مسئولان سکوت کرده و بسیاری از این فسیل‌ها در معرض نابودی قرار دارند.

خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها: موزه دیرینه شناسی کرمان از جمله مکان هایی است که هر بیننده‌ای را با فسیل‌های خود به عمق تاریخ می‌برد و عمق تونل زمان آن به ماقبل تاریخ باز می‌گردد. اما این گنجینه تاریخی امروز در زیر غبار فراموشی قرار گرفته و در حال فسیل شدن در نگاه مسئولان است.

موزه دیرینه‌شناسی که خود خاطراتی فراتاریخی دارد حالا در سایه سرد و سنگین بی‌توجهی در حال پیوستن به خاطره‌ها و تاریخ است و در حالی که این مکان در دو اتاق محقر شکل گرفته قفسه‌های شیشه‌ای جای خود را به جعبه‌های میوه داده است.

فسیل‌های این موزه با قدمت ۲۰ میلیون سال هر چند زبانی برای گلایه ندارند اما غبار فراموشی بر جای مانده بر روی آنها و شرایط نامساعد نگهداری در این موزه و اصرار یکی از مسئولان ما را بر آن داشت تا مرهم رازهای فرو خفته این موزه شویم. 

تماس مسئولان یکی از موزه‌های کرمان و درخواست‌های مکررش برای مطرح کردن مشکلات موجب شد عصر یکی از روزهای پاییزی راهی موزه هرندی شوم.

اولین چیزی که در مسیر این موزه نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند خیابان سنگ‌فرش شده‌ای است که به موزه ختم می‌شود، خیابانی که سنگفرش‌هایش هر فردی را به یاد روزگاران قدیم می‌اندازد و بیننده را از خیابان‌های پر هرج‌ومرج و شلوغ شهر دور می‌کند، اما در کنار زیبایی این خیابان چاله‌های بزرگ و کنده شدن سنگ‌ها از جایشان نیز دردی به جان می زند و این سوال را ایجاد می‌کند که چرا بی‌توجهی در حفظ این مکان صورت می‌گیرد.

در انتهای کوچه به در چوبی بزرگی می‌رسم که بر روی تابلوی مسی بالای سردر آن نوشته‌شده موزه هرندی، اولین چیزی که نظرم را به خود معطوف می‌کند ماشین رضاشاه پهلوی است که در سر راهش به بندرعباس در کرمان سوار این ماشین می‌شده است.

خودرو در اتاقکی نامناسب پارک شده و شیشه‌های شکسته این اتاق و زنجیری که بر درهای بسته آن انداخته‌شده، منظره‌ای بد را مقابل چشم بیننده نمایان می‌کند.

موزه‌ای در انتهای یک باغ تاریخی

به یاد صحبت‌های محسن تجربه کار مدیر موزه می‌افتم که پیگیری مداومش من را راهی این موزه کرده قرار است به موزه دیرینه‌شناسی کرمان بروم و وضیعت نامناسب و موانع بر سر راه این موزه را ببینم، از نگهبان موزه که در اتاقکی نشسته آدرس بخش دیرینه‌شناسی موزه هرندی را می‌پرسم و با دست انتهای سمت چپ باغ را نشانم می‌دهد.

باغی بزرگ به سبک ایرانی، که دورتادور عمارت مرکزی را در برگرفته و آب‌نماهای متعددی دارد هرچند اطراف عمارت اصلی موزه کمی تمیزتر از سایر بخش‌های باغ است اما هر چه به موزه دیرینه شناسی نزدیک می‌شود اوضاع بدتر می‌شود باغچه‌های نامرتب و گاه زباله‌های رهاشده و سیاهی بخشی از راه که نتیجه سوزاندن بوته‌های خشک‌شده است.

از دور بسته‌های کاشی‌ می‌بینم که تا ارتفاع دو متر روی‌ هم انباشته‌ شده‌اند و جلوی دید را گرفته‌اند، پشت این دیواره کاشی‌ها که قرار است زمانی سنگ‌فرش موزه شود، دری چوبی به‌زحمت دیده می‌شود که بالای آن نوشته‌شده موزه دیرینه‌شناسی کرمان.

وارد این موزه که می‌شوم در سردرش استخوان بزرگ از جمجمه جانوری قرارگرفته که توجهم را جلب می‌کند و جلوتر از آن ویترینی بزرگ از انواع فسیل‌ها که پشتش مردی میان‌سال نشسته است.

محسن تجربه کار مدیر موزه از ورودم به موزه خوشحال می‌شود. با عکس‌های پرتونگاری و سی‌تی‌اسکن‌های گرفته‌شده از فسیل‌هایش سرگرم است، آن‌ها را رها می‌کند و به سمتم می‌آید که موزه را نشانم دهد.

موزه دیرینه‌شناسی از دو اتاق قدیمی تشکیل‌شده که زلزله چند ماه قبل کرمان بر دیواره‌هایش ترک انداخته و از دور مشخص است که انباری نیز در انتهای موزه قرار دارد.

این موزه حاصل کارهای تجربی و علاقه تجربه کار است. بر درودیوار موزه فسیل‌های مختلفی آویزان کرده و بالای هرکدام قدمتشان و اسم فسیل نوشته‌شده است، اعداد مختلفی تا ۲۰ میلیون سال.

اول سراغ سی‌تی‌اسکن‌ها و بررسی درون فسیل‌ها می‌روم، برخی شبیه سنگ هستند و برخی نیز دقیقاً مشابه اطلس‌های علمی که اطراف میز تجربه کار به‌صورت نامنظم گذاشته‌ شده‌اند.

بنا به اعلام مراجع علمی که سی‌تی‌اسکن‌ها را گرفته‌اند در درون این سنگ‌ها بافت‌های گوشتی که تبدیل به سنگ شده‌ کاملاً مشخص است.

در میانه اتاق اول میزی طولانی قرارگرفته و روی میز ده‌ها اطلس بازشده و چندین میکروسکوپ قرار دارد و نمونه‌های یافت شده در کنار عکس صفحات اطلس‌ها قرارگرفته است، فسیل‌های موجود را با اطلس‌ها مطابقت می‌دهم و نتیجه بسیار جالب است تمام مشخصات این فسیل‌های عجیب‌وغریبی که روبرویم است با اطلس‌های دانشگاه‌های معتبر اروپا دقیقاً یکی است.

تخته‌سنگ‌های کوچکی نظرم را جلب می‌کند و به سمتشان می‌رود تجربه کار می‌گوید: کرمان مدت‌ها قبل اقیانوسی بزرگ بوده و در کاوش‌هایم بخش‌هایی از کف این اقیانوس را پیداکرده‌ام بسیاری از فسیل‌هایی هم که اینجا می‌بینید از موجودات دریایی است که قبلاً در این سرزمین زندگی می‌کردند.

دنیایی رویایی در یک تخته سنگ کوچک

تخته‌سنگ‌ها را زیر میکروسکوپ می‌بینم، دنیایی بسیار زیبا و رؤیایی، در یک‌تخته سنگ کوچک هزاران موجود بسیار زیبا در کنار یکدیگر به سنگ تبدیل‌شده‌اند.

به هرکدام از سنگواره‌های اطراف که دست می‌زنم مدیر موزه داستان پیدا کردنش را برایم می‌گوید .

بدنه درخت بزرگی در میانه اتاق قرارگرفته، تجربه کار مدیر موزه می‌گوید این از نخستین یافته‌هایم است و تنه درختی از دوران کامبرین است.

ماهی‌های سنگی، صدف‌های دوکفه‌ای، تنه‌های درخت، موجودات ناشناخته‌ای که تجربه کار هنوز نمونه آن‌ها را در اطلس‌های مختلفی که دور و برش وجود دارد پیدا نکرده است و البته از همه جالب‌تر صدها تخم بسیار زیبا که متأسفانه جایی بهتر از یک سبد میوه در کمد یکی از ویترین‌های شکسته ندارند.

هر چیز را در این موزه بتوان نادیده گرفت این تخم‌ها را نمی‌شود. تعدادی تخم‌سنگی روبرویم می‌گذارد و می‌گوید این‌ها را برش داده‌ام، تشویقم می‌کند بازشان کنم. هم‌زمان تصاویر سی‌تی‌اسکن شده را هم می‌آورد هر تخم را که باز می‌کنم شگفتی مقابل چشمانم رژه می‌رود.

درون تخم‌های سنگی جنین سنگ شده موجودات ناشناخته وجود دارد، لایه به لایه ادامه دارد تا مرکز تخم که در این قسمت جنینی که در حال شکل گرفتن است. تصاویر رنگی گرفته‌شده از اعماق تخم‌های دیگر هم همین‌ها را می‌گوید. همه حقایق جلوی چشمانم قرار گرفته است.

یکی از تخم‌ها اندازه سر یک انسان است اگر بر روی سنگ‌های آب بریزی رنگ‌ها خودنمایی می‌کن، بخشی سبز، بخشی زرد و بخشی شیری‌رنگ، وقتی تجربه کار می‌گوید هیچ نهاد علمی تابه‌حال تمایلی برای مطالعه بر روی این سنگ‌ها نشان نداده تعجبم از زمان دیدن این سنگواره‌ها هم بیشتر می‌شود.

باید با فسیل هایم از کرمان بروم، اینجا ما را باور ندارد

شاید معنی‌اش این است که آنچه داریم را باور نداریم. تجربه کار در اعماق تاریخ دور و برش از همین بی‌توجهی‌ها می‌نالد و می‌گوید باید این فسیل‌ها را از کرمان ببرم زیرا هیچ‌کس ما را باور نمی‌کند.

از کنار ویترین عقیق‌ها می‌گذرم، این مرد باتجربه می‌گوید: این عقیق‌ها را از گندم بریان که گرم‌ترین نقطه زمین لقب گرفته پیدا کرده‌ام و نتیجه روزها گشت‌وگذارم در کویر شهداد است.

به اتاق دوم می‌رویم همین‌که وارد می‌شوم لحظاتی به چیزی که مقابلم است خیره می‌شوم. بر روی یک مکعب شیشه‌ای استخوانی بزرگ به ابعاد نیم متر در یک متر قرارگرفته است استخوانی حجیم و سنگ شده از حیوانی ناشناخته که از اعماق معادن زغال‌سنگ شمال کرمان یافت شده است.

تصور اینکه این استخوان بخشی از بدن یک حیوان عظیم‌الجثه بوده مو به تن انسان سیخ می‌کند.

بر روی یک میز مجموعه‌ای از سنگواره‌ها قرار دارد، تجربه کار همه آن‌ها را شماره‌گذاری کرده و مطابق کدها کنار هم می‌چیند و رفته‌رفته حیوان شکل می‌گیرد شگفتی‌های این موزه تمامی ندارد اما یک شگفتی در اتاق بسیار کوچکی که انباری این موزه است از همه‌چیز من را متعجب‌تر کرد.

داخل این انبار که شدم از کف تا سقف انبار مملو بود از انواع سنگواره‌ها و فسیل‌های روی‌هم تلنبار شده در داخل کارتون، جعبه میوه و جعبه‌های چوبی که روی‌هم ریخته شده بود. این‌همه موجودات از اعماق تاریخ جمع شده‌اند که این‌گونه در معرض تخریب قرار گیرند.

تجربه کار بعنوان مدیر این موزه می‌گوید کار زلزله است روز بعد از زمین‌لرزه تمام این‌ها روی‌هم ریختند چون چینش اینجا مطلوب نیست و فضا محدود است.

نمی‌دانم از وضعیت اینجا باید شگفت‌زده شوم یا از چیزهایی که در دقایق سپری‌شده‌ام دیده‌ام. بارها در خصوص این مجموعه نوشته‌ام و حالا از نزدیک تک‌تک فسیل‌ها را دیده‌ام، بی‌توجهی به پنجه فسیل‌شده بزرگی که در میانه موزه گذاشته شده بسیار عجیب‌تر از وجود خود این پنجه سنگی است.

وقتی از تجربه کار خداحافظی می‌کنم و از در خارج می‌شوم نخستین چیزی که می‌بینم دیوار ساخته‌شده از کاشی‌هایی است که قرار است زمانی سنگ‌فرش این موزه شود و حالا مانع دیدم شده اند.

خبرنگار: اسماء محمودی


بازتاب گزارش مهر؛

فسیل‌های کرمان ساماندهی می‌شود

کراپ‌شده - فسیل
شناسهٔ خبر: 2960766 -
استانها > کرمان
کرمان – مدیرکل میراث فرهنگی کرمان، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: به دنبال فراهم آوردن محل مناسبی برای چیدمان و نگهداری فسیل‌های موزه دیرینه شناسی هستیم.

به گزارش خبرنگار مهر، داستان مجموعه فسیل‌های جمع آوری شده توسط تجربه کار در کرمان سری دراز داشته و خبرگزاری مهر از زمان نگه داری این فسیل‌ها در انباری در گوشه خانه اجاره ای تجربه کار تا راه اندازی موزه دیرینه شناسی و نگهداری این اشیاء گرانبها در جعبه‌های میوه به این موضوع پرداخته است.

آخرین بار در گزارش «تخم جانوران ماقبل تاریخ در جعبه میوه/ اینجا فسیل‌ها هم می‌میرند» به این موضوع پرداخته شد که تنها چند روز بعد از انتشار آن مدیرکل میراث فرهنگی کرمان در جلسه ای قول مساعد در خصوص ساماندهی این اشیاء را داده است.

حفاظت از آثار موزه دیرینه شناسی کرمان در دستور کار قرار گرفت

محمود وفایی پیش از ظهر یکشنبه در نشستی با محمود تجربه کار دیرینه شناس کرمانی اظهار داشت: هنگامیه صحبت از جاذبه‌ها و قابلیت‌های گردشگری پیش می‌آید، برخی افراد فقط مناطق طبیعی، موزه‌ها، جاذبه‌های تاریخی و اشیا، قدیمی را به عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب می‌کنند.

وی در ادامه مطلب فوق اظهار داشت: در کنار این جاذبه‌ها، گزینه‌های خاص تری را می‌توان انتخاب و از دیدن آن‌ها لذت برد که این جاذبه طبیعی می‌تواند مجموعه فسیل‌هایی باشد که در مناطق فسیلی کرمان جمع آوری شده‌اند.

وفایی با بیان اینکه محمود تجربه کار بیش از ۳۰ سال به جمع آوری مجموعه گوناگونی از فسیل‌های استان کرمان پرداخته است که جای تقدیر و تشکر دارد، تصریح کرد: با همکاری کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی برنامه‌های مهمی در راستای حفاظت از آثار فسیلی این دیرینه شناس کرمانی انجام می‌شود.

وی با اشاره به اینکه به دنبال فراهم آوردن محل مناسبی برای چیدمان و نگهداری این اشیاء هستیم، تصریح کرد: امیدواریم با راه‌اندازی این موزه گام موثری در جذب گردشگر و توسعه تحقیقات فسیلی در استان و حتی کشور برداشته شود.

وفایی با بیان اینکه فسیل‌های ارزشمند و منحصربه‌فردی توسط محمود تجربه کار یافت شده است، افزود: خوشبختانه این فسیل‌ها مورد توجه فسیل‌شناسان، دیرین‌شناسان و زمین‌شناسان داخلی و حتی خارجی قرار گرفته است.

تایید بیش از ۹۰ درصد فسیل‌ها از سوی هیئت علمی دانشگاه باهنر کرمان

در ادامه محسن تجربه کار دیرینه شناس کرمانی از برگزاری کنفرانسی با سخنرانی رئیس آکادمی علوم فرانسه در خصوص فسیل‌های یافت شده در مناطق مختلف استان خبر داد و افزود: این دعوت با همکاری اتاق بازرگانی انجام گرفته است.

وی با بیان اینکه بیش از ۹۰ درصد این فسیل‌ها از سوی هیئت علمی دانشگاه باهنر کرمان تأیید شده‌اند، اظهار داشت: ۱۰ درصد دیگر نیز بزودی از سوی کارشناسان خارجی مورد تأیید قرار خواهند گرفت.

تجربه کار بیان داشت: موزه دیرینه شناسی مربوط به موجوداتی است که میلیون سال پیش زندگی می‌کرده‌اند و در شرایط خاص به سنگواره تبدیل شده‌اند و بیش از ۲۲۸ هزار فسیل در این موزه نگهداری می‌شود.

وی بیان داشت: فسیل‌های گیاهی این موزه مربوط به زمانی هستند که بخش اعظمی از استان جنگل بوده و به دوره ژوراسیک یعنی ۲۰۰ میلیون سال پیش بر می‌گردد.

تجربه تصریح کرد: در این موزه انواع موجودات دریایی از جمله صدف‌ها، مرجان‌ها، اسفنج‌ها، آمونیتها نگهداری می‌شود.


منبع : خبرگزاری مهر


کلون درهای بافت تاریخی یزد را هم به تاراج می‌برند!


گزارش مهر از سرقت یک میراث؛

کلون درهای بافت تاریخی یزد را هم به تاراج می‌برند!


222222222222.jpg
شناسهٔ خبر: 2957678 -
فرهنگ > میراث فرهنگی و گردشگری 
تخریب خانه‌های تاریخی که هیچ، آنها که بافت تاریخی یزد را فرسوده می‌دانند، به کلون درهای قدیمی هم رحم نکرده و آنها را از درها جدا می‌کنند و دوباره به مردم با قیمت گزاف می‌فروشند.

به گزارش خبرنگار مهر، کوبه یا درکوب، وسیله‌ای از جنس فلز یا چوب است که روی بدنه در نصب می‌شد و از آن بوسیله کوبیدن بر روی در، صاحب خانه را از حضور خود مطلع می‌کردند.

جنس بعضی از آنها از برنج و بعضی از آهن و یا از فلزات دیگر است بعضی از درها در دو مدل مختلف  استفاده می‌شد که یکی به شکل چکش و دیگری به صورت حلقه بود. صدای ایجاد شده از برخورد کوبه چکش مانند بم است که توسط مردها استفاده می‌‌شد همچنین صدای ایجاد شده از کوبه حلقه مانند زیر بوده و توسط زنان استفاده می‌شد. با این کار صاحب‌خانه متوجه جنسیت مراجعه‌کننده شده و به اقتضای آن یکی از ساکنان پاسخ می داد.

بافت تاریخی یزد و خانه های سنتی و قدیمی اش چه در بافت اصلی و یا حتی خانه های قدیمی در شهرستانها حتما درهای چوبی داشته و به جای زنگ و آیفون، دو  کلون چوبی یا فلزی مردانه و زنانه به درها نصب می کردند.

تا همین چند سال پیش می‌شد در بافت تاریخی یزد قدم برداشت و از درهای چوبی کلون دار عکس گرفت و گاهی آنها را امتحان کرد و یا برای گردشگران توضیح داد که کلون مردانه کدام است و تفاوت صدایش با کلون زنانه چیست.

می شد در بافت تاریخی یزد، کلون های باقی مانده زیادی را روی درها مشاهده کرد که بنا به ذوق صاحب خانه، طراحی شده بود و برخی از صاحب خانه ها را پیدا کرد که هنوز به جای زنگ از همین کلون ها استفاده می کردند و گوششان به صدای کلون در حساس بود. برخی دیگر در کنار آن زنگ سفید رنگی کار گذاشته بودند و در مواردی نادرتر، آیفون تصویری!

اما اکنون گردشگران کمتر کلونی روی در خانه‌های تاریخی یزد می‌بینند. صاحبان خانه صبح که از در بیرون می آیند، می‌بینند کلون درها سر جایشان نیست. کوبه‌ها را شبانه از درها جدا می‌کنند و در بازارهای خیابانی می فروشند.

دست فروشان زیادی هستند که انواع  اقسام کلون و کوبه و گل میخ و تزئینات درهای قدیمی را می‌فروشند.

بیشتر این افراد کلون‌ها را رایگان از درها جدا کرده و آنها را به قیمت‌های گزاف به صاحبان خانه‌های قدیمی و یا دوستداران این نوع از تزئینات خانه های تاریخی می فروشند.

برخی دیگر آنها را جمع آوری کرده و از افرادی که این کوبه ها را در اختیار دارند می خرند آن هم به قیمتی که نسبت به جنس کوبه، تزئینات کار شده روی آن و اندازه اش تغییر می‌کند.

تنها دزدان آثار تاریخی نیستند که این پایه های فرهنگی و تزئینی را از درها جدا می کنند، برخی دیگر از وارثان که مایل نیستند در بافت تاریخی بمانند، این کلون ها و حتی در و پنجره های قدیمی را از بافت تاریخی جدا می کنند و آن را به شهرهای مدرن انتقال می دهند چرا که در بافت مدرن شهرها کمتر می توان خبری از هویت و تاریخ پیدا کرد. بنابراین این تزئینات مشتری گران قیمتی دارند.

با گشت و گذاری در پاساژ پروانه تهران هم می توان انواع کلون‌ها و میخ‌های جدا شده از بافت تاریخی این شهر را مشاهده کرد.

کلون های ساده بین ۱۵ تا ۳۰ هزار تومان قیمت دارد اما برای یک جفت کلون حکاکی شده که به خانه ثروتمندان و افراد خاصی تعلق داشته و تعداد آنها نیز محدود است، باید بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان پول پرداخت شود. کلون های حکاکی شده، به راحتی با پرداخت حقوق گمرکی راهی کشورهای همسایه می شوند تا در آینده ای نه چندان دور در حراجی های اشیاء تاریخی به فروش برسند.

منبع : خبرگزاری مهر


خیز جدید آذربایجان برای تصاحب شاهنامه!


خیز جدید آذربایجان برای تصاحب شاهنامه!

» سرویس: فرهنگی و هنری - تجسمی و موسیقی

جمهوری آذربایجان پس از اقدام به ثبت «تار» و «چوگان» به‌نام این کشور در فهرست جهانی یونسکو، این‌بار برای ثبت هویت «نگارگری ایرانی» و چه‌بسا شاهنامه و دیوان حافظ زمینه‌سازی می‌کند!

در تلاش اخیر دولت جمهوری آذربایجان، پس از آن‌که با کندن کاشی‌های مزین به شعرهای نظامی، سعی شد هویت فارسی‌زبان بودن او کتمان شود، تعلق خمسه‌ی نظامی، دیوان حافظ و شاهنامه‌ی فردوسی به میراث فرهنگی و هنری این کشور، امری بدیهی القا شده است.

به گزارش خبرنگار ایسنا، پاویون جمهوری آذربایجان در اکسپو 2015 میلان، جزو پاویون‌های به‌نسبت شکیل و پرمخاطب بود. در این پاویون، برخلاف روال معمول اکسپوها، بروشورها و هدایای تبلیغاتی هم برای مخاطبان در نظر گرفته شده بود که مواردی ازجمله عرضه‌ی فرش تبریز به‌عنوان یکی از صنایع دستی این کشور، در آن‌ها قابل تامل بود.

در این میان، کتاب نفیسی هم منتشر شده بود با نام «مینیاتور» که با همان عنوان جلد و متن ابتدایی آن، مشخص می‌کرد به معرفی هنر مینیاتور آذربایجانی می‌پردازد.

پاویون آذربایجان

این کتاب با کاغذ گلاسه و چاپ رنگی، در 250 صفحه با جلد سخت و در قطع خشتی بزرگ منتشر شده است. هر روز، نسخه‌هایی از این کتاب، به مخاطبان و میهمانان پاویون آذربایجان اهدا می‌شد. همچنین نسخه‌هایی از آن برای تورق و ملاحظه‌ی بازدیدکنندگان در نظر گرفته شده بود.

در این کتاب که خبرنگار ایسنا به نسخه‌ای از آن دست یافته است، با امتناع از ذکر نام «ایران»، شهرهای اردبیل، تبریز، ارومیه و مراغه (در استان‌های اردبیل و آذربایجان شرقی و غربی ایران) تا ایروان (پایتخت جمهوری ارمنستان) و باکو (پایتخت جمهوری آذربایجان)، قلمرو هنر این کشور توصیف شده است.

نکته‌ی عجیب‌تر این‌که در صفحه‌های متعدد این کتاب، تصویرهایی از کتاب‌های قدیمی خطی و نگارگری ایرانی به‌عنوان نمونه‌هایی از مینیاتور آذربایجان ارایه شده است. در بالای تصویرها نیز نام آثار، ادیبان و داستان‌های مختلفی چون شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ، خمسه‌ی نظامی، گرشاسب‌نامه، کلیله و دمنه، همای همایون، خاورنامه، جامع‌التواریخ، هفت اورنگ، فال‌نامه و... با تلفظ فارسی اما به خط لاتین آمده است. محل خلق یا نگهداری بسیاری از آثار نیز شهرهایی چون تبریز ذکر شده است.

همچنین شعرهای متصل به تصویرهای نگارگری‌شده همگی به زبان فارسی بوده، اما قطعا این نکته برای مخاطب غربی قابل درک و تمییز نیست. با این حال، استفاده از عکس‌های سایز کوچک که در مراحل چاپ، به‌شکل کم‌کیفیتی نمود یافته‌اند، خود اصلی‌ترین گواه بر دسترسی نداشتن دولت آذریابجان به مخازن و منابع اصلی این هنر قدیمی و صرفا اتکا به تصویرهای اینترنتی است.

با فرض پذیرش فرامرزی بودن هنرهای تمدن منطقه‌ای، این نوع ارایه‌ی هنر نگارگری با حذف دایره‌ی تعلقی و نیز تحریف پیشینه‌ی آن، اقدامی فاقد سوء نیت نمی‌تواند تلقی شود؛ خصوصا که بر پیشانی کتاب نیز آمده است، این کتاب، توسط بنیاد "حیدر علی‌اف" انتشار یافته است.

این اتفاق در کنار معرفی «خط نستعلیق» در پاویون امارات متحده‌ی عربی و «فرش تبریز» در پاویون‌های کشورهای آذربایجان و ترکمنستان،

سکوت مسوولان ایرانی را - با توجه به حضور جدی جمهوری اسلامی ایران در اکسپو 2015 میلان - قابل تامل می‌سازد.

پاویون ترکمنستان

پاویون امارات

این وضعیت، از دو حال خارج نیست: یا این حرکت‌ها توسط مسؤولان ایرانی دیده شده و به سکوت برگزار شده‌اند که جای مطالبه دارد، یا اساسا دیده نشده‌اند که باز با توجه به حضور پرشمار ایرانی‌هایی که به‌عنوان ماموریت اداری در این رویداد بزرگ جهانی حضور داشته‌اند، باز جای پاسخ‌خواهی دارد.

این درحالی است که علاوه بر پرسنل رسمی، گروه‌های متعدد و پرشماری نیز ازسوی وزارت صنعت، معدن و تجارت به‌عنوان گروه‌های خبری در اکسپو میلان حضور داشتند که حضور نام‌های رسانه‌های ناشناخته و نیز غیبت رسانه‌های اصلی و پرمخاطب کشور، از نکته‌های قابل توجه آن بود. با این وجود، چنین اتفاق قابل تاملی دیده نشد!

علیرضا بهرامی - ایسنا

پاویون آذربایجان

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا


خیز جدید آذربایجان برای تصاحب شاهنامه!


خیز جدید آذربایجان برای تصاحب شاهنامه!

» سرویس: فرهنگی و هنری - تجسمی و موسیقی

جمهوری آذربایجان پس از اقدام به ثبت «تار» و «چوگان» به‌نام این کشور در فهرست جهانی یونسکو، این‌بار برای ثبت هویت «نگارگری ایرانی» و چه‌بسا شاهنامه و دیوان حافظ زمینه‌سازی می‌کند!

در تلاش اخیر دولت جمهوری آذربایجان، پس از آن‌که با کندن کاشی‌های مزین به شعرهای نظامی، سعی شد هویت فارسی‌زبان بودن او کتمان شود، تعلق خمسه‌ی نظامی، دیوان حافظ و شاهنامه‌ی فردوسی به میراث فرهنگی و هنری این کشور، امری بدیهی القا شده است.

به گزارش خبرنگار ایسنا، پاویون جمهوری آذربایجان در اکسپو 2015 میلان، جزو پاویون‌های به‌نسبت شکیل و پرمخاطب بود. در این پاویون، برخلاف روال معمول اکسپوها، بروشورها و هدایای تبلیغاتی هم برای مخاطبان در نظر گرفته شده بود که مواردی ازجمله عرضه‌ی فرش تبریز به‌عنوان یکی از صنایع دستی این کشور، در آن‌ها قابل تامل بود.

در این میان، کتاب نفیسی هم منتشر شده بود با نام «مینیاتور» که با همان عنوان جلد و متن ابتدایی آن، مشخص می‌کرد به معرفی هنر مینیاتور آذربایجانی می‌پردازد.

پاویون آذربایجان

این کتاب با کاغذ گلاسه و چاپ رنگی، در 250 صفحه با جلد سخت و در قطع خشتی بزرگ منتشر شده است. هر روز، نسخه‌هایی از این کتاب، به مخاطبان و میهمانان پاویون آذربایجان اهدا می‌شد. همچنین نسخه‌هایی از آن برای تورق و ملاحظه‌ی بازدیدکنندگان در نظر گرفته شده بود.

در این کتاب که خبرنگار ایسنا به نسخه‌ای از آن دست یافته است، با امتناع از ذکر نام «ایران»، شهرهای اردبیل، تبریز، ارومیه و مراغه (در استان‌های اردبیل و آذربایجان شرقی و غربی ایران) تا ایروان (پایتخت جمهوری ارمنستان) و باکو (پایتخت جمهوری آذربایجان)، قلمرو هنر این کشور توصیف شده است.

نکته‌ی عجیب‌تر این‌که در صفحه‌های متعدد این کتاب، تصویرهایی از کتاب‌های قدیمی خطی و نگارگری ایرانی به‌عنوان نمونه‌هایی از مینیاتور آذربایجان ارایه شده است. در بالای تصویرها نیز نام آثار، ادیبان و داستان‌های مختلفی چون شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ، خمسه‌ی نظامی، گرشاسب‌نامه، کلیله و دمنه، همای همایون، خاورنامه، جامع‌التواریخ، هفت اورنگ، فال‌نامه و... با تلفظ فارسی اما به خط لاتین آمده است. محل خلق یا نگهداری بسیاری از آثار نیز شهرهایی چون تبریز ذکر شده است.

همچنین شعرهای متصل به تصویرهای نگارگری‌شده همگی به زبان فارسی بوده، اما قطعا این نکته برای مخاطب غربی قابل درک و تمییز نیست. با این حال، استفاده از عکس‌های سایز کوچک که در مراحل چاپ، به‌شکل کم‌کیفیتی نمود یافته‌اند، خود اصلی‌ترین گواه بر دسترسی نداشتن دولت آذریابجان به مخازن و منابع اصلی این هنر قدیمی و صرفا اتکا به تصویرهای اینترنتی است.

با فرض پذیرش فرامرزی بودن هنرهای تمدن منطقه‌ای، این نوع ارایه‌ی هنر نگارگری با حذف دایره‌ی تعلقی و نیز تحریف پیشینه‌ی آن، اقدامی فاقد سوء نیت نمی‌تواند تلقی شود؛ خصوصا که بر پیشانی کتاب نیز آمده است، این کتاب، توسط بنیاد "حیدر علی‌اف" انتشار یافته است.

این اتفاق در کنار معرفی «خط نستعلیق» در پاویون امارات متحده‌ی عربی و «فرش تبریز» در پاویون‌های کشورهای آذربایجان و ترکمنستان،

سکوت مسوولان ایرانی را - با توجه به حضور جدی جمهوری اسلامی ایران در اکسپو 2015 میلان - قابل تامل می‌سازد.

پاویون ترکمنستان

پاویون امارات

این وضعیت، از دو حال خارج نیست: یا این حرکت‌ها توسط مسؤولان ایرانی دیده شده و به سکوت برگزار شده‌اند که جای مطالبه دارد، یا اساسا دیده نشده‌اند که باز با توجه به حضور پرشمار ایرانی‌هایی که به‌عنوان ماموریت اداری در این رویداد بزرگ جهانی حضور داشته‌اند، باز جای پاسخ‌خواهی دارد.

این درحالی است که علاوه بر پرسنل رسمی، گروه‌های متعدد و پرشماری نیز ازسوی وزارت صنعت، معدن و تجارت به‌عنوان گروه‌های خبری در اکسپو میلان حضور داشتند که حضور نام‌های رسانه‌های ناشناخته و نیز غیبت رسانه‌های اصلی و پرمخاطب کشور، از نکته‌های قابل توجه آن بود. با این وجود، چنین اتفاق قابل تاملی دیده نشد!

علیرضا بهرامی - ایسنا

پاویون آذربایجان

انتهای پیام

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا


گرد فراموشی بر چنار کهن نیوشت + عکس


گرد فراموشی بر چنار کهن نیوشت + عکس

» سرویس: استان ها - مرکزی

سرمایه‌ها و ثروت‌های یک کشور شامل سرمایه‌های مادی و معنوی است، سرمایه‌های معنوی می‌تواند شامل نیروی انسانی گذشته و حال و آثار به جا مانده از آنها باشد، برخی ثروت‌های ملی هم، ذو وجه هستند، هم ارزش طبیعی- ملی و میراث فرهنگی دارند و هم ارزش مادی.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه مرکزی- این سرمایه‌های معنوی در قبال حفظ و نگهداری، با پذیرش گردشگر می‌توانند به کارآفرینی و تولید ثروت و درآمد کمک کنند.

حدود 10 سال قبل، آماری از درآمد گردشگری ترکیه منتشر شد که نشانگر اهمیت گردشگری و جلب توریست در آن کشور بود. در آن سال‌ها، درآمد 40 میلیارد دلاری ترکیه با درآمد حاصل از فروش نفت ایران برابری می‌کرد!

کشور باستانی ما هم بصورت بالقوه و بالفعل، دارای آثار باستانی و آثار طبیعی - ملی زیادی است که تاکنون آنطور که شایسته و بایسته بوده از آنها بهره‌برداری مناسب صورت نگرفته است.

در این میان آمار آثار باستانی ثبت شده در شهرستان ساوه نیز به اعداد سه رقمی رسیده است، اما هنوز هم هستند آثاری که مغفول باقیمانده و گرد فراموشی و بی‌توجهی بر آنها نشسته است.

یکی از این آثار طبیعی - ملی در 28 کیلومتری غرب ساوه در روستای نیوشت در جوار بقعه تاریخی امامزاده عبدالله واقع است. البته برخی افراد مطلع محلی این بقعه را متعلق به بانو فاطمه فرزند شجاع مرداویج از آل‌زیار می‌دانند.

گرد فراموشی بر چنار کهن نیوشت

در هر صورت این درخت چنار کهنسال که محیطش با دست به دست دادن هفت مرد کامل می‌شود، دارای قدمت بیش از هزار سال است که البته سنجش دقیق سن آن نیاز به بررسی کارشناسی دارد.

این زیست‌مند عبرت‌آموز در خلال این سال‌ها زخم تیغ یادگاری و درد سوزش آتش را بارها از انسان‌های بی‌وفا بر تنش تحمل کرده است، اما از پس این سال‌ها سبز و استوار در کنار این مزار، راست‌قامت باقیمانده است.

به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که با ثبت این اثر طبیعی- ملی توسط میراث فرهنگی، کمی به این زیستمند آبرومند ادای دین کرده و با حفظ بهتر آن به حفظ محیط زیست خود کمک کنیم.

شکی نیست که اینکار فواید بسیاری دارد که درآمد گردشگری، یکی از آنهاست.

گرد فراموشی بر چنار کهن نیوشت

گرد فراموشی بر چنار کهن نیوشت               

منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران  ایسنا